به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»، در دنیای امروز که زندگی شلوغ و پرتنش است، زمان باکیفیت بین مادر و کودک یکی از عوامل اساسی در رشد همهجانبه کودک محسوب میشود. این تعاملات نه تنها پیوند عاطفی بین مادر و کودک را تقویت میکنند، بلکه بر جنبههای شناختی، زبانی، اجتماعی و عاطفی کودک نیز تأثیر مثبت دارند.
پژوهشها نشان دادهاند که کیفیت تعاملات والدین، بهویژه مادران، با کودکان در سالهای ابتدایی زندگی، تأثیرات بلندمدتی بر رشد آنها دارد. بر اساس مطالعات کودکانی که در معرض تعاملات زبانی غنی و مثبت قرار میگیرند، در مهارتهای زبانی و شناختی خود عملکرد بهتری دارند. همچنین، نظریه دلبستگی جان بالبی تأکید میکند که تعاملات گرم، پاسخگو و پایدار مادر با کودک، زمینهساز دلبستگی ایمن است که به سلامت روانی و اجتماعی کودک در آینده کمک میکند. این شواهد ضرورت توجه به کیفیت زمان سپریشده با کودک را برجسته میسازند.
چرا گذراندن زمان باکیفیت توسط مادران با کودکان در رشد کودک اهمیت دارد؟
تأثیر بر رشد شناختی و عاطفی:
زمان باکیفیت و تعامل مثبت با مادر، به کودک کمک میکند تا از طریق بازی و گفتگو، مهارتهای شناختی، زبان و تفکر انتقادی خود را توسعه دهد. همچنین، این ارتباط عمیق زمینهای برای شکلگیری دلبستگی ایمن و احساس ارزشمندی در کودک فراهم میکند.
تقویت روابط اجتماعی:
ارتباطات گرم و صمیمانه بین مادر و کودک، مهارتهای اجتماعی کودک را تقویت کرده و او را برای تعامل موفق در محیطهای مختلف مانند مدرسه و اجتماع آماده میکند.
چالشهای مادرانه
مادران به دلیل مسئولیتهای شغلی و خانوادگی ممکن است زمان کافی برای گذراندن وقت با کودکان نداشته باشند. استفاده از برنامهریزی دقیق، تفویض وظایف و بهکارگیری تکنولوژی (مثلاً تماس تصویری در مواقع اضطراری) از جمله راهکارهایی است که میتواند به مدیریت زمان کمک کند.
والدین باید با تعیین اولویتها و استفاده از روشهای مدیریت استرس، از افت کیفیت زمانهای با کودکان جلوگیری کنند.
پیشنهاد میشود مادران برنامههایی مانند «شب بازی خانوادگی» یا «فعالیتهای بیرونی» را در نظر بگیرند تا ارتباط بهصورت مستمر و معنیداری برقرار شود.
تحقیقات نشان میدهند که حتی مدت زمان کوتاه (۱۵-۳۰ دقیقه) از تعامل متمرکز و باکیفیت، میتواند تأثیرات مثبتی داشته باشد. همچنین، استفاده از فناوری (مانند گوشیهای هوشمند) در زمان تعامل با کودک باید به حداقل برسد، زیرا حواسپرتی ناشی از آن میتواند کیفیت ارتباط را کاهش دهد.
چطور با تکنیکهای ساده، وقت ارزشمند با کودکان بسازیم؟
تخصیص زمان یک به یک: مادران میتوانند با اختصاص دادن زمان مجزا برای هر کودک (حتی به مدت کوتاه مثل ۳۰ دقیقه روزانه)، احساس منحصر به فرد بودن را در کودک تقویت کنند.
تنظیم برنامه روزانه: برنامهریزی منظم جهت گذراندن زمان با فرزند (مانند وعدههای غذایی مشترک، بازیهای عصرگاهی و فعالیتهای خانوادگی) به ایجاد یک روال مثبت کمک میکند. گذراندن زمان باکیفیت نیازمند تداوم و ایجاد روالهای منظم است. این ثبات به کودک کمک میکند تا به ارتباط والدین با او عادت کند و از آن بهرهمند شود.
بازیهای گروهی و انفرادی: فعالیتهایی مانند بازیهای تخیلی، کاردستی، بازیهای ورزشی و حتی فعالیتهای بیرون از منزل (مانند گردش در پارک) میتوانند علاوه بر سرگرمی، مهارتهای حرکتی و خلاقیت کودک را بهبود بخشند.
بازیهای خلاقانه مانند نقاشی، ساخت کاردستی و بازیهای فکری، به توسعه مهارتهای حرکتی، خلاقیت و حل مسئله کمک میکنند.
