به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ علی عوضخواه*/// اول؛ عدم وجود و یا تضعیف زبان رسمی در یک جامعه متکثر، به ظهور قومگرایی در میان گروهها منجر میشود. چنین اتفاقی در امپراتوری عثمانی قرن نوزدهم رخ داد. زمانی که در نبود هویت مشترک، تأکید ترکهای جوان بر زبان و فرهنگ ترکی، به عکسالعمل اعراب در قالب ظهور ناسیونالیسم قومی عربی منجر شد و ظهور جریانهای ناسیونالیستی قومی عربی هم آتش استقلالخواهی کردهای عثمانی را روشن کرد. چرا راه دور برویم، ناآرامیهای کردستان در اوایل انقلاب، از درخواست به ظاهر ساده برای آموزش به زبان مادری آغاز و به جنگ مسلحانه برای جدایی از ایران ختم شد.
دوم؛ ایران جامعهای متکثر از قومیتهاست: کردها، آذریها، لرها، بلوچها، عربزبانهای خوزستان، مازنیها، گیلکها و کرمانجها. قومیتهایی که هر کدام ویژگیهای منحصر به فرد و متفاوت خود را دارند، اما ذیل هویت واحد «ایرانی» تعریف میشوند. هویت مشترکی که زبان فارسی قوام و ستون خیمه آن است و غیریتسازی قومیتها، بخصوص کردها و ترکها با گروهِ مثلا غالب «فارسها» که اساسا ماهیت و بروز خارجی ندارد و ماحصل تلاش برای تحریک گسلهای قومیتی است، هدفی جز تضعیف این هویت مشترک ندارد. اینجا اهمیت تقویت و حراست از زبان فارسی، بهعنوان زبان واحد و مشترک اقوام ساکن سرزمین ایران مشخص میشود.
سوم؛ فارغ از مقصر بودن کردها یا آذریها، ریشه اتفاقاتی که در ارومیه رخ داد را باید در اظهارات نسنجیده چند هفته قبل خانم سخنگو جستجو کرد. کجفهمی مهاجرانی از قانون اساسی و تاکید اشتباهش بر «آموزش به زبان مادری»، این انگاره غلط را در قومگرایان بوجود آورد که میتوانند شانس مجددشان برای روشن کردن آتش جداییطلبی را امتحان کنند. وقتی زبان واحدی وجود نداشته باشد، هویت مشترکی هم نخواهد بود. تضعیف زبان رسمی و متعاقبا مفهوم «شهروندی» ایران و تاکید بر هویت قومیِ مجزا از هویت ملی، جرقه بالقوه آتش جنگهای قومیتی است که پیش و بیش از هر چیزی، دامن «ایران» را خواهد گرفت. در چنین وضعیتی، زبان مشترک، همه چیز است.
*فعال سابق دانشجویی