به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ 15 خرداد ۱۳۴۲، تنها یک روز نیست، بلکه نمادی است از آغاز عصری تازه در تاریخ معاصر ایران؛ آغازی بر بیداری اسلامی، اعتراض مردمی علیه دیکتاتوری و آغاز زنجیرهای از حوادث که نهایتاً به پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷ انجامید. این قیام، جلوهای از اتحاد تودههای مردم با مرجعیت شیعه، واکنشی ریشهدار به سالها خفقان، وابستگی و تحقیر ملی، و سرآغازی برای یک نهضت تمدنی بود. این گزارش تحلیلی در پی آن است که با بازخوانی زمینهها، ابعاد و پیامدهای قیام ۱۵ خرداد، نقش بیبدیل آن را در شکلگیری انقلاب اسلامی واکاوی کند.
ایران پس از کودتای ۲۸ مرداد؛ بازگشت استبداد و زوال امید
آغاز دهه ۴۰ شمسی با سایه سنگین کودتای آمریکایی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بر سپهر سیاسی ایران همراه بود. با بازگشت محمدرضا پهلوی از تبعید موقت و سقوط دولت مصدق، نه تنها پروژه ملی شدن صنعت نفت به شکست انجامید، بلکه راه برای بازسازی دیکتاتوری پهلوی در قالبی مدرن و با اتکای کامل به آمریکا هموار شد.
دولت کودتا با تکیه بر سازمانهای امنیتی جدید (همچون ساواک)، تمام نشانههای مشارکت سیاسی، آزادی بیان و نهادهای مردمی را نابود کرد. در این میان، روحانیت و حوزههای علمیه که در دوره نهضت ملی تا حدی به حاشیه رفته بودند، بار دیگر به یکی از مهمترین پایگاههای اعتراض بدل شدند.
در همین فضا بود که مناسبات دربار با مرجعیت شیعه، بهویژه آیتالله العظمی بروجردی، در حالی که پیشتر رنگی از تعامل محافظهکارانه داشت، پس از کودتا به تدریج تیره و تقابلی شد. شاه که خود را بینیاز از مشروعیت مذهبی میدید، سیاستهای فرهنگی و اجتماعی غربگرایانه را با شتاب بیشتری دنبال کرد.
«انقلاب سفید»؛ ابزار واشنگتن برای سلطه نرم
با پیروزی جان. اف. کندی در انتخابات ریاستجمهوری آمریکا، سیاست خارجی جدیدی با عنوان «اتحاد برای پیشرفت» در قبال کشورهای جهان سوم طراحی شد؛ سیاستی که در ظاهر به دنبال توسعه سیاسی و اجتماعی بود، اما در واقع پوششی برای گسترش نفوذ آمریکا و مقابله با جنبشهای استقلالطلب و انقلابی در آسیا و آمریکای لاتین محسوب میشد.
در ایران، این سیاست در قالب طرح «انقلاب سفید شاه و ملت» اجرا شد؛ طرحی شامل بندهایی چون اصلاحات ارضی، ملیکردن جنگلها، سهیمکردن کارگران در سود کارخانهها، ایجاد سپاه دانش، و اعطای حق رأی به زنان. اما از نگاه مردم متدین، این اصلاحات فاقد مشروعیت، متکی به قدرت بیگانه، و تهدیدی علیه سنت، خانواده، اقتصاد ملی و استقلال کشور بود.
مهمتر آنکه، این اصلاحات بدون هیچگونه مشورت با نهادهای دینی، و حتی بدون بررسی در مجلس ملی، با فرمان مستقیم شاه اعلام و در بهمن ۱۳۴۱ به همهپرسی گذاشته شد. این اتفاق، نقطه انفجار بود. حوزه علمیه قم، با محوریت حضرت امام خمینی، به مخالفت جدی با این طرحها برخاست.
امام خمینی(ره)؛ صدای مردم در برابر سلطنت وابسته
در شرایطی که بسیاری از علما همچنان مشی سکوت یا ملاحظه را در برابر رژیم حفظ کرده بودند، حضرت امام خمینی(ره) با شجاعتی مثالزدنی به میدان آمد. ایشان نهتنها اصول بهظاهر اصلاحی شاه را نقد کرد، بلکه کل مشروعیت نظام شاهنشاهی و سلطه آمریکا بر مقدرات ایران را به چالش کشید.
سخنرانی تاریخی ایشان در مدرسه فیضیه در فروردین ۱۳۴۲، که همزمان با ایام محرم بود، و سپس سخنان کوبنده ایشان در عصر عاشورا (۱۳ خرداد ۱۳۴۲) علیه شاه و اسرائیل، بهسرعت در میان مردم منتشر شد. امام صریحاً اعلام کرد که شاه به دنبال نابودی اسلام و خدمت به صهیونیسم است.
در واکنش، رژیم در بامداد ۱۵ خرداد امام خمینی را در قم بازداشت و به تهران منتقل کرد. اما بازداشت ایشان جرقه قیامی خونین را زد.
قیام ۱۵ خرداد؛ تجلی غیرت دینی و هویت ملی
صبح روز ۱۵ خرداد، هزاران نفر در تهران، قم، ورامین، مشهد و شیراز به خیابانها آمدند. شعار اصلی آنان، آزادی امام خمینی و مرگ بر شاه بود. زنان، بازاریان، طلاب، کارگران، و روستاییان، با دستان خالی اما قلبهایی لبریز از خشم و ایمان، در برابر سربازان تا دندان مسلح رژیم ایستادند.
نیروهای نظامی با دستور مستقیم شاه، با گلوله و تانک به میدان آمدند. هزاران نفر کشته و زخمی شدند. حکومت نظامی اعلام شد. اما آنچه ماند، **روح قیامی بود که دیگر خاموشنشدنی بود.**
امام خمینی پس از آن نیز بارها اعلام کرد که ۱۵ خرداد «یومالله» است؛ روزی که ملت نشان داد قدرت اسلام و مردم، از گلوله و قدرتهای جهانی قویتر است.
۱۵ خرداد در ترازوی تاریخ؛ آغازی بر پایان سلطنت
قیام ۱۵ خرداد اگرچه در ظاهر سرکوب شد، اما مهمترین نقطه عطف در شکلگیری روحیه انقلابی، انسجام مردمی و تثبیت رهبری امام خمینی بود. از این پس، نام امام در میان مردم بهعنوان رهبر نهضت شناخته شد. تجربه ۱۵ خرداد، گفتمان «مقاومت مشروع» در برابر «استبداد وابسته» را در ادبیات سیاسی کشور نهادینه کرد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی، در تحلیل تاریخی خود از این حادثه، بارها تاکید کردهاند که:
«قیام ۱۵ خرداد نشان داد که روحانیت اگر به میدان بیاید و مردم هم پای کار باشند، هیچ قدرتی نمیتواند در برابر اراده یک ملت مقاومت کند.»
میراث ماندگار یک روز تاریخی
قیام ۱۵ خرداد صرفاً یک حرکت اعتراضی نبود؛ بذر انقلاب اسلامی در آن روز در دل تاریخ کاشته شد. قیامی بود با خاستگاه مذهبی و ریشه در فرهنگ مقاومت شیعی، علیه سلطهطلبی آمریکا، صهیونیسم و حکومت پهلوی.
اگرچه سالها زمان برد تا ثمره آن نهال به بار نشیند، اما بیتردید انقلاب بهمن ۱۳۵۷ فرزند همان روزی بود که مردم در خون غلتیدند تا «اسلام» بماند و «ایران» بیدار شود.
گزارش از امیر صفره



