به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ کتاب «پایان تاریخ مدرن در خاورمیانه» تالیف برنارد لوئیس و ترجمه محمدرضا ملکی و فرزاد محمدزاده ابراهیمی از سوی انتشارات جهان سیاست به بازار کتاب آمد. این کتاب به موضوع اوضاع اجتماعی در خاورمیانه میپردازد.
کتاب «پایان تاریخ مدرن در خاورمیانه» در چهار فصل به موضوعاتی همچون پایان تاریخ مدرن در خاورمیانه، تبلیغات سیاسی در خاورمیانه، ایران: هامان یا کوروش؟ و یهودیستیزی جدید- اول مذهب، سپس نژاد، پس از آنچه؟ پرداخته است.
در پیشگفتار این کتاب به قلم فؤاد عجمی میخوانیم: برای چندین دهه، موضوعات اندیشکده هوور بر نگرانیهای گسترده سیاسی، اقتصادی و آزادی فردی متمرکز بوده است. جنگ سرد که ایالات متحده را در طی قرن بیستم درگیر کرد و به چالش کشید، به میزان قابل توجهی بر عملکرد این اندیشکده، از جمله بر انباشت سوابق و مطالعات پژوهشی تاثیرگذار بود. تولید کارهای پژوهشی در خصوص جهان کمونیستی، شواهد پایداری بر آن زمان و آن تلاشها است. اما هیچ وقفهای در کشمکشهای تاریخی دیده نمیشود و کمونیسم صحنه تاریخ را زودتر از چالش بزرگ برخاسته از سرزمینهای گسترده جهان اسلام ترک نکرده بود.
فرجهای کوتاه و مسیری پر پیچ و خم، از سقوط دیوار برلین در نهم نوامبر سال ۱۹۸۹ تا یازده سپتامبر پیموده شده است. پروژهای که به تازگی، با عنوان گروه مطالعاتی هربرت و جین دوایت درباره اسلامگرایی و نظم بینالمللی، در اندیشکده هوور راهاندازی شده است، به ما کمک میکند تا به درک عمیقتری برسیم از کشمکش در جهان اسلام بین نظم و دشمنان آن، بین مسلمانان مشتاق به حمایت از تفسیر غیرعادلانه قانون و دستاوردهای تجدد و کسانی که مصمم به انکار جایگاه جهان اسلام در نظم مدرن بینالمللی دولتها هستند. ایالات متحده عمیقاً در جهان اسلام درگیر شده و در معرض خطر قرار گرفته است و ما به گروه مطالعاتی خود در قالب بخش و جزئی از تقابل جاری با اسلامگرایان رادیکال مینگریم که علیه دولتها به ویژه منافع و قدرت آمریکا و همینطور نظم سیستم بینالمللی دولتها اعلان جنگ کردهاند.
فؤاد عجمی اذعان میدارد که بدون شک اسلامگرایان یک اقلیت در جهان اسلام هستند، اما از جنس با اراده و مصمم محسوب میشوند. دنیای آنها در امارت اسلامی خلاصه میشود که بنا به گفته خود، با «امیران و مجاهدین در راه خدا» رهبری و در پیگیری خلافتی مشروعیت یافت که با پایان امپراتوری عثمانی در سال ۱۹۲۴ از هم فروپاشید. این اربابان خوف و وحشت و پیادهنظام آنها به طور فزایندهای ادغام جهان اسلام را در تجدد دشوار کردهاند. سرزمینهای اسلامی، سرزمینهایی در چهارراه تمدنی، مسیرهای تجاری و با جمعیتهای مختلط بودهاند. اسلامگرایانی که به جنگ، با اعتراف به موثر بودن آن، در برابر همان میراث تمدنی مبادرت کردهاند. جهش به سوی اقتصاد جهانی مدرن چنانچه طی سالهای اخیر، چین و هند به آن نائل آمدهاند، در فرهنگی با تشدید ترحمجویی تخاصمی و درخواستهای بی پایان برای جنگهای مذهبی تقریباً غیرممکن خواهد بود.
