به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ پرونده جفری اپستین، دیگر صرفاً یک پرونده قضائی یا جنائی نیست؛ این پرونده امروز به سندی تاریخی تبدیل شده که سیمای واقعی ساخت قدرت در جهان غرب را افشا میکند. افشای میلیونها صفحه سند، هزاران تصویر و ویدئو و مکاتبات محرمانه، نشان داد آنانی که دههها با پرچم «حقوق بشر»، «اخلاق» و «دموکراسی» بر سر ملتها فرود آمدهاند، خود در تاریکترین و آلودهترین شبکههای فساد، بهرهکشی و جنایت حضور داشتهاند.
انتشار اسناد جدید پرونده اپستین، تشت رسوایی بسیاری از سیاستمداران و نخبگان غربی را بر زمین پهن کرد؛ همان چهرههایی که امروز با ژست اخلاقی، جمهوری اسلامی ایران را متهم میکنند و برای ملت ایران نسخه «نجات» میپیچند. این پرونده، نهتنها از انحرافات فردی، بلکه از ساختار فاسد یک تمدن پرده برمیدارد؛ تمدنی که در آن قدرت، ثروت و فساد درهم تنیدهاند.
پرونده اپستین چیست؟
جفری اپستین، سرمایهدار آمریکایی، سالها در پوشش فعالیتهای اقتصادی و روابط گسترده با نخبگان سیاسی و مالی غرب، شبکهای سازمانیافته از سوءاستفاده جنسی از دختران زیر سن قانونی را اداره میکرد. آنچه بعدها به «پرونده اپستین» مشهور شد، در ظاهر از شکایت یک دختر ۱۴ ساله در ایالت فلوریدا آغاز شد، اما خیلی زود روشن گردید که این پرونده، فراتر از یک جرم فردی و نشانهای از یک انحراف ساختاری در دل نظم قدرت غرب است.
تحقیقات اولیه پلیس محلی نشان داد که قربانیان اپستین محدود به یک یا دو نفر نبوده و الگوی تکرارشوندهای از فریب، تطمیع و بهرهکشی از نوجوانان وجود داشته است. با وجود این شواهد، روند رسیدگی قضائی بهطرزی غیرعادی کُند و منحرف شد. پرونده بهجای پیگیری قاطع، به مسیری رفت که در نهایت به توافقی محرمانه در سال ۲۰۰۸ انجامید؛ توافقی که بعدها بهعنوان یکی از رسواترین معاملات قضائی آمریکا شناخته شد.
بر اساس این توافق، اپستین با پذیرش اتهاماتی جزئی، از تعقیب فدرال بهدلیل جرائم سنگینتر از جمله قاچاق جنسی کودکان مصون ماند. او تنها محکومیتی سبک دریافت کرد و بخش عمده دوران حبس خود را در شرایطی ویژه و با امتیازات کمسابقه سپری نمود. این برخورد ترجیحی، نهتنها حقوق قربانیان را نادیده گرفت، بلکه پرسشهای جدی درباره میزان نفوذ سیاسی و امنیتی اپستین در ساختار قدرت آمریکا ایجاد کرد.
واقعیت آن است که اپستین صرفاً یک میلیاردر منحرف نبود؛ او به شبکهای از سیاستمداران، مقامات و چهرههای بانفوذ دسترسی داشت و همین ارتباطات، سپری حفاظتی برای او ایجاد کرده بود. فرار چندینساله او از عدالت، نشان داد که در نظم لیبرال غربی، قانون برای همه یکسان اجرا نمیشود. پرونده اپستین به همین دلیل، به نمادی از فروپاشی عدالت در برابر ثروت و قدرت تبدیل شد؛ نمادی که بعدها، با بازداشت دوباره و مرگ مشکوک او، ابعاد عمیقتری از آن آشکار گردید.
