تاریخ انتشار: شنبه 1404/07/12 - 09:37
کد خبر: 545863

جهانی شدن شمشیری دو لبه است؛ وقتی کسب سود جایگزین وفاداری ملی می شود

جهانی شدن شمشیری دو لبه است؛ وقتی کسب سود جایگزین وفاداری ملی می شود

امروزه تمرکز اصلی بر مسائل بوم شناختی، خشکسالی، قحطی، گرم شدن زمین یا حقوق اساسی بشر نیست، بلکه سود و طمعی است که بر رویدادهای جهانی چیره شده است.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ کشورهای استعمارگر با هدف کشف راه‌های دریایی جدید و دسترسی به منابع هندوستان و چین نقشه جدید از جهان را یافتند و به آفریقا و آمریکا رسیدند. هلند، انگلیس، فرانسه، پرتغال، اسپانیا از جمله کشورهایی بودند که با دو عامل و نیروی پیشبرنده این مأموریت‌ها را تأمین می‌کردند، یکی تکامل و استقرار مکانسیم حمایت‌های مالی با کمک دولت‌ها و سرمایه گذاران اروپایی و دوم پیشرفت فنی در کشتی سازی و توسعه دستگاه‌های مربوط به ناوبری که همزمان با شروع انقلاب صنعتی و گسترش صنعتی شدن شکل گرفت و در استراتژی بازرگانی آنان تغییر ایجاد کرد.

در این دوره کشورهای استعمارگر با تکیه بر توان خود و نیز سوار شدن بر توان و استعدادهای کشور مستعمره بر ظرفیت‌های استعمارگرانه خود می‌افزودند. غلبه بر توان مردمی و بهره گیری از امکانات و مواد خام کشورهای استعمارگر را قدرتمند تر می‌کرد و مسیر را برای استعمار بیشتر هموارتر می‌کرد.

فناوری‌های جدید رفته رفته زندگی انسان معاصر را دگرگون کرد و تکنولوژی و صنعت همه ابعاد زندگی را تحت تأثیر قرار داد. قدرت‌های استعماری با دارا بودن این فناوری‌ها فاصله خود را با دیگر کشورها افزایش دادند و وجود پیشرفت‌های ارتباطی، حمل و نقل به علاوه برتری نظامی باعث شد تا به سلطه خود در سرتاسر جهان ادامه دهند.

در قرن ۱۸ تا ۱۹ استعمارگرانی پا به عرصه گذاشتند که با قدرت و توان نظامی خود موفق به زیر سلطه قرار دادن کشورها شدند. برخی کشورها همچون چین و ترکیه و ایران نیمه مستعمره بودند و هیچ گاه به صورت کامل تحت سلطه کشور استعمارگری نرفتند اما رفتارهای استعمارگرانه و نفوذ و دخالت‌ها کشور را از حالت مستقل به نیمه مستقل تبدیل کرد و باعث شد تا منابع و امکاناتی که می‌توانست صرف آبادی و آبادانی کشور شود طی قراردادها و تفاهمنامه هایی به کشور بیگانه تقدیم شد.

به گفته علی محمدی در کتاب جهانی شدن و استعمار دوباره، این کشورهای نیمه مستعمره اغلب وضعیت خودشان را بدتر از کشورهایی می‌دیدند که مستقیماً تحت استعمار بودند. رهبران سیاسی آن‌ها اگر اربابان استعماری آنها را انتخاب نکرده بودند مجبور بودند با سیاست‌های رشوه خواری و تهدید وضعیتی را اعمال کنند که همواره برای قدرت‌های استعماری سودمندتر بود تا برای منافع ملی مستعمره. امضای قرارداد رویتر در قرن نوزدهم منافع سودجویانه استعمار انگلیس را در مقایسه با منافع ملی ایران نشان می‌دهد که به موجب آن انگلیس کنترل بیش از پیش خود را بر هند از طریق خط تلگرافی که از ایران عبور می‌کرد افزایش داد.

‌سیاست عمومی در کشورهای مستعمره و نیمه مستعمره نه تنها دست یابی به مواد خام و مورد نیاز برای اقتصاد و صنعت در غرب بود بلکه استفاده از روش‌های نرم و تسلط بر افکار عمومی از دیگر ترفندهای استعمارگران بر ملت‌ها بود. آنچه مهم است گاه حمایت و همراهی کشور مستعمره در همراهی با استعمارگران است، اتفاقی که به واسطه همین ترفند رخ می‌دهد. مثلاً پس از نبرد پلاسی، جنگ کم و بیش بین قوای انگلیس و مردم هندوستان برای تصدی و کنترل بیشتر بر این کشور وجود داشت و نکته جالب آنکه تأمین بودجه و حتی قدرت نظامی به کار گرفته شده برای این تعهد طولانی عمدتاً از سوی خود هند صورت می‌گرفت.