در شرح بیشتر موضوع نبرد اندیشهها با اسلامگرایی تندرو مورد بررسی قرار گرفته و آمده است: نبرد اندیشهها با اسلامگرایی تندرو به طور اجتنابناپذیری بر این تلاش اندیشکده هوور متمرکز است. بستر راهبردی این برخورد، چشمانداز خاورمیانه بزرگ، ستون دیگر آن است. از این منظر، ایالات متحده با سه لایه خطر در قلب جهان اسلام مواجه است: دولتهای تسلیم شده در برابر نفوذ و عقاید تروریستها به گونهای که اقتدار دولتی دیگر وجود ندارد؛ رژیمهای دیکتاتوری که مردم خود را در داخل سرکوب میکنند و پیگیر تسلیحات مرگبار کشتارجمعی و ماجراجوی در خارج از کشور هستند و رژیمهای «توانمند» همچون حکومتهای مصر و عربستان سعودی، که مشکلات خود را با اسلامگرایی رادیکال به سایر بخشهای جهان اسلام و فراتر از آن صادر میکنند. در چنین بستری، امر مهم ریشهکن کردن رادیکالیسم اسلامگرا و اصلاح و همینطور تقویت دولت در سراسر جهان اسلام-خاورمیانه، آفریقا، همچنین جنوب، جنوب شرقی و آسیای مرکزی-بزرگترین چالش راهبردی قرن بیست و یکم محسوب میگردد. نقطه آغازین اساسی، شناخت دقیق دشمن است.
در مقدمه کتاب به چشمانداز تاریخنگار و هنر برنارد لوئیس اشاره شده و نویسنده به سرنوشت-یا بهتر است گفته شود، تاریخ- سفر او به آمریکا و جهت آن اشاره کرد و آورده است: برنارد لوئیس، تاریخنگار، در سال ۱۹۷۴ و در ۵۸ سالگی برای انجام مطالعات شرقشناسی از لندن راهی پرینستون شده بود که منتج به آوازه علمی وافری برای او شد. به هر حال، در سالهای پس از آن هیچ وقت فعالیتهای دانشگاهی / علمی وی دچار وقفه نشد. سرزمینهای اسلامی که زبانها و فرهنگهای آن را متبحرانه میشناخت، به زودی تحولات شگرفی به خود دید. کشور محل اقامت لوئیس در جایگاه یک امپراتوری که بریتانیا سرزمین مادری وی، آن را بنیان نهاده بود، به موقع مرتبه ویژهای را برای او فراهم و تقریباً لوئیس را به عنوان راهنمای خود در عرصههای خطیر و چالشبرانگیز جهان اسلام برگزید. او به پیامآور این عصر جدید آمریکاییها در سرزمینهای عربی و جهان اسلام مبدل گشت.
در شرایط عادی، آمریکا کشوری نیست که التفات مفرطی به مورخان و ادعاهای تاریخی روا دارد، زیرا در اینجا، گذشته به مثابه کشوری خارجی قلمداد میگردد. اما نه سه دهه گذشته برههای عادی و نه برنارد لوئیس مورخی معمولی بود. او به درستی، اسناد و سوابق را میشناخت و از آنها استفاده میکرد؛ به زبانهای «مشرق زمین» تسلط داشت و سرآمد همصنفهای دانشگاهی خود بود. اما اینها نیز حق مطلب را درباره لوئیس ادا نمیکند: او کاملاً مرد روابط عمومی است. او نزدیک بودن جنگ را احساس میکرد، منازعه بزرگ تمدنی و در ترسیم حقایق این جنگ، هراسی به خود راه نمیداد.
کتاب «پایان تاریخ مدرن در خاورمیانه» تالیف برنارد لوئیس و ترجمه محمدرضا ملکی و فرزاد محمدزاده ابراهیمی با ۱۹۶ صفحه و شمارگان ۹۰۰ نسخه از سوی انتشارات جهان سیاست منتشر شد.