به گزارش خبرنگار تشکلهای دانشجویی «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ امیرعباس محمودی/// در شرایطی که سابقه نمایان عدم پایبندی غرب به تعهداتش در طول زمان و در قراردادهای مختلف کاملا مشخص و پیدا بود. آنچه مشخص است تلاش دولت وقت برای ایجاد سرمایه اجتماعی سریع از طریق قبول خیانت برجام و همچنین ایجاد انگیزه سیاسی در این انتخاب بود دولت به شدت به دنبال یک دستاورد فوری بود تا بتواند آن را به عنوان برگ برنده در داخل عرضه کند؛ به ویژه برای تثبیت پایگاه اجتماعی خود و پاسخ به شعار چرخ سانتریفیوژ بچرخد چرخ زندگی هم بچرخد همین شتاب برای اثبات موفقیت باعث شد در مذاکرات امتیازهای بزرگی داده شود بدون آن که ضمانت اجرایی محکمی گرفته شود به بیان منتقدان برجام محصول ترکیب فشار خارجی و نگاه خوش بینانه داخلی بود؛ ترکیبی که در نهایت کشور را وارد توافقی پرهزینه و نامتوازن کرد. نتیجه آن شد که در متن برجام مکانیسم ماشه بدون ملاحظه کافی گنجانده شد و ایران در برابر تهدیدی دائمی قرار گرفت.
بدتر از اینها زمانی بود که ایالات متحده در سال ۲۰۱۸ به صورت یک جانبه از برجام خارج شد و تلاش کرد با وجود خروج رسمی همچنان از مکانیسم ماشه علیه ایران استفاده کند هر چند اکثر کشورهای جهان با این اقدام آمریکا مخالفت کردند اما همین تلاش نشان داد که ضعف حقوقی برجام و کوتاهی دولت وقت تا چه اندازه میتواند روحانی و تیم او معتقد بودند که تنها راه شکستن دیوار تحریم ها دست دشمن را برای سوء استفاده باز بگذارد. به عبارتی روحانی و تیم اعتماد سازی با غرب و محدود کردن برنامه هسته ای ایران است. آنها او با ساده انگاری نسبت به تعهدات طرف مقابل زمینه ای را ایجاد کردند که حتی بعد از خروج آمریکا همچنان ایران در معرض تهدید روانی و رسانه ای مکانیسم ماشه قرار بگیرد از همان ابتدا که متن برجام منتشر شد با توجه به مفاد آن برای آنهایی که به مطالعه علمی و کارشناسی برجام پرداخته بودند اعجاب انگیز و شگفتی آور بود. کسی باور نمیکرد که چنین سازوکار یک طرفه و ظالمانه از سوی تیم مذاکره کننده و دولت ایران پذیرفته شده است. اما فضای ایجاد شده از سوی دولت و پروپاگاندای رسانه ای آن در کتمان کردن ضعف های مهم برجام اجازه شنیده شدن نکات دقیق و علمی منتقدان را نداد برجام جز یک دلخوشی اولیه که لازمه فریب بود گرهی از کار مملکت باز نکرد داشته های گرانبهایی را تسلیم و فرصتهای ارزشمندی را سوزاند.
مکانیسم ماشه یا همان اسنپ یک سازوکاری است که در متن برنامه راهبردی جامع اقدام مشترک (برجام) و قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل گنجانده شده است. بر اساس این سازوکار اگر یکی از طرفهای توافق ادعا کند که ایران تعهدات خود را نقض کرده است میتواند روندی را آغاز کند که در نهایت به بازگشت خودکار تمامی تحریمهای سازمان ملل علیه ایران منجر شود بدون آن که نیاز به رأی گیری جدید در شورای امنیت باشد.
در دولت یازدهم و دوازدهم به ریاست حسن روحانی سیاست گذاری در حوزه برجام و تعامل با غرب با انتقادات فراوانی همراه بود یکی از مهمترین این انتقادات به نحوه مواجهه تیم مذاکره کننده با مکانیسم ماشه باز میگردد. واقعیت این است که دولت وقت در شرایطی وارد توافق شد که دست بالا در مذاکرات را نداشت و بیشتر به دنبال لغو سریع تحریمها و نشان دادن دستاوردی رسانه ای بود. پرسش موجود این است که چرا دولت وقت با چنین شتاب و اشتیاقی به سمت توافقی رفت که از همان ابتدا مملو از ضعفهای حقوقی و فنی بود؟ در آن مقطع دولت روحانی کلید حل مشکلات اقتصادی را نه در تقویت توان داخلی بلکه در تنش زدایی با غرب و گشایش خارجی تعریف کرد به همین دلیل مسیر مذاکره مستقیم هسته ای که از زمان دولت قبل ایجاد شده بود را با غرب انتخاب کردند.