خواندن کتابهای مناسب سن کودک، مهارتهای زبانی، تخیل و تمرکز او را تقویت میکند. بحث درباره محتوای داستان، درک مطلب و تفکر انتقادی کودک را بهبود میبخشد. پیشنهاد میشود هر شب ۱۵ تا ۲۰ دقیقه برای خواندن داستان با صدای بلند و پرسیدن سؤالاتی مانند "به نظرت بعدش چی میشه؟ " اختصاص داده شود.
فعالیتهای بدنی مانند بازی در فضای باز، پیادهروی یا دوچرخهسواری، به سلامت جسمی و رشد اجتماعی کودک کمک میکند. این فعالیتها تعامل با طبیعت و یادگیری از طریق تجربه را تسهیل میکنند.
بازیهای خانوادگی و گروهی باعث ایجاد رقابت سالم، یادگیری قواعد اجتماعی و ارتقای همدلی در کودکان میشود.
لازم به تاکید است که تحقیقات نشان میدهد که بازی با کودک نه تنها به رشد مهارتهای شناختی کمک میکند بلکه رابطه عاطفی بین مادر و کودک را مستحکم میسازد.
گوش دادن به کودک: استفاده از تکنیکهای گوش دادن فعال و پاسخگویی حساس به احساسات کودک، او را تشویق میکند تا تجربیات و افکار خود را به اشتراک بگذارد. مادران باید فضایی ایجاد کنند که در آن کودک احساس امنیت، پذیرش و ارزشمندی داشته باشد. این فضا میتواند از طریق رفتارهای محبتآمیز و به کارگیری زبان مثبت تحقق یابد.
پیشنهاد میشود در زمان شام یا قبل از خواب، از کودک درباره روزش بپرسید و با دقت به پاسخهایش گوش دهید، بدون قطع کردن صحبت او.
تبادل نظر و گفتوگو: گفتگوهای روزمره دربارهی اتفاقات و احساسات، پایهای برای شکلگیری تفکر انتقادی و احساس مسئولیت در کودک فراهم میآورد. تشویق و تأیید رفتارهای مثبت، به جای تمرکز بر اشتباهات، میتواند انگیزه و خودباوری کودک را افزایش دهد.
مشارکت در فعالیتهای روزمره: مشارکت دادن کودک در کارهای ساده خانگی مانند آشپزی یا مرتب کردن اتاق، حس مسئولیتپذیری و همکاری را در او پرورش میدهد. این فعالیتها مهارتهای زندگی را آموزش داده و زمان مشترکی برای تعامل فراهم میکنند.
مثلا پیشنهاد میکنیم با هم یک غذای ساده مانند پیتزای خانگی درست کنید و به کودک وظایف کوچکی مانند پخش کردن مواد روی نان بدهید.
در نهایت باید بدانید که گذراندن زمان باکیفیت با کودکان، بهویژه توسط مادران، یکی از اصول اساسی در تربیت و رشد سالم فرزندان است. این زمان نه تنها زمینهای برای توسعه مهارتهای شناختی و اجتماعی فراهم میکند، بلکه به ایجاد پیوندهای عاطفی قوی و دلبستگی ایمن کمک میکند. با برنامهریزی دقیق، بهکارگیری فعالیتهای مشترک و استفاده از رویکردهای مثبتگرایانه، مادران میتوانند فضای رشد بهتری را برای فرزندان خود فراهم کنند.
۱. صرف زمان برای ایجاد صمیمیت با فرزندان، مستلزم آن است که ما از حواسپرتی و بیتوجهی جلوگیری کنیم. ما میتوانیم صمیمیت را از طریق چیزی به سادگی تماس چشمی پرورش دهیم. وقتی فرزندانمان با ما صحبت میکنند، مستقیماً به چشمان آنها نگاه میکنیم، ارزش مهم بودنشان را به آنها نشان میدهد. بچههای ما میدانند که ما واقعاً چه زمانی گوش میدهیم. توجه متمرکز، قویتر از بیان کلمات ستایش آمیز است.
