به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ یادداشت از علیرضا عرب/// طی یک سال اخیر، هنگامی که برجامیست ها از خطرات " تله جنگ" می ترساندند ، مکررا از خطرات و پیامدهای منفی " تله مذاکره" صحبت کردم.
در شرایط فعلی سیاسی-امنیتی خاورمیانه، هیچ ضمانتی برای هیچ مذاکره ای متصور و واقعی ارزیابی نمی گردد.
درصورت عدم درک صحیح و عمیق از سیر و ریشه تحولات منطقه و فرامنطقه ؛ "تله مذاکره" روی دیگر "تله جنگ" خواهد بود و دارای پیامدها و نتایج مشابه و مشترک خواهند بود.
تراژدی از ترور اسماعیل هنیه در تهران و عملیات فریب آمریکایی ها به اسم و بهانه "آتش بس در غزه" شروع شد .
از ارائه پاسخ دردناک و متناسب پرهیز شد تا آتش بس در غزه محقق شود که نشد.
این دام اول و افتادن در تله مذاکره بود.
اصرار بر رویه غلط به شهادت سید حسن نصرالله و فرماندهان رضوان و شورای جهاد حزب الله در بیروت منجر شد و باز انفعال و رویکرد رمانتیک به اوضاع و مناسبات عرصه بین الملل و دلخوش به ضمانت مذاکره با آمریکا.
این دام دوم و افتادن در تله مذاکره بود.
باز اصرار بر مذاکره با آمریکا ادامه یافت و در گرماگرم مذاکرات اسرائیل و آمریکا واضح ، قوی و وقیح به کشور تجاوز کردند و جنگ 12 روزه رسما آغاز شد.
"به نحوی تراژیک کشور و ملت در تله مذاکره و جنگ توامان افتاده بود"
غفلت و لجاجت ادامه یافت و در زمان طلایی که باید با تمام قوا و قاطعانه پیام شدت ، خشونت و قاطعیت به طرف آمریکایی ارسال می شد تا به نحو جدی و معتبر مانع ورود آمریکایی ها به جنگ 12 روزه می شد، شوربختانه در گرماگرم جنگ به متجاوز بی شرم التماس مذاکره کردند.
دام سوم اما عظیم بود و آنچه نباید رخ می داد اتفاق افتاد .
" امریکای در حال مذاکره برای اولین بار راسا و علنا در کنار اسرائیل وارد جنگ شد به سایت های هسته ای ما حمله کرد و آنها را منهدم کرد."
این حاصل یک سال مذاکره ،ارسال پیام ضعف و انفعال به دشمن و افتادن در تله مذاکره بود.
این حاصل نگرش و رویکرد رمانتیک به مناسبات بین المللی و سیاست خارجی بود.
امروز هم هیات حماس در گرماگرم مذاکره در کشوری که طی گذشت دوسال از 7 اکتبر اصلی ترین میانجی محسوب می شود و متحد امنیتی آمریکا است و بزرگترین پایگاه هوایی آمریکایی ها در منطقه در خاک آنها قرار دارد مورد تهاجم و ترور قرار گرفتند.
بعد از 7 اکتبر 2023م استراتژی نظامی - امنیتی اسرائیل دگرگون شد و با پیروزی ترامپ این تغییرات روند عینی تر و سریعتری پیدا کرد.
ترکیب ترامپ- نتانیاهو بسیار خطرناک و غیر قابل پیش بینی است و در صورت بروز ضعف از سمت اضلاع محور مقاومت اتحاد آنها تقویت و خشونت آنها بیشتر نیز خواهد شد .
نمود اعلا و آشکار این اتحاد خطرناک، تهاجم و تجاوز وحشیانه و بی شرمانه مشترک آنها به تاسیسات هسته ای کشورمان طی جنگ 12 روزه برای اولین بار بود.
مساله مهم دیگر اینکه طی تحولات یک سال اخیر و به ویژه بعداز سقوط بشار اسد در سوریه ، توازن قوا در منطقه به نفع اسرائیل تغییر کرده است و به مرور تمام کشورهای منطقه پیامدهای این تغییر در معادلات قدرت را به عینه درک خواهند کرد.
بعد از اضلاع و اقطاب محور مقاومت در منطقه، محور سنی -اخوانی (ترکیه -قطر) از این تغییر در معادلات قدرت متضرر خواهند شد .
امااین پیامدهای منفی دردناک صرفا محدود به محور مقاومت و محور سنی - اخوانی نخواهد بود و در مراحل بعدی ، در میان مدت و بلند مدت ، کشورهای عرب متحد غرب و حتی عضو پیمان ابراهیم را نیز شامل خواهد شد.
نکته مهم دیگر اینکه اسرائیل و نتانیاهو در غزه در مخمصه خودساخته افتاده اند و دچار بن بست راهبردی شده اند و با عملیات ارابه های گیدعون بیش از پیش وارد باتلاق غزه خواهند شد که نشانه های آن را در عملیات های مبارزین مقاومت علیه ارتش اسرائیل در حال مشاهده هستیم.
هر زمان نتانیاهو در غزه و یا در مواجهه با مردم اسرائیل و در جبهه داخلی دچار بن بست می شود هوشمندانه و هدفمند مشکلات مزبور را به خارج از اسرائیل به ویژه به سمت ایران منتقل می کند و جنگ و توجهات افکار عمومی اسرائیل را به خارج از سرزمینهای اشغالی و به ویژه ایران منحرف کرده و جنگ را به ایران می کشاند.
نمونه مشخص این رفتار جدید ترور هنیه در تهران ، ترور سید حسن نصرالله و فرماندهان رضوان در بیروت ؛ هجوم و تجاوز به ایران و جنگ 12 روزه و اکنون نیز ترور امروز رهبران حماس در قطر است.
نتیجه اینکه ما در تهران باید به شدت تحولات سیاسی-امنیتی اسرائیل و تحرکات نظامی آن را رصد کرده و برای تهاجم اسرائیل آماده باشیم و حتی المقدور و درصورت لزوم اقدام به حملات پیش دستانه کنیم.