به باور نویسنده کتاب در دوره فعلی مسئله مهم از دیدگاه ملت‌های در حال توسعه مبین این واقعیت است که استعمارگران اصلی با تکبر و احساس رضایت مجدد، که با سقوط بلوک شوروی تقویت و تسریع شده است باز می‌گردند. در نتیجه اغلب بحران‌های جدی در دنیا، منافع مستقیم یا غیر مستقیم این قدرت‌های استعماری را در بر می‌گیرند. بنابراین شعارهایی مثل تروریسم، دموکراسی، حقوق بشر، عدالت و حفاظت از محیط زیست تنوع معنایی ندارند و رویدادهایی نظیر جنگ خلیج فارس، جنگ بوسنی، همگی وقتی از این منظر به آن نگریسته می‌شود معانی متفاوتی دارند.

اما جهانی شدن در این میان چه تأثیری بر روی استعماگران و کشورهای دیگر گذاشته است؟ رابرت ساموئلسن گفته است که «جهانی شدن شمشیری دو لبه است» وسیله قدرتمند برای رشد اقتصادی و در عین حال یورشی به استقلال ملی که به آسانی فرهنگ‌های محلی را از بین می‌برد و استحکام اجتماعی را تهدید می‌کند. امروزه دولت ها نیز اسیر دست شرکت‌های چند ملیتی هستند، این شرکت‌ها می‌کوشند سودمندترین معاملات را با دولت‌های جهان انجام دهند. انگیزه آنان به جای وفاداری ملی یا مسائل مورد علاقه بشر، کسب سود است. بنابراین تمرکز اصلی بر مسائل بوم شناختی، خشکسالی، قحطی، گرم شدن زمین یا حقوق اساسی بشر نیست، بلکه سود و طمعی است که بر رویدادهای جهانی چیره شده است. این وضعیت چندین مسئله را در جهان به وجود می‌آورد و موجب محرومیت بیشتر می‌شود. در حقیقت یک دور باطل است که در آن عوامل مختلف دست به دست هم می‌دهند تا وضعیت جهانی را وخیم‌تر کنند.

مرتبط ها
نظرات
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
معرفی کسب و کارها
کدام جنگ بی‌پایان؟
مذاکره عراقچی با آمریکا بدون مجوز و برخلاف عقلانیت بود/ استیضاح وزیر خارجه ثبت شده است
دیدار پزشکیان و رئیس شورای اروپا
خودکشی ۸ ملوان نیروی دریایی آمریکا در جریان مأموریت رزمی علیه ایران
ابراز نگرانی هند از تحریم‌های آمریکا علیه روسیه و ایران
آغاز سال تحصیلی و افتتاح مدرسه جدید شجره طیبه میناب +عکس
کاناوارو: ایران ازبهترین تیم‌های آسیاست/ شومورودوف: هدفمان پیروزی است
روبیو: توافق با ایران نیازمند زمان و تلاش بسیار است!
طلای ناگویا بر گردن دومین کاراته‌کای قم
۹۸۸ حمله هوایی و موشکی سعودی به یمن
سرلشکر رضایی: دیپلماسی جدید ایران به گذشته برنخواهد گشت
تیم ملی جای جوان‌گرایی نیست/ با ازبکستان آماده جام ملت‌ها می‌شویم
جدیدترین اقدام خصمانه کانادا علیه ایران
انتقاد عراقچی از مماشات اروپایی‌ها از جمله آلمان با قلدری‌های آمریکا
تبادل پیام میان ایران و امریکا دو ساعت به طول انجامید
آخرین تمرین تیم ملی پیش از دیدار با ازبکستان برگزار شد
عارف: امیدواریم در روزهای آینده مبلغ کالابرگ افزایش یابد
قالیباف: رئیس‌جمهور صدای قدرتمند ایران بود
حملات دوباره موشکی و توپخانه‌ای عربستان به صعده یمن
میثاق دانشجویان دانشگاه‌های تهران با شهدای مدرسه میناب
امضای توافق نامه ایران و کره جنوبی
نظرسنجی
به نظر شما توافق با آمریکا به پایان مخاصمات می‌انجامد یا دوباره شاهد یک درگیری تمام عیار خواهیم بود؟


مشاهده نتایج
go to top