به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ «خبرنامه کاغذی دانشجویان ایران» با پرونده ویژهای به سراغ واقعه 16 آذر رفته است. در این شماره از ماهنامه خبرنامه کاغذی دانشجویان ایران، یادداشتهایی از فعالین دانشجویی کشور در مورد 16 آذر و حوادث پس از آن تا جنگ 12 روزه بررسی شده است.
در ادامه یادداشت رضا زند عضو شورای مرکزی ناظر بر نشریات وزارت علوم را میخوانید.
در روزهایی که منطقه بار دیگر شاهد جنگی کوتاه اما پر معنا بود نگاه دانشجویان ایران نیز دستخوش دگرگونی شد؛ گویی جنگ دوازده روزه تنها یک نبرد نظامی نبود آینه ای بود که ما را واداشت دوباره مفهوم «دشمن» را مرور کنیم؛ نه دشمنی که تنها در میدان نبرد ظاهر می شود. بلکه دشمنی که روایت میسازد امید را می فرساید و با تحریف واقعیت ذهنها را از درون تسخیر می کند. این رویداد هشدار دوبارهای بود به نسل دانشگاهی ایران که دشمن شناسی صرفاً یک موضوع تاریخی با نظامی نیست؛ بخشی است از سواد اجتماعی بخشی از بصیرت که بارها بر آن تأکید شده اگر دشمن را نشناسید، حتی پیروزیها نیز به شکست تبدیل می شود.
جنگ اخیر نشان داد بسیاری از دانشجویان از پیله تماشاگر بودن فاصله گرفتهاند. پرسشهای اساسی در ذهنها زنده شد چه کسی تصویر واقعیت را برای ما می سازد؟ چه قدرتهایی تلاش میکنند خشم ملت ها را کوچک، رنج انسانها را بی اهمیت و مقاومت را بی اثر جلوه دهند؟ این پرسشها که سالهاست در ادبیات دینی و انقلابی بر ضرورت آنها تأکید شده، دوباره جان گرفت. دانشجوی ایرانی فهمید که دشمن شناسی یعنی دیدن «پشت صحنه، یعنی نفوذ نکردن در بازی قدرتی که میخواهد اراده ملت ها را از بین ببرد.
دانشگاه وقتی زنده است که این پرسش ها در آن خاموش نشود. سخن از بیداری سخن از هوشیاری و مراقبت از حقیقت از جمله مضامینی است که رهبران اندیشه در ایران همیشه بر آن پای فشرده اند اینکه جامعه ای اگر چشمش را روی واقعیت ببندد، دیر یا زود خود را اسیر دست همان قدرت هایی می یابد که سال ها ظاهرشان را بزک کرده اند. دانشجوی امروز ایران در می یابد که مسئولیت او تنها در کلاسها و پژوهشها نیست؛ مسئولیت او بخشی از مسئولیت تاریخی این سرزمین است که حقیقت را تحریف تا پذیر نگه دارد. اما در کنار این بیداری یک پرسش کلیدی دیگر قامت می کند که چه نوع سیاست گذاری می تواند مشارکت دانشگاهیان ایران را در تحولات سیاسی و اجتماعی تقویت کند؟
پاسخ این پرسش از دل تجربه ها بر می آید: مشارکت تنها در فضایی شکوفا میشود که به دانشجو اعتماد شود. سیاست گذاری که دانشجو را شریک گفت و گو بداند نه ناظر خاموش، که دانشگاه را اتاق فکر بداند نه سالن انتظار. ایرانی که برای آینده خود در حال تلاش است به دانشگاهی نیاز دارد که نفس بکشد قدرت تحلیل داشته باشد و توان مطالبه گری سازنده را از دست ندهد.
سیاست گذاری مطلوب آن اینست که زمینه گفت و گوی آزاد اما اخلاق محور را فراهم کند؛ گفت و گویی که نه هرج و مرج باشد نه انفعال، فضای سالم دانشگاه آنست که انتقاد در آن تهدید تلقی نشود بلکه فرصت باشد؛ فرصتی برای رشد اجتماعی فرصتی برای تصحیح میر هر جا نقد خاموش شد رکود آغاز شد؛ و هر جا نقد زنده ماند عقلایت و انرژی جوانی دست به دست هم دادند و مسیر روشنتر شد.
نهادهای دانشجویی در این مسیر نقشی بنیادی دارند. تجربه نشان داده است که هر وقت تشکل ها، انجمن ها کرسی های آزاد اندیشی و حلقه های مطالعاتی فعال و محترم شمرده شدهاند دانشگاه ایران از یک مصرف کننده خبر و تحلیل به یک تولید کننده روایت و فهم تبدیل شده است. جنگ اخیر نشان داد که دانشجوی ایرانی وقتی تریبون دارد میتواند روایت تحریف شده رسانه های قدرت طلب را به چالش بکشد؛ میتواند صدایی مستقل و ریشه دار از دل ایران باشد؛ صدایی که پشتوانه آن عقل جمعی، عاطفه انسانی و هویت تاریخی است.
سیاست گذار باید بداند که دانشگاهی که در آن آزادی اندیشه در چارچوب اخلاق و قانون جاری باشد، خطری برای جامعه نیست، برکت است. دانشگاهی که اجازه داشته باشد از اشتباهات سیاستها انتقاد کند، همان دانشگاهی است که فردای بهتر برای ایران می سازد. و این همان مضمون بزرگی است که بارها هشدار داده شده: «اگر دانشگاه بی تفاوت شود، جامعه بی دفاع می شود. لذا سیاست گذاری هوشمند باید زمینه ای بسازد که دانشجو احساس کند حرفش شنیده می شود. تحلیلش اثر دارد و حضورش معنا دارد.
در کنار اینها آموزش مهارت تحلیل نیز باید جدی گرفته شود. بسیاری از تنشهای اجتماعی از آن رو شعله می کشند که تحلیل فرو می ریزد و احساسات افسار گسیخته میدان را پر میکند سیاست گذاری که سواد رسانهای توان تحلیل داده و شناخت سازوکارهای جنگ روایتها را تقویت کند دانشگاه را در برابر موج های رسانه ای آسیب پذیر رها نمیکند. این همان بصیرتی است که سالها درباره آن سخن رفته دیدن واقعیت پیش از آنکه تحریف آن را از چهره بیندازد. در نهایت دانشجوی امروز باید افقی روشن پیش چشم داشته باشد؛ افقی که احساس کند آینده ایران به حضور او گره خورده است. جنگ دوازده روزه به ما نشان داد که جهان بیش از هر زمان دیگر محتاج جوانانی است. که فریب ظاهر را تخورند حقیقت را گم نکنند و در میدان های فکری و اجتماعی با شجاعت بایستند. سیاست گذاری که این شجاعت را پاس بدارد، نه تنها دانشگاه را زنده نگه میدارد بلکه ایران را از درون قدرتمند می سازد.
دانشجوی ایرانی امروز بیش از هر دوره می داند که دشمن شناسی با آگاهی آغاز میشود و مشارکت با اعتماد، اگر این دو در دانشگاه جمع شوند، ایران دانشگاهی دارد که می تواند ته فقط تماشاگر تاریخ بلکه سازنده آن باشد.



