به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ در حالی که منطقه غرب آسیا با پیچیدهترین آرایشهای امنیتی و درگیریهای نیابتی قرن اخیر دست و پنجه نرم میکند، رژیم صهیونیستی بار دیگر با حملات سنگین به خاک سوریه نشان داد که جاهطلبیهای راهبردیاش هیچگاه محدود به مرزهای اعلامیاش نبوده است. اما اینبار، جنس حملات، انتخاب اهداف و حتی لحن تهدیدات صادره از تلآویو، واجد ویژگیهایی است که آن را از موارد مشابه پیشین متمایز میسازد.
رژیم صهیونیستی در این دور از حملات، نهتنها تأسیسات نظامی و امنیتی کلیدی دمشق مانند وزارت دفاع را هدف قرار داد، بلکه در اقدامی کمسابقه، شخص «احمد شرع» ملقب به «ابومحمد جولانی» – که در معادلات سیاسی جدید سوریه عملاً به مهرهای نزدیک به تلآویو و واشنگتن بدل شده – را تهدید مستقیم به ترور کرد. این رفتار تناقضآمیز از سوی رژیمی که همواره در پی استقرار دولتهای همسو در پایتختهای همجوار بوده، این پرسش را برجسته میکند که اهداف واقعی اسرائیل در سوریه چیست؟ آیا ماجرا به همین نقطه ختم میشود یا ما با تکهای از یک پازل بزرگتر روبهرو هستیم؟
سویدا؛ جرقهای برای آتشی فراموششده؟
آنچه بهعنوان بهانه این حملات معرفی شد، بروز تنشهای جدی در استان سویدا در جنوب سوریه است؛ منطقهای با اکثریت جمعیت دروزی که در طول بحران داخلی سوریه، همواره تلاش کرده است از ورود به درگیریهای نظامی و صفبندیهای خشن پرهیز کند. اما با قدرتگیری دولت خودخوانده جولانی و تلاش او برای تسلط بر این منطقه، دروزیها بهصورت قاطع از پذیرش حاکمیت وی امتناع ورزیدند.
در واکنش، نیروهای جولانی با کمک برخی قبایل متحدش به سویدا یورش بردند و درگیریهایی خونین را رقم زدند. در این میان، رژیم صهیونیستی که بهطور تاریخی در ارتباطاتی مخفیانه با برخی از رهبران دروزی در منطقه بوده، با ادعای «حمایت از دروزیها» و «صیانت از مرزهای شمالی خود»، دست به حملاتی وسیع زد؛ حملاتی که نهتنها از منظر جغرافیایی گسترده بود، بلکه از منظر سیاسی نیز نشانههایی از تحولی بزرگتر را با خود به همراه داشت.
آیا تلآویو پروژهای بزرگتر در دست اجرا دارد؟
مرور اجمالی شواهد، نشانهها و رفتارهای تلآویو در سالهای اخیر – بهویژه در رابطه با سوریه – حکایت از یک طرح کلان و بهغایت پیچیده دارد؛ طرحی که برخی تحلیلگران منطقهای از آن با عنوان «کریدور داوود» یاد میکنند. این پروژه نهتنها واجد اهمیت ژئوپلیتیکی است، بلکه از نظر اقتصادی، امنیتی، و نظامی میتواند ساختار تعادل منطقهای را بهشدت تغییر دهد.
کریدور داوود چیست؟
کریدور داوود، در سادهترین تعریف، پروژهای استراتژیک برای ایجاد یک مسیر پیوسته و تحت نفوذ رژیم صهیونیستی از بلندیهای جولان و مناطق جنوبی سوریه تا کردستان عراق. هدف این کریدور، دستیابی به چهار مزیت راهبردی زیر است:
۱. تسلط بر منابع انرژی
استانهای نفتخیز حسکه و دیرالزور در شمال و شمالشرق سوریه، در کنار منابع غنی نفت و گاز کردستان عراق، هدف مستقیم این پروژه هستند. رژیم صهیونیستی بهخوبی میداند که آینده اقتصاد انرژی منطقه دیگر فقط به خلیجفارس محدود نمیشود و تسلط بر منابع جدید در غرب عراق و شمال سوریه، میتواند جایگاه تلآویو را در بازار جهانی انرژی ارتقا دهد. در سالهای اخیر، شاهد تلاشهای اسرائیل برای نقشآفرینی در بازار گاز شرق مدیترانه نیز بودهایم و پروژه کریدور داوود در امتداد همان راهبرد کلان انرژیمحور قابل تحلیل است.
