به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ با گذشت بیش از یک سال از آغاز دومین دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ، حالا نشانههایی آشکار از تغییر بنیادین در رویکرد او نسبت به جنگ اوکراین دیده میشود؛ تغییری که به نظر میرسد پایان توهمی باشد که ترامپ طی ماهها بر آن پای میفشرد: پایان سریع جنگ با یک تماس تلفنی یا مذاکره کوتاه با ولادیمیر پوتین. اگرچه ترامپ در کارزار انتخاباتی خود بارها وعده داده بود که قادر است ظرف ۲۴ ساعت جنگ اوکراین را پایان دهد، اما شواهد جدید حاکی از آن است که این تصور جای خود را به واقعگرایی تلخ داده است.
در تازهترین نشانه از این تغییر رویکرد، ترامپ پس از گفتوگویی تلفنی با پوتین در سوم ژوئیه ۲۰۲۵، که خود آن را «بد» توصیف کرده، آشکارا از سرخوردگیاش نسبت به مواضع کرملین سخن گفته است. منابع نزدیک به کاخ سفید تأیید میکنند که پوتین در این مکالمه، کوچکترین نشانهای از تمایل به آتشبس یا آغاز مذاکرات سازنده نشان نداده و بهجای آن، بر خواستههای ژئوپلیتیکی و امنیتی روسیه در قبال اوکراین تأکید ورزیده است. این مسئله ترامپ را به این نتیجه رسانده که نهتنها توافقی سریع ممکن نیست، بلکه مقابله با روسیه اکنون بخشی از یک پازل بزرگتر در رقابت راهبردی ایالات متحده با چین شده است.
از کییف تا پکن: تغییر اولویتهای ژئوپلیتیکی
ترامپ که در ماههای نخست ریاستجمهوری خود امید داشت با نزدیک شدن به روسیه و پایان دادن به بحران اوکراین، تمام تمرکز خود را به مهار چین معطوف کند، اکنون دریافته که این دو جبهه بهشدت به هم گره خوردهاند. حمایت آشکار چین از روسیه، چه در قالب کمکهای اقتصادی و چه از طریق پشتیبانی دیپلماتیک، موجب شده ترامپ استراتژی جدیدی را در پیش گیرد: مهار روسیه به عنوان پیشنیاز مهار چین.
در واقع، ترامپ امروز به این جمعبندی رسیده که بدون تضعیف جدی روسیه در میدان جنگ اوکراین، نمیتوان به قطع پیوندهای استراتژیک میان مسکو و پکن امیدوار بود. حمایتهای مکرر شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، از ثبات روسیه و تأکید او در نشست ژوئن ۲۰۲۵ با رهبران اروپایی بر «ضرورت بقای استراتژیک مسکو برای منافع بلندمدت چین»، ترامپ را متقاعد ساخته که شکست روسیه نه یک هدف فرعی، بلکه کلید اصلی موفقیت در مهار قدرت روبهرشد چین است.
از مذاکره به تقابل: چرخش آشکار در سیاست ترامپ
یکی از نشانههای بارز این تغییر جهت، تماس تلفنی چهارم ژوئیه ترامپ با ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین است. بر اساس گزارش فایننشال تایمز، ترامپ در این گفتوگو بهصراحت از زلنسکی پرسیده: «آیا میتوانی مسکو را هدف قرار دهی؟ سنپترزبورگ چطور؟» این پرسش که با پاسخ مثبت زلنسکی مشروط به دریافت تسلیحات پیشرفته آمریکا همراه بود، از چرخشی جدی در سیاست ترامپ حکایت دارد: گذار از سیاست انزواگرایانه به اتخاذ یک موضع فعال و مداخلهگر، هرچند از طریق نیابتی.
اگرچه ترامپ همچنان نسبت به ورود مستقیم آمریکا به جنگ محتاط است، اما اکنون آماده است از طریق ارسال تسلیحات دوربرد، به کییف امکان وارد آوردن ضرباتی سنگینتر به خاک روسیه را بدهد. سیاستی که پیشتر در دوره بایدن نیز پیگیری شده بود، اما ترامپ حالا با شدت بیشتری به دنبال تحقق آن است، تا آنجا که به گزارش منابع نزدیک به پنتاگون، فهرستی از تسلیحات احتمالی از جمله موشکهای تاکتیکی ارتش و سامانههای هدایتشونده با برد بلندتر در حال بررسی است.
