به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ محسن تقیانی/// در دومین روز از جشنواره، فضای سینمایی برج میلاد میزبان سه اثر با دغدغهها و سبکهای روایی متفاوت بود که هر یک، تلاشی برای واکاوی پیچیدگیهای روابط انسانی در بافت جامعه معاصر ایران محسوب میشد.
فیلم اول: تقاطع نهایی؛ تعلیق در چهار دیواری
اولین فیلمی که دیروز به تماشا نشستیم، «تقاطع نهایی» ساخته سعید جلیلی بود؛ اثری در ژانر جنایی-معمایی که با تمرکز بر مثلثی عشقی، پرترهای از طمع و خیانت ترسیم میکند... فیلم با ظرافت، قصه مردی متمول را پی میگیرد که در تلاش برای تبادل اعطای موقعیت اجتماعی به یک وکیل زن با گرفتن طلاق از زن اول، ظاهراً در دامی از پیش طراحی شده گرفتار میآید. نقطه قوت اثر، خلق تعلیقی مؤثر و مدیریت کشمکشهای دراماتیک در مکانی واحد (یک آپارتمان) است که علیرغم محدودیت فضایی، تا حد زیادی توفیق مییابد و مخاطب را با خود همراه میسازد. فیلمبرداری و موسیقی نیز در خدمت این فضا قرار گرفتهاند. با این حال، ضعفهای فیلمنامهای در پرداخت انگیزههای عمیق شخصیتها و باورپذیری برخی از روایتهای داستانی، از اثرگذاری نهایی این «تئاتر جنایت» کم میکند. فیلم یک پایانبندی غافلگیرکننده دارد که برای لو نرفتن فیلم از گفتن آن صرفنظر میکنم.
فیلم دوم: خواب؛ رویایی دردناک
دومین اثر، «خواب» ساخته مانی مقدم، واکاوی جسورانهای در روانپریشیهای برآمده از repression (وازدنی)های عاطفی و جنسی است. این سایکودرام با بازی قوی مریلا زارعی و رضا عطاران در نقش زوجی مذهبی، فروپاشی تدریجی ذهن مردی را به تصویر میکشد که ناتوانی در ایجاد ارتباطی اصیل با همسرش، او را به دنیای رویاها و توهمات مخرب میکشاند. فیلم از نظر ساختار فنی، کارگردانی و بازیپردازی اثری حرفهای و جذاب است و احتمال درخشش در بخشهای رقابتی جشنواره را تقویت میکند... اما، تأکید گلدرشت بر نشانههای ظاهری تدین شخصیتها و پیوند زدن مستقیم آن با ناکامی جنسی و عاطفی، به رویکردی تکبعدی و گاه شعاری دامن میزند. ارائه تصویری تیره و فاقد ظرافت از زندگی متدینان، همراه با نمایش صریح صحنههای اروتیک، پرسشهای جدی درباره امکان اکران عمومی این اثر را برمیانگیزد.
فیلم سوم: خیابان جمهوری؛ ملودرامی شریف با دغدغهای اجتماعی
سومین فیلم، «خیابان جمهوری» ساخته منوچهر هادی، به عنوان یک ملودرام اجتماعی منسجم و «شریف» ظاهر شد. فیلم با پرداختی واقعگرایانه و انسانی به معضلات دختران شهرستانی در تهران، موفق شد فارغ از شعارزدگی یا قضاوت، زندگی آنان را با تمام دشواریها و امیدهایش روایت کند. فیلمنامهای محکم، کارگردانی کنترلشده و بازیهای یکدست و باورپذیر، از جمله عوامل موفقیت این اثر به شمار میروند. «خیابان جمهوری» فیلمی است تأملبرانگیز که اگرچه ممکن است از نظر زمانب، طولانیتر از استانداردهای مرسوم به نظر برسد، اما صداقت در روایت و پرداخت حرفهای، آن را به تجربهای دیدنی و متأثرکننده تبدیل کرده است.
در مجموع، این سه فیلم، اگرچه در ژانر و رویکرد متفاوت بودند، اما هر یک به شیوه خود تلاش کردند تا زوایایی از انسان معاصر ایرانی را در تقابل با هوس، منفعت مالی و مادی و جامعه به تصویر بکشند.