۲. گسترش عمق استراتژیک امنیتی
با اتصال جغرافیای جنوب سوریه به کردستان عراق از طریق این کریدور، رژیم صهیونیستی میتواند عملاً در نزدیکی مرزهای ایران مستقر شود؛ امری که تهدیدی جدی برای عمق دفاعی ایران و متحدانش بهویژه در محور مقاومت به شمار میرود. این کریدور میتواند بهعنوان مسیری برای عملیاتهای اطلاعاتی، جاسوسی و تدارکاتی اسرائیل در حوزههای عملیاتی ایران و حزبالله عمل کند.
۳. شکستن محور مقاومت
کریدور داوود میتواند در نقش یک گلوگاه جغرافیایی برای قطع ارتباط لجستیکی ایران با جبهه مقاومت در سوریه و لبنان ظاهر شود. تسلط رژیم صهیونیستی بر این مسیر، عملاً امکان پشتیبانی مستمر از حزبالله، زینبیون، فاطمیون و سایر گروههای مقاومت در جبهه شام را با چالش مواجه میسازد.
۴. بازآرایی ژئوپلیتیک منطقه
با تثبیت این کریدور، تلآویو میتواند تأثیرگذاری دولتهای مرکزی سوریه و عراق را تضعیف و از طریق تقویت ساختارهای شبهدولتی کردی یا عشایری، الگوهای تجزیهطلبانه را احیا کند. این راهبرد با پروژه «خاورمیانه جدید» مطرحشده در دوره بوش پسر همخوانی دارد.
جولانی؛ مهرهای که باید حذف شود؟
تهدید به ترور جولانی از سوی اسرائیل، فقط یک هشدار سیاسی یا واکنش به بیکفایتی نیست؛ بلکه نشانهای از این واقعیت است که در منطق صهیونیستی، پروژهها مقدم بر افرادند. جولانی هرچند در یک دهه گذشته یکی از مهرههای موثر در زمین بازی اسرائیل بوده، اما حالا که اقتدار او در سوریه میتواند مانعی برای آزادسازی مسیرهای کریدور داوود شود، حذف او نیز بخشی از طرح بهحساب میآید.
از نگاه تلآویو، جولانی دیگر مأمور انجام مأموریتی خاص است که باید تا آنجا پیش برود که در خدمت منافع پروژه باشد؛ نه بیشتر. اگر حضور او موجب شکلگیری تمرکز قدرت و انسجام سیاسی در دمشق شود، حذفش یک ضرورت راهبردی است.
موانع اجرای پروژه صهیونیستی
پروژه کریدور داوود اگرچه روی کاغذ یک طرح منسجم و سودآور برای اسرائیل است، اما در عمل با موانع گستردهای روبهروست:
-
مقاومت مردمی سوریه
گروههای سوری، از مهمترین موانع عملیاتی در برابر این کریدور هستند. الگوی موفق حزبالله لبنان نشان داده که چگونه یک نیروی محلی میتواند توازن قوا را در برابر یک ارتش تا بن دندان مسلح تغییر دهد. -
نقش روسیه و رقابتهای جهانی
حضور روسیه در سوریه نیز هرچند ضعیفتر از قبل شده، اما بهطور کامل از بین نرفته است. مسکو بهدنبال حفظ توازن در منطقه است و ایجاد پایگاههای صهیونیستی در شرق سوریه میتواند واکنش روسیه را نیز برانگیزد. -
ملاحظات ترکیه
دولت آنکارا که با مسائل کردی بهطور سنتی حساس است، از گسترش نفوذ اسرائیل در مناطق کردنشین عراق و سوریه بهشدت نگران است. لذا احتمال دارد در برخی نقاط، راهبردهای ترکیه و ایران بر سر مقابله با این کریدور تلاقی پیدا کند.
جمعبندی
حملات اخیر اسرائیل به سوریه و تهدید به ترور مهرههای نیابتیاش مانند جولانی، چیزی فراتر از تاکتیکهای مقطعی است. آنچه در جریان است، پروژهای استراتژیک و چندبعدی با عنوان کریدور داوود است که میکوشد با بهرهگیری از جنگهای نیابتی، خلأ قدرت، شکافهای قومی و بیثباتی ژئوپلیتیکی، آینده منطقه را به نفع صهیونیسم تغییر دهد.
اما تاریخ این منطقه نشان داده است که هر طرحی که بر بیثباتسازی و سلطه استوار باشد، اگر با مقاومت مردمی و اراده دولتهای مستقل روبهرو شود، دیر یا زود فروخواهد پاشید. آینده کریدور داوود هنوز روشن نیست، اما آنچه مسلم است، تلآویو برای تحقق آن از هیچ اقدامی – حتی حذف همپیمانان خود – ابا ندارد.
گزارش از امیر صفره