دور زدن کنگره، جلب اروپا
ترامپ همچنین تلاش میکند با استفاده از شبکهای از کشورهای ثالث، موانع قانونی موجود در کنگره آمریکا را دور بزند. بهعنوان مثال، در دیدار اخیر نمایندگان اوکراین با مقامات ناتو در رم، طرحهایی برای انتقال تسلیحات دوربرد از طریق کشورهای اروپایی بررسی شده است. ترامپ با این تاکتیک هوشمندانه، هم از تعهدات مستقیم نظامی فاصله میگیرد و هم بر فشار علیه روسیه میافزاید. تصمیم اخیر او مبنی بر ارائه سامانههای دفاعی پاتریوت به اوکراین نیز در همین راستا ارزیابی میشود.
تهدیدات کرملین و پاسخهای غیرمستقیم
در سوی دیگر، کرملین نیز بیکار ننشسته است. روسیه پس از حملات اوکراین با موشکهای آمریکایی، دکترین هستهای خود را بازبینی و آستانه استفاده از سلاحهای هستهای را کاهش داد؛ اقدامی که نشاندهنده نگرانی شدید مسکو از تشدید حمایت غرب از اوکراین است. پوتین همچنین هشدار داده که تأسیسات نظامی کشورهایی که تسلیحاتشان علیه روسیه استفاده شود، ممکن است هدف حمله قرار گیرند.
با این حال، پاسخ روسیه به اظهارات ترامپ تا کنون بیشتر در چارچوب تبلیغات سیاسی باقی مانده است. دیمیتری مدودف، معاون شورای امنیت روسیه، در واکنش به تهدیدات ترامپ آن را «اولتیماتومی نمایشی» توصیف کرده و تأکید کرده که کرملین این هشدارها را جدی نمیگیرد.
توان مستقل اوکراین و شکاف در جبهه روسیه
در کنار حمایتهای خارجی، اوکراین نیز با اتکا به ظرفیتهای بومی خود، به حملات مؤثری علیه اهداف راهبردی روسیه دست زده است. عملیات پهپادی موسوم به «تار عنکبوت» در ژوئن ۲۰۲۵ که طی آن ناوگان بمبافکنهای استراتژیک روسیه مورد حمله قرار گرفت، نشان داد که اوکراین به سلاحهای غیرمتعارف و شیوههای جنگی خلاقانهای دست یافته که میتواند کرملین را غافلگیر کند.
با این حال، حتی مؤثرترین حملات پهپادی نیز بدون پشتوانه تسلیحاتی گسترده نمیتواند ضربه نهایی را وارد آورد. از همین رو، ترامپ اکنون در حال بررسی جدی ارسال سلاحهایی است که پیشتر از انتقال آنها پرهیز میکرد؛ مانند موشکهای تاماهاوک با برد بیش از ۱۶۰۰ کیلومتر.
جمعبندی
چرخش استراتژیک ترامپ از «میانجیگری قاطع» به «تقابل غیرمستقیم اما شدید»، نمادی از پذیرش یک واقعیت تلخ در سیاست جهانی است: جنگ اوکراین، دیگر یک بحران منطقهای نیست بلکه بخشی از رویارویی بزرگتری میان قدرتهای جهانی به شمار میرود؛ رویارویی که آینده نظم جهانی را رقم خواهد زد.
برای ترامپ، شکست روسیه به معنای تضعیف مهمترین متحد چین است؛ گامی ضروری در مسیر مهار پکن که اولویت مطلق سیاست خارجی او محسوب میشود. این سیاست هرچند پرمخاطره و نزدیک به مرز درگیری گستردهتر است، اما در نهایت نشانهای است از بازگشت ایالات متحده به سیاست سنتی «قدرت سخت» برای دفاع از منافع ژئوپلیتیکی خود در دوران رقابت ابرقدرتها.
گزارش از امیر صفره



