به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ در روزهایی که دانشگاهها با چالشهای جدی در حوزه اندیشه، تعامل فکری و رسالتهای انقلابی مواجهاند، جای تأسف دارد که برخی تشکلهای دانشگاهی که خود را نماینده قشر فرهیخته و اهل فکر معرفی میکنند، همچنان در دام نگاههای سیاسیکارانه و رویکردهای محفلی گرفتار ماندهاند. برنامه اخیر دفتر سیاسی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها با موضوع «مذاکرات ایران-آمریکا؛ چشماندازها و پیامدهای داخلی» گویای همین واقعیت تلخ است. برنامهای که قرار بود به یک موضوع کلان و حساس در عرصه سیاست خارجی بپردازد، اما به صحنهای برای بازتولید چهرههای آشنا و پدیده نخنمای «آقازادگی» تبدیل شد.
تصویر پوستر این رویداد را در ادامه میبیندید:

فرزند یک رئیسجمهور بهجای صاحبنظران علمی؟
پرسش اساسی از برگزارکنندگان این نشست آن است: در میان دهها استاد دانشگاه متخصص در حوزه سیاست خارجی، روابط بینالملل، دیپلماسی عمومی، اقتصاد سیاسی و حتی مذاکره، چرا باید فردی چون «سید عمادالدین خاتمی» بهعنوان سخنران اصلی انتخاب شود؟ چه کارنامهای از پژوهش، تدریس، تحلیل یا سابقه علمی از ایشان سراغ دارید که بتواند او را در جایگاه تبیین یکی از مهمترین مسائل سیاست خارجی کشور قرار دهد؟ پاسخ روشن است: هیچ چیزی جز نسبت خانوادگی با رئیسجمهور اسبق جمهوری اسلامی ایران، سید محمد خاتمی.
این یعنی شایستگی قربانی نسب خانوادگی شده؛ درست همان چیزی که اصلاحطلبان بارها در شعارهای خود علیه آن موضع گرفتهاند. چطور میتوان از شایستهسالاری دم زد، ولی در عمل، میدان تحلیل و تبیین مسائل ملی را به چهرههایی واگذار کرد که جز وابستگی خونی، سرمایه فکری روشنی ندارند؟
وقتی مشورت به انحراف میرود
انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها که عنوان «اسلامی» و «دانشگاهی» را توأمان با خود یدک میکشد، امروز باید پاسخ دهد که چرا در برگزاری اینگونه برنامهها، بهجای تکیه بر تجربه و دانش متخصصان بیطرف و مستقل، به حلقه محدود و بستهای از افراد سیاسی و نزدیک به جریان اصلاحطلب اعتماد میکند؟ آیا این همان مسیر عقلانیت و تدبیر است که از آن دم میزنند؟ آیا تشخیص راه درست از طریق مشورت با افراد وابسته به جریانات خاص و نه صاحبنظران واقعی، دانشگاه را از مسیر علمی خود خارج نمیکند؟ چگونه میتوان مدعی دغدغهمندی برای مصالح ملی بود، در حالیکه تحلیل مسائل راهبردی کشور را به کسانی میسپارند که بیشتر نقش سخنگوی غیررسمی یک جریان سیاسی را دارند تا تحلیلگر مستقل و بیطرف؟
نگاهی به بیانیهها و مواضع این انجمن که در پایگاه رسمی آن نیز قابل مشاهده است، نشان میدهد که لحن و رویکردی رادیکال بر آن حاکم است؛ رادیکالیسمی که بیش از آنکه محصول اندیشهورزی، تحقیق و مباحثه علمی باشد، نتیجه نشستوبرخاست با افراد کممایه و فاقد عمق نظری و تجربی است. حاصل چنین رویکردی، نه اصلاح واقعی که بازتولید سطحینگری و تعصب سیاسی در قالب ادبیات دانشگاهی است.
ادعای آزاداندیشی؛ چرا فقط در جلسات خودی؟
این انجمن و دیگر نهادهای مشابه در جناح اصلاحطلب سالهاست که ژست آزادی بیان، کرسیهای آزاداندیشی، مناظره و تضارب آرا را گرفتهاند. اما سؤال روشن این است: در عمل کجا ایستادهاند؟ چرا بهجای گفتوگو با منتقدان و مخالفان فکری خود، فقط تریبون را در اختیار چهرههای وابسته به جریان خود قرار میدهند؟ چرا در دانشگاهها کرسیهای آزاداندیشی واقعی برگزار نمیشود؟ چرا در برابر نقدهای علمی، سیاسی و اخلاقی درباره کارنامه اصلاحطلبان، سکوت یا فرافکنی میکنند و هیچگاه حاضر به پاسخگویی نمیشوند؟
برگزاری نشستهایی از این جنس، آنهم با حضور چهرههای غیرمتخصص و بیارتباط با فضای آکادمیک، بیشتر به یک شوی سیاسی شبیه است تا یک برنامه علمی و دانشگاهی. شوربختانه باید گفت، آزاداندیشی اصلاحطلبانه تا آنجا آزاد است که سخنران و پرسشگر از خودشان باشد!
دانشگاه؛ محل تضارب آرا یا محفل سیاسی؟
دانشگاه در تراز انقلاب اسلامی، نه محل سکوت و انفعال است، نه سکوی پرتاب سیاسیون بازنشسته و وابستگانشان. دانشگاه باید محل رشد نخبگان واقعی، طرح گفتوگوی علمی و تضارب آرا میان اندیشههای متنوع و حتی متضاد باشد. اما آنچه در عمل شاهد آن هستیم، تبدیل شدن برخی نهادهای مدعی علم و آزاداندیشی به پاتوق سیاسیِ یک جناح خاص است. چنین انحرافی نهتنها اعتبار دانشگاه را مخدوش میسازد، بلکه دانشجویان و جامعه دانشگاهی را نسبت به نهادهای علمی بیاعتماد میکند.
آیا زمان آن نرسیده که بهجای این نمایشهای تکراری، برای یکبار هم که شده، میدان را به نخبگان واقعی، جوانان متعهد، استادان مستقل و صاحبان اندیشه انقلابی بدهیم؟ آیا وقت آن نرسیده که آقازادهها از تریبون دانشگاه کنار بروند و دانشگاه به اهلش سپرده شود؟
سخن آخر
جریاناتی که سالها شعار آزادی، گفتوگو، اصلاح و شایستهسالاری دادهاند، امروز در آزمونی بزرگ قرار دارند: آیا حاضرند میدان را به صاحبان فکر و اندیشه واگذار کنند یا همچنان بر مدار قدرت و وابستگی خواهند چرخید؟
اگر انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها و امثال آن، واقعاً دغدغه ایران، مردم و دانشگاه دارند، باید مسیر خود را اصلاح کنند. دانشگاه را از بازیهای محفلی خارج کنند، به گفتوگوی واقعی تن دهند، و بهجای آقازادهها، به سراغ استادان و نخبگان اصیل بروند.
گزارش از امیر صفره