جزیرهای فراتر از فساد اخلاقی
آنچه پرونده جفری اپستین را از یک رسوایی اخلاقی به مسئلهای راهبردی و امنیتی تبدیل کرد، «جزیره خصوصی» او بود؛ مکانی که بعدها بهدرستی عنوان «جزیره فحشا» را به خود گرفت. شواهد و گزارشهای منتشرشده نشان میدهد این جزیره، صرفاً محل ارتکاب جرائم اخلاقی نبوده، بلکه بهمثابه یک پایگاه عملیاتی برای مدیریت شبکهای پیچیده از نفوذ، کنترل و باجگیری از نخبگان سیاسی و اقتصادی عمل میکرد.
بر اساس اسناد موجود، جزیره اپستین به تجهیزات نظارتی پیشرفته مجهز بوده و رفتوآمد مهمانان آن بهدقت ثبت و ضبط میشده است. حضور چهرههای سرشناس سیاسی، سرمایهداران بزرگ و افراد بانفوذ در این جزیره، در کنار ثبت فعالیتهای آنها، نشان میدهد هدف اصلی اپستین، صرفاً ارضای انحرافات شخصی نبوده، بلکه او در حال انباشت نوعی «سرمایه امنیتی» بوده است؛ سرمایهای مبتنی بر اطلاعات محرمانه و نقاط ضعف افراد قدرتمند.
چنین سرمایهای، در دنیای سیاست و قدرت، ابزاری کارآمد برای اعمال نفوذ، مهار تصمیمگیران و جهتدهی به تحولات کلان بهشمار میرود. از این منظر، جزیره اپستین را باید فراتر از یک محل فساد اخلاقی دانست؛ این جزیره نماد پیوند خطرناک فساد، قدرت و امنیت در نظم حاکم بر غرب است؛ پیوندی که توضیح میدهد چگونه یک مجرم، سالها در حاشیه امن باقی میماند و به بازیگری مؤثر در پشتصحنه تحولات تبدیل میشود.
چه کسانی در این شبکه دیده میشوند؟
اسناد رسمی منتشرشده از پرونده جفری اپستین، تصویری تکاندهنده از دامنه نفوذ و گستره ارتباطات این میلیاردر جنجالی ارائه میدهد؛ تصویری که نشان میدهد شبکه اپستین محدود به یک فرد یا یک حلقه کوچک نبوده، بلکه طیف وسیعی از سیاستمداران، شاهزادگان، سرمایهداران و چهرههای بانفوذ رسانهای را در بر میگرفته است. نامهایی که در این اسناد به چشم میخورد، از رؤسای جمهور سابق آمریکا گرفته تا اعضای خاندان سلطنتی بریتانیا و مقامات ارشد صهیونیستی را شامل میشود؛ چهرههایی که هر یک در سطوح بالای تصمیمسازی سیاسی و امنیتی جهان نقشآفرین بودهاند.
در میان این اسامی، نام دونالد ترامپ، بیل کلینتون، شاهزاده اندرو، امانوئل مکرون و ایهود باراک بارها در گزارشها، پروازها، دیدارها و ارتباطات ثبتشده با اپستین تکرار شده است. هرچند دستگاه قضائی آمریکا و رسانههای جریان اصلی تلاش دارند با ادبیات حقوقی و تفکیکهای صوری، مسئولیت مستقیم این افراد را انکار کنند، اما تکرار مداوم نام آنها در کنار یک مجرم سازمانیافته، پرسشهای جدی و بیپاسخی را پیش روی افکار عمومی قرار میدهد.
همنشینی مستمر با اپستین، حضور در املاک و جزیره خصوصی او، استفاده از پروازهای اختصاصی و روابط دوستانه طولانیمدت، همگی نشانههایی است که نمیتوان آنها را صرفاً به «آشنایی اتفاقی» یا «ارتباطات اجتماعی معمول» تقلیل داد. واقعیت آن است که چنین سطحی از تعامل، از پیوندهایی عمیق و معنادار حکایت دارد؛