این تصور را داشتند که اگر ایران بخش بزرگی از توان هسته ای خود را کنار بگذارد در مقابل غرب هم تحریمها را برخواهد داشت و سرمایه گذاری خارجی اقتصاد ایران را نجات خواهد داد. باید به این موضوع پرداخت که اساسا قرداد ننگینی به نام برجام چه آورده ای برای کشور داشت؟ آیا تحریم ها را لغو و به حداقلی ترین حالت رساند؟ و یا از درگیر کردن کشورمان در حمله ای نظامی جلوگیری کرد؟ آنچه در جواب مشخص و روشن میباشد پاسخ منفی به این دو پرسش است. برجام نه تنها تاثیری در لغو تحریم ها نداشت بلکه از جنگ نظامی علیه کشورمان هم جلوگیری نکرد به طوری که در دولت همراهان و دوستان خودشان ایران درگیر جنگ ۱۲ روزه شد همه اینها در حالی است که رئیس جمهور وقت و کارگزارن نزدیک او مانند وزیر خارجه دولت یعنی ظریف خود از کسانی بودند که حدود چهل سال به عنوان سیاست مدار و رجل سیاسی فعالیت میکردند و نمیتوان همه حتی اگر تنها گزینه بود نباید هزینه هایش انکار شود یا سیاهی ها را سفید خواند دلیل روشن اینکه خود اعضای تیم مذاکره کننده هم مفاد برجام و نتیجه آن یعنی مکانیسم ماشه را صرفا یک اتفاق و برای مکانیسم ماشه را گردن نمیگیرند و بعد از مدت ها انکار داستان مثال برداشت اشتباه از کلمه تعلیق تحریم و لغو تحریم دانست. آن هم فرانچسکو را علم کرده اند. این روزها را میتوان فصل پاسخگویی کاسبان برجام دانست باید از روحانی ظریف و تمام کارگزارن این ترکمانچای سوالهای فراوانی پرسید باید پرسید که چرا ضعف های برجام را به مردم بیان نکردید؟ چرا علی رغم آنکه منتقدان ضعف های برجام را بیان کردند شما انکار کردید؟ چرا بابت این افتضاح صدها صدها سکه طلا گرفتید؟ چرا حاضر نیستید در یک گفتگوی دو طرفه پاسخ این سوالات را بدهید و هنوز بر انجام عملیات رسانه ای یک جانبه برای ایجاد ذهنیت اشتباه در مردم اصرار دارید؟ این لوپ پرتکرار نتیجه ای جز کم هزینه کردن دروغ گویی به ملت ایران را ندارد.
مکانیسم ماشه سلاحی بدون گلوله
با وجود همه این نقاط ضعف باید به یک نکته مهم توجه کرد که مکانیسم ماشه در شرایط فعلی عملاً تأثیر جدی بر اقتصاد و معیشت مردم ندارد زیرا اقتصاد ایران در سالهای گذشته تحت شدیدترین و گسترده ترین تحریمهای یکجانبه آمریکا قرار گرفته است؛ تحریمهایی که به مراتب سخت گیرانه تر و فراگیرتر از تحریم های سازمان ملل هستند. تقریباً همه حوزه های بانکی نفتی حمل و نقل و حتی تجارتهای خرد پیشتر توسط واشنگتن هدف گرفته شده اند در چنین وضعیتی بازگشت تحریم های شورای امنیت چیزی فراتر از وضعیت موجود به کشور تحمیل نمیکند. مکانیسم ماشه را نقل محافل کردند در صورتی که مشکل ما اصلا مکانیسم ماشه نیست غربیها تلاش میکنند با تهدید به استفاده از این سازوکار فشار روانی بر بازارها و فضای داخلی کشور ایجاد کنند و جریانهای غربگرا در داخل هم گاهی این تهدید را بزرگ نمایی میکنند تا همچنان بر طبل مذاکره یک طرفه بکوبند. اما واقعیت این است که مردم ایران سالهاست با تحریم های سخت تر از قطعنامه های شورای امنیت مواجه بوده اند و اقتصاد کشور چه خوب و چه بد خود را با این شرایط وفق داده است.
مکانیسم ماشه نمادی از ضعف ساختاری برجام، آرمان گرایی و ساده انگاری عده ای نسبت به عرصه بین الملل میباشد. این سازوکار اگرچه در زمان خود میتوانست تهدیدی جدی برای ایران باشد اما امروز عملاً قدرت عملی ندارد و بیشتر به ابزاری سیاسی و رسانه ای تبدیل شده است.



