به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ امیر حسین ثابتی*/// ماجرای سفر شهرام دبیری معاون رییس جمهور به قطب جنوب یک «نماد» بود. دقیقا مثل «نوک یک کوه یخی» در قطب جنوب! که نشان می داد مناسبات و اتفاقات مهمتری از این سفر وجود دارد که حالا فقط بخشی از آن دیده شده است.
لذا از همان روز اول که خبرش منتشر و بعد هم به دروغ تکذیب شد، هیچ واکنشی نداشتم چون معتقد بودم و هستم که اتفاقات بسیار مهمتری در حال وقوع است که نباید با هیاهو درباره یک سفر جنجالی، به حاشیه برود.
البته از دکتر پزشکیان تشکر میکنم که او را عزل کرد، هرچند برخی می گویند علت اصلی دو تابعیتی بودن همسر دبیری بوده و برخی هم می گویند در کشمکش های داخلی دولت، این بار نوبت دبیری بوده تا عزل شود اما در هر حال عزل او اقدامی به موقع بود.
اما اصل ماجرا چیست؟ اصل ماجرا «اقتصاد سیاسی» نظام جمهوری اسلامی ایران است که سالهاست در دست افرادی است که تقریبا هیچ اعتقادی به این نظام ندارند اما منابع عمومی، سرمایه های بیت المال و در یک کلمه قدرت اقتصادی کشور در دست آنهاست.
همان کسانی که به اسم خصوصی سازی، هزاران میلیاد تومان از منابع کشور در دست شان است و نتیجه عملکرد آنها به اسم جمهوری اسلامی فاکتور می شود در حالی که به اندازه یک ارزن به این نظام اعتقادی ندارند.
بخش دیگری از آنها بر بانکهای خصوصی حاکم شده اند، بخش دیگری شان بر پتروشیمی ها و شرکتهای نفتی و صنایع فولادی حاکمند، بخش دیگری شان بر شرکت های خودروسازی چنبره زده اند و بخش دیگری شان بر بنگاه های دولتی بزرگ تسلط دارند. خلاصه هر آنجا که "مناسبات قدرت از طریق اقتصاد" برقرار است، حضور فعال دارند.
لذا مساله امروز من دبیری و امثالهم نیستند. لذا نه رفتنش به قطب جنوب برایم اهمیت داشت و نه عزل او. آنچه مهم است شریان های اقتصادی این کشور است که در اوج تحریم ها در دست کسانی است که سربازان اقتصادی دشمن هستند نه جمهوری اسلامی! و از طریق مناسبات اقتصادی، تصمیمات سیاسی کلان کشور را جهت دهی میکنند و زورشان از من نماینده و حتی فلان وزیر و... نیز بیشتر است و سوگمندانه دولت فعلی نتیجه عینی تفکرات آنهاست و بخشی از اسپانسرهای انتخاباتی رئیس جمهور نیز همینها بودند.
اما ما در مجلس چه کار می توانیم بکنیم؟ برای پاسخ دقیق تر، زمان بیشتری باید بگذرد اما من امیدوارم...
*نماینده مجلس