تربیت کودک
۲. صمیمیت مستلزم ورود به دنیای فرزندانمان است. یکی از راههای انجام این کار این است که از فرزندانمان سؤالاتی بپرسیم که ما را به عمیقترین مکانهای قلبشان میبرد و سپس به آنچه میگویند، گوش دهیم. سوالاتی مانند زیر را در نظر بگیرید:
بزرگترین ترس تو در حال حاضر چیست؟
نگران چی هستی؟
بیشتر از مامان و بابا به چی احتیاج داری؟
واقعا برای چی عصبانی میشی؟
از چه چیزی ناراحت میشی؟
بزرگترین رویاهای تو چیست؟
چه چیزی تو را بسیار خوشحال میکند؟
۳. یکی دیگر از راههای صمیمیت، برنامهریزی است. برای بیان اینکه چقدر برای هر یک از فرزندانتان ارزش قائل هستید، زمانی را در برنامه خود برای آنها اختصاص دهید. وقتی برنامههای کاری، زمانهای میهمانی یا… را به گونهای تنظیم میکنیم که به بهترین نحو مطابق با نیازهای خانوادهمان باشد، فرزندانمان احساس ارزشمندی خواهند کرد. در برنامه روزانه خود زمانی را برای تعاملات صمیمی اختصاص دهید. اغلب، ما روزها یا حتی هفتهها را میگذرانیم و فقط بچههایمان را در برنامهریزی گنجاندهایم، بدون اینکه زمانی برای برقراری ارتباط واقعی صرف کنیم و بیشتر والدین نمیتوانند تصور کنند که کجا زمان بیشتری برای ارتباط پیدا میکنند. بنابراین به دنبال فرصتهایی باشید که از قبل در برنامه شما هستند، جایی که میتوانید سرعت خود را کاهش دهید و فرصتی برای نزدیکی ایجاد کنید. شاید آن موقع است که صبحها به او کمک میکنید موهایش را ببندید، زمان زیادی را برای بغل کردن و بوسیدن اختصاص دهید، یا زمانی که فقط با یک کودک بعدازظهر در ماشین هستید، یا هنگام خواب، زمانی که با هر یک از بچهها به مدت ده دقیقه دراز میکشید. مطمئن باشید که آغوش صبح بخیر و آغوش خداحافظی را آغاز کردهاید. وقتی با فرزندتان هستید، گوشی موبایل خود را خاموش کنید تا تعاملات طبیعی و صمیمانه لحظهای بین شما عمیقتر شود.
۴. یکی از مهمترین راههای ایجاد صمیمیت با فرزند همدلی کردن با آنها است. با احساسهای فرزندتان هماهنگ شوید و با همدلی به آنها گوش دهید. معمولاً نخستین بخش برای والدین از همه دشوارتر است. باید با آرامش و با چشم، گوش و دلتان به فرزندتان گوش دهید و پیام بدن او را دریافت کنید. معمولاً حرکات و ژستها بسیار گویاتر از کلمات کودک هستند. برای نمونه، آیا او زیر فشار است یا ذوقزده، عصبانی است یا کلافه؟ کار شما این است که اطلاعات جمع کنید تا بفهمید چه چیزی او را آزار میدهد. کارشناسان میگویند قطعیترین راه برای جلوگیری از درد دل کردن فرزندتان این است که احساساتش را دست کم بگیرید و برای نمونه بگویید: “این که چیزی نبود که این همه عصبانی شدی!” یا “تو دیگه بزرگ شدی و نباید این طوری برنجی!” پس حامی فرزندتان باشید، او را قضاوت نکنید و عواطفش را دست کم نگیرید. گاهی کوتاهترین کلمات مانند واقعاً، جداً، عجب! بیشتر از هر عبارت دیگری علاقه شما را نشان میدهند و کودکتان را به ادامه ی گفتگو تشویق میکنند.
۵. عصبانیت خود را کنترل کنید. اگر حرفی زدید و با رفتارهای آزاردهنده مثل تحقیر، کنایه یا بیحیایی از شما استقبال شد، سعی کنید با عصبانیت پاسخ ندهید. درعوض، آسیب پذیری خود را بپذیرید. چیزی نگویید و دور شوید، قبل از اینکه تسلیم وسوسه به سرزنش کردن شوید. فرزند شما مطمئناً از اینکه شما را ناراحت و عصبانی کرده است، احساس بدی خواهد داشت، به خصوص که شما پاسخ او را با دعوا و خشم ندهید. بعداً، زمانی که احساس ناراحتی و عصبانیت نمیکنید، میتوانید به آنها بگویید که دریافت این پاسخ چه احساسی در شما ایجاد کرده است. سعی کنید فقط در مورد احساسات خود صحبت کنید، نه در مورد اشتباه بودن آنها و از آنها دعوت کنید تا هرگونه رنجشی را که باعث واکنش آزاردهنده آنها به شما شده است، در میان بگذارند. “عزیزم، وقتی گفتی که من همیشه طرف برادرت را میگیرم، من ناراحت شدم چون خیلی سعی میکنم منصف باشم و صدایت خیلی عصبانی به نظر میرسید. اما به نظر میرسد واقعاً فکر میکنی من بیانصافی میکنم. این میتواند به تو آسیب بزند. بیشتر راجع بهش به من بگو.”
