به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ یادداشت از سعید عبدالملکی/// تجاوز آمریکا به خاک ونزوئلا صرفنظر از بار حقوقی آن که یک عمل تجاوزکارانه و خلاف قوانین بینالملل میباشد؛ یک امر روانشناختی است و به روانشناسی و گرایشها و بحرانهای روانی ترامپ و جامعه و سیاست آمریکا بر میگردد. گرچه وی قبل از انتخابات ریاست جمهوری۲۰۲۴ گفت که رئیسجمهور صلح است و آمده است تا به جنگها پایان دهد اما در واقعیت رئیسجمهور جنگ، تجاوز و تهاجم به خاک کشورها بوده است. در دوران یکسالهی ریاست جمهوری وی کشتار و محاصرهی غذایی غزه به شکل خشنتری ادامه یافت. جنگ روسیه و اوکراین روزبهروز شعلهورتر میشود. همچنین؛ تجاوز به خاک کشورمان و ترور فرماندهان و دانشمندان و افراد بیگناه و تجاوز اخیر به ونزوئلا همگی شواهدی بر خشونت رفتاری و روانی ترامپ و آمریکا علیه ملتها بوده است.
البته در پشت این اقدامات خصمانه علیه کشورها و ملتها، علل هستی شناختی و امنیت شناختی فراوانی نهفته است که بخشی از آن برمیگردد به شخص ترامپ و روانشناسی او و بخشی دیگر به شرایط آمریکای در حال افول مربوط میشود. که در اینجا هر دو عامل بررسی و تحلیل میشود:
۱.روانشناسی جامعه و سیاست آمریکا: شرایط آمریکا در سالهای اخیر برای آمریکاییهایی که خود را کلانتر و کدخدای جهان میدانند وضع خوشایندی نیست. آمریکا بهعنوان یک ابرقدرت و جهان تک قطب افول کرده است و قطب های نوظهور دیگری همچون چین، ایران و روسیه موجب شده است تا آمریکا اثرگذاری قبلی جهانی خود را از دست بدهد. از طرفی دیگر؛ اوضاع اجتماعی آمریکا بحرانی است. از انتخابات شهرداری نیویورک و انتخاب زهران ممدانی مسلمان و شکلگیری قطب سوم در آمریکا معلوم است که آمریکا شکافهای اجتماعی و مذهبی و اقتصادی بدخیم و عمیقی دارد که در حال ظهور است. حتی انتخاب ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا یک بیماری آمریکایی است چراکه ترامپ به هیچکدام از اصول و بنیانهای ارزشی غرب نهتنها اعتقادی ندارد بلکه همه آنها را به چالش کشیده است و موجب بیاعتبارسازی آمریکا در جهان شده است. بهعلاوه؛ بر اساس نظرسنجی انجمن روانشناسی آمریکا در سال 2024، اولین استرس و نگرانی آمریکاییها ترس از آینده است که با ۷۷درصد اعلامشده است و ۷۳ درصد آمریکاییها مشکلات اقتصادی بحرانی دارند. آمریکا در شرایط عادی قرار ندارد. میزان بدهیهای خارجی او هنگفت و سرسامآور است. لذا در چنین شرایطی که در وضعیت بقا قرارگرفته است مجبور است برای فرار از مرگ به کشوری مثل ونزوئلا حمله کند و با سرقت منابع آن بتواند به حیات خود ادامه بدهد.
۲.روانشناسی ترامپ: بر اساس نظر روان شناسان آمریکایی ترامپ یک بیمار روانی است که شخصیت او چهار بعد تاریک دارد: روانپریشی، خودشیفتگی بدخیم، ماکیاولیسم و سادیسم. این چهار ویژگی هر انسانی را مستعد هر نوع جنایت و اقدام مجرمانه و فاجعهبار میکند. بهعلاوه؛ گفته میشود شخصیت او حول سه ویژگی اساسی شکلگرفته است: تکانش گری، تمایل به سلطهگری و فقدان پشیمانی. این ویژگیها با ناتوانی در نظر گرفتن عواقب اعمالش، دروغگویی مداوم و بیتوجهی آشکار به هنجارهای جهانی آشکار میشوند.
همچنین، روان شناسان آمریکایی این نگرانی را دارند که تکانش گری بالا در ترامپ از یکسو و درک سطحی و ناقص او از سیاست بینالملل از دیگر سو موجب کشاندن آمریکا به باتلاق جنگ و خونریزی میشود. از سوی دیگر بزرگترین نگرانی در مورد صلاحیت ترامپ برای حکومت، مسئله خلقوخو است. ریاست جمهوری ترامپ ترکیبی خطرناک از تجربهی سیاسی اندک و پتانسیل غرور کاذب و تکانش گری است که در کمتر رئیسجمهوری دیدهشده است. پژوهشگران معتقدند بین موسولینی، هیتلر، برلسکونی، قذافی، مک کینلی و ترامپ همپوشانیهای شخصیتی، روانی و رفتاری وجود دارد. همهی این رهبران سیاسی گرایشها و تمایلات فاشیستی، نژادپرستی، اعتیاد جنسی، فریبکاری و بهکارگیری پول و رسانه برای ایجاد ترس و اضطراب در مردم جهان داشتهاند. ترامپ در این امتداد است.
نتیجه: اکنون آمریکا در شرایط افول است و با توجه به مشکلاتی که ذکر شد آمریکاییها به دنبال احیاء پروژهی امپریالیسم ۱۸۹۷ هستند که آمریکا مجبور است برای نجات و بقا خود به تجاوز به خاک دیگران و توسعهی سرزمینی بپردازد و تنها کسی که میتواند این نقش را بر عهده بگیرد ترامپ است چراکه ترامپ میتواند در نقش مرد دیوانه ظاهر شود و به خشونت و تجاوز بپردازد. لذا به لحاظ هستی شناختی، بقای امپریالیسم در مکیدن خون دیگران است که حمله به ونزوئلا و چپاول منابع آن یکی از مصادیق آن است.



