به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ یادداشت از علی ریاحی پور/// جریان تجدیدنظرطلب در چند دهه گذشته راهبردهای مختلفی را علیه جمهوری اسلامی کلید زده و دنبال کرده است. از راهبرد "حاکمیت دوگانه" و "عبور از حاکمیت" تا "فتح سنگر به سنگر" و "فشار از پایین و چانهزنی از بالا. این جریان در برخی مقاطع با برقراری پیوندی استراتژیک با گروههای رسمی معاند جمهوری اسلامی مثل پهلوی، بهائیت،منافقین و در راس آنان آمریکا، راهبردهای بالا را دنبال کرد است. این ارتباط راهبردی گاهی اوقات آنقدر عیان و وقیحانه میشد که جریان تجدیدنظرطلب داخلی رسما از آمریکاییها درخواست میکرد که علیه ملت ایران تحریم های گسترده و فلج کننده وضع کند، نمونه این مهم را در اعترافات و اسناد برخی از عناصر این جریان در ماجرای فتنه ۸۸ میتوان ردیابی کرد.
بنظر میرسد جریان نامبرده در هماهنگی کامل با آمریکایی ها امروز به یک معادله و ایده مشخص برای نابودی و براندازی جمهوری اسلامی رسیده است؛فشار از بیرون فروپاشی از درون. هر چقدر زمان به جلو میرود فشارهای بین المللی و تحریمی علیه جمهوری اسلامی گسترده شده و از طرف دیگر هم شاهد مواجهه سخت و دیوانه وار آمریکایی ها و عامل منطقه ای آن رژیم صهیونیستی با همراهان و متحدین استراتژیک جمهوری اسلامی در دنیا هستیم، از ونزوئلا و لبنان تا فلسطین و سوریه و یمن. نقاط هدفی که آمریکایی ها با ضربه به این بال های امنیتی و راهبردی،در پی آن هستند که روز به روز حلقه محاصره و فشار علیه جمهوری اسلامی را تنگتر کنند.فشار از بیرون در پیچیده ترین حالت ممکن در حال اعمال است، جنگی فراگیر، نظامی،رسانه ای و شناختی و عمیقا اقتصادی.
طرف آمریکایی به توفیق نمیرسد و فشارهای بی سابقه اش جواب نمیدهد مگر به کمک عاملیت های خائن و یا احمق داخلی. عاملیت های اجیرشده مواجب بگیر یا عناصر جاهل بی مزد و مواجب. گروهک های تروریستی و مسلح که سناریو از قبل تعیین شده داشته و با عملیات های مختلف امنیتی و نظامی سعی در ایجاد ترس،القای ناتوانی سیستم در تامین امنیت و ناتوانی میدانی نیروهای جمهوری اسلامی دارند.مأموریت این جماعت آن است که با سر و صدای گوش خراششان اقلیت موجود را اکثریت جلوه کنند و از خود روایت قدرت هژمون بسازند.ابراز خشونت های متهورانه توسط این گروهها ابزاری برای پیش بردن روایت چیرگی و اکثریتی بودن حامیان این اغتشاشات است.
همزمان با فشارهای خارجی و اقدامات خرابکارانه گروهک های معاند داخلی،سربازان رسانه ای و سیاسی دشمن در داخل هم فعال شده اند و نقش پیاده نظام ترامپ در داخل را ایفا میکنند و حتی حاضر نیستند اراجیف بی سابقه مداخله جویانه ترامپ درباره ایران را محکوم کنند و باز هم حرف از مذاکره با آمریکا میزنند و برای دشمن رسما کوچه باز میکنند!این افراد که اتوپیایی جز آمریکا ندارند،مأموریت اصلی شان بیان تحلیل ها و روایت های دروغینی است که اثرش حتما از تحریم های فلج کننده بیشتر است.
روایت ضعف،القای بن بست سیاسی اقتصادی، خبرپراکنی و مطرح کردن گزاره های تحریف شده و جعلی،چند خط اصلی است که توسط این جریان دنبال میشود.
فروپاشی از درون صرفا با تهدیدات امنیتی،نبرد رسانه ای و خط تحلیلی غلط داخلی رخ نمیدهد،کارویژه اصلی موارد بالا برساخت سازی غیرواقعی یا تحریف شده از واقعیت است،اما عنصر تعیین کننده خود واقعیت است،اگر واقعیت صحنه را طوری ایجاد کرده باشیم که طرف مقابل نتواند از آن بهره ببرد اساسا پروژه فروپاشی شکست خورده است. بسیاری از واقعیت هایی که طرف مقابل روی آن موج سواری میکند،حاصل اتخاذ و اجرای تصمیمات و نسخه های غلط سیاسی اقتصادی توسط مسئولان داخلی کشور است. حتما دشمن چشم امید به ناکارآمدی ها و اشتباهات محرز داخلی دارد، اشتباهاتی که در طول تاریخ نظام های سیاسی گوناگونی را دچار اضمحلال،ضعف و سرنگونی کرده است. مگس روی زخم مینشیند.
معادله مشخص، تکراری و البته متفاوت است. تمامی اضلاع کمک کننده به پروژه فشار از بیرون فروپاشی از درون فعال هستند،دشمن اینبار با برنامه ریزی دقیق تری وارد صحنه شده و همزمان در داخل و خارج پروژه خود را راهبری میکند و روی تکتک عاملیتها و کاراکترهای صحنه داخلی و خارجی حساب باز کرده است. حال سوال اساسی این است که متناسب با آرایش فعال و جنگی دشمن آیا ما هم آرایشی متناسب، معادله ساز مثبت، ذوابعاد و نقطه زن گرفته ایم؟ آیا تکتک وزارتخانه ها و حتی شخص رئیس جمهور درک و ادراکی دقیق از این مواجهه فراگیر و تمدنی دارند و کابینه دارای آرایش جنگی است؟ آیا نیروهای اجتماعی و انقلابی تحلیل دقیقی از آرایش دشمن و نقش خود در این کارزار سخت و نفس گیر دارند؟ بنظر میرسد همگان متفق اند که دست فرمان فعلی مسئولان و نیروهای اجتماعی پاسخ گوی شرایط فعلی نبوده و نیست و راهی نیست جز تغییر آرایش منفعلانه فعلی به سمت آرایشی فعال و دقیق.