۶. از مقایسه کردن کودک بپرهیزید. بسیاری از والدین، فرزندان خود را با کودکان دیگر مقایسه میکنند تا آنها را ترغیب به برتری کنند. اما این موضوع برای آنها بسیار دردناک و آزاردهنده میباشد. فرزندتان را آن گونه که هست، بپذیرید؛ روحیه رقابتپذیری در کودکان خوب است و میتواند آنها را برای انجام کارهای خوب ترغیب کند، اما آموزش اینکه آنها همیشه باید برتر و بهتر از سایر کودکان باشند، بسیار مضر است. این امر باعث کمبودها و ضعفهای احساسی عمیق در کودک میشود که درمان آن دشوار است و میتواند منجر به پرخاشگری، تضاد و کینهتوزی او شود.
ارتباط صحیح با کودک در سنین و شرایط مختلف
با هر کودک در هر سن باید با توجه به شرایط فکری، عاطفی و سنی آنان برخورد شود بنابراین باید روشهای تعاملاتی خود را بهروز کنید و هوشیار باشید که به موقع متناسب با مراحل رشدی و شخصیتی کودک از آنان استفاده کنید.
از تولد تا دو سالگی
در کودکان این سنی اولین راه ارتباطی گریه کردن است که از چهار هفتگی با توجه به نوع نیاز حالتهای مختلف و خاصی پیدا می کند و در سه چهارماهگی کودک متوجه عکس العمل دیگران نسبت به اصوات خود می شود و بعد از برقرارکردن این ارتباط اعتماد می کند چراکه نیازهایش پاسخ داده می شود.
کلمات را در شرایط و زمینه ی آن متوجه می شوند و نمی توانند معنی آنان را به طور مستقل درک کنند و در هجده تا بیست و چهارماهگی شروع به استفاده از کلماتی که نشان دهنده اعمال هستند، می کنند و آنان را درقالب جملات کوتاه، مختصر و تکه تکه ای به کار می برند بنابراین با لمس کردن، نوازش و در آغوش گرفتن، زمزمه کردن و شعر خواندن اولین گام ها را در ارتباط بردارید به آنان آرامش و دلگرمی بدهید و تشویق به مکالمه و عکس العمل نشان دادن نسبت به کارهای خودتان کنید.
ارتباط موثر با کودکان
کودک متوجه لحن و حرکات بدنی شما می شود و تأثیر میپذیرد همینطور حرف زدن به شدت در ارتباط شما با کودک تأثیرگذار است هرچند که نمی دانید چقدر از حرف های شما را متوجه می شود
۲.دو تا پنج سالگی
در سن دو تا سه سالگی کودک از طریق کلام والدین و اطرافیان و بالا رفتن تعامل و تجارب از کلمات در استفاده از آنان پیشرفت می کند و میتواند کم کم از جملات پیچیده تری استفاده کند به مرور و با بالا رفتن سن علاقه اش نسبت به مشارکت در تصمیم گیری ها، استفاده از کلام خود برای تغییر شرایط، توضیح دادن و تعریف کردن وقایع بیشتر می شود.
بنابراین با توجه کامل نشان دادن، منعکس کردن عواطف ناگفته کودک، کمک خواستن درجهت یافتن علل و راه حل مشکلات، دادن حق انتخاب و تصمیم گیری و استفاده از توضیحات کوتاه تر کودک را در بیان احساسات، هوشیاری عاطفی، حس تسلط و تأثیرگذاری با بیان، معنادار شدن مسئله ای که سعی در فهمیدن آن دارند یاری کنید چرا که اینگونه به برقرار کردن رابطهای پیشرفته تر و تأثیرگذارتر بیشتر نزدیک می شوید.
۳.شش تا یازده سالگی
خردسالان در این محدوده ی سنی پیشرفتی چشمگیر در ارتباط برقرارکردن پیدا می کنند به طوری که برای اقداماتشان برنامه ریزی و هدف گذاری می کنند و سطح درک بهتری از وقایع و کلمات دارد بنابراین با احترام گذاشتن به شخصیت و اطلاعات آنان از راه کمک گرفتن از آنان که باعث ایجاد اعتماد به نفس و نوعی تشویق می شود.
همچنین در درک بهتر و اطلاع از نیازهایشان مؤثر است، گوش دادن با دقت به حرف ها و پرسش های مشخص و دقیق تر درباره ی موقعیت توصیف شده توسط کودک، تعامل با کودک در جهت وضع قوانین و تعیین محدودیت ها، نه گفتن های با دلیل و منطق و قاطعیت نشان دادن همراه با توضیح علت و حفظ ارتباط کلامی با استفاده از شیوه های مختلف مثل شوخ طبعی، محبت و… در شرایط مختلف، در ارتباط صحیح گام بردارید.
توصیه میشود که مادران با درک اهمیت این موضوع، زمانهای اختصاصی و فعالیتهای معناداری را در برنامه روزانه خود جای دهند تا همواره بتوانند از لحظات با ارزش و تاثیرگذار با فرزندانشان بهرهمند شوند.