به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»، بسیاری از پدر و مادرها نگران آینده فرزندشان هستند؛ نگران رقابتهای آموزشی، نمره، قبولی و مسیر تحصیلی. این نگرانیها در ذات خود قابل درک است، اما زمانی که مدیریت نشود، به اضطرابی تبدیل میشود که آرام و تدریجی به کودک منتقل میگردد. در چنین شرایطی، امتحان از یک ابزار سنجش آموزشی، به معیاری برای سنجش ارزشمندی کودک در نگاه والدین بدل میشود؛ تغییری که پیامدهای روانی عمیقی بهدنبال دارد.
اضطراب چگونه از والد به کودک منتقل میشود؟
انتقال اضطراب همیشه آشکار و پرسر و صدا نیست. اغلب، این انتقال در سکوت، در نگاهها، در لحن صدا و در جملههای تکرارشونده اتفاق میافتد. کودکان و نوجوانان، بهویژه در سنین مدرسه، حساسیت بالایی نسبت به هیجانات والدین دارند و پیش از آنکه بتوانند اضطراب را بهطور منطقی تحلیل کنند، آن را درونی میکنند.
برخی از مهمترین مسیرهای انتقال اضطراب عبارتاند از:
زبان آغشته به نگرانی: تأکید مداوم بر سرنوشتساز بودن امتحان یا پیامدهای منفی نمره پایین
کنترل افراطی: نظارت دائمی بر زمان مطالعه، نحوه درسخواندن و مقایسه کودک با دیگران
واکنشهای هیجانی شدید: اضطراب، عصبانیت یا ناامیدی والدین در مواجهه با نتایج تحصیلی
الگوسازی ناخواسته: کودکی که میبیند والدینش در موقعیتهای استرسزا آرامش ندارند، همان الگو را میآموزد
نیتهای درست با پیامدهای نادرست
بسیاری از والدین تصور میکنند «مقداری استرس لازم است» یا «سختگیری باعث پیشرفت میشود». این باور، ریشه در تجربههای آموزشی نسلهای گذشته دارد، اما یافتههای روانشناسی نشان میدهد اضطراب مزمن نهتنها به بهبود عملکرد تحصیلی منجر نمیشود، بلکه حافظه، تمرکز و انگیزه یادگیری را تضعیف میکند.
کودکی که احساس میکند موفقیت تحصیلی شرط حفظ رضایت والدین است، بهتدریج امتحان را تهدیدی برای امنیت عاطفی خود میبیند. در این وضعیت، ترس از شکست جایگزین میل به یادگیری میشود و اضطراب، به ویژگی پایدار شخصیت کودک تبدیل میگردد.
پذیرش اضطراب والدین؛ نقطه شروع تغییر
نمیتوان از کودکی انتظار آرامش داشت، در حالی که والدین خود سرشار از نگرانیاند. نخستین گام در کاهش اضطراب امتحان، پذیرش اضطراب والدین است. انکار این نگرانیها، نهتنها کمکی نمیکند، بلکه آنها را به شکل پنهانتری به کودک منتقل میسازد.
والدین لازم است از خود بپرسند:
آیا نگرانی من متناسب با موقعیت فعلی فرزند است؟
چه میزان از این اضطراب، ریشه در تجربههای شخصی یا ترسهای حلنشده خودم دارد؟
اگر نتیجه مطابق انتظارم نباشد، چه پیامد واقعی و جبرانناپذیری رخ خواهد داد؟
پاسخ به این پرسشها، مرز میان دغدغه سالم و اضطراب آسیبزا را روشن میکند.
زبان والدین؛ بازتاب امنیت یا منبع فشار
کلمات والدین، نقش تعیینکنندهای در شکلگیری فضای روانی خانه دارد. تغییر در زبان گفتار، میتواند فشار روانی کودک را بهطور محسوسی کاهش دهد.
وقتی بهجای تأکید بر نتیجه، بر تلاش تمرکز میشود و وقتی امتحان بهعنوان بخشی از مسیر زندگی معرفی میشود نه تمام آن، کودک احساس امنیت بیشتری میکند. این امنیت، زمینهساز عملکرد بهتر و سلامت روان پایدارتر است.
نمره، معیار ارزشمندی نیست
یکی از مخربترین پیامهای پنهان در ایام امتحانات، گرهزدن ارزش کودک به نمرههای اوست. این پیام، زمینهساز اضطراب مزمن، کمالگرایی افراطی و ترس عمیق از اشتباه در سالهای بعد زندگی است.
کودک باید بهطور عملی تجربه کند که دوستداشتنیبودن، وابسته به کارنامه نیست و شکست تحصیلی، به معنای شکست شخصیتی تلقی نمیشود.
خانه؛ محیط رشد یا میدان فشار؟
در ایام امتحان، برخی خانهها ناخواسته به فضایی خشک و پرتنش تبدیل میشوند. در حالیکه تحقیقات روانشناسی تأکید میکند ثبات، آرامش و حفظ روال عادی زندگی، نقش مهمی در کاهش اضطراب و افزایش تمرکز دارد.
خانهای که در آن گفتوگوی غیر درسی، استراحت کافی و آرامش عاطفی وجود دارد، بیش از هر کلاس تقویتی به موفقیت تحصیلی کودک کمک میکند.
اگر اضطراب را در خودمان دیدیم، چه باید کرد؟
اضطراب والدین امری طبیعی است، اما مدیریتنشدن آن، آسیبزاست. توقف کوتاه پیش از واکنش، نوشتن نگرانیها، گفتوگو با افراد آگاه یا متخصص و یادآوری موقتیبودن این مرحله، از راهکارهای مؤثر در مهار اضطراب والدین است.
در بسیاری از موارد، مسئله اصلی نه رفتار کودک، بلکه ناتوانی والد در تنظیم هیجانهای خود است.
جمعبندی: امتحان میگذرد، اثر اضطراب میماند
امتحانات تمام میشوند، نمرهها تغییر میکنند و مقاطع تحصیلی پشت سر گذاشته میشود؛ اما تجربه اضطراب یا آرامش در خانه، اثری ماندگار بر روان کودک بر جای میگذارد. والدینی که بتوانند نقش ناخواسته خود را در انتقال اضطراب ببینند و اصلاح کنند، بزرگترین سرمایه روانی را به فرزندانشان هدیه دادهاند.
در نهایت، آنچه کودک بیش از هر چیز به آن نیاز دارد، نه والدین بیخطا، بلکه والدینی آگاه است؛ والدینی که میدانند آرامش، مهمتر از نمره، و امنیت روانی، مقدم بر هر موفقیت تحصیلی است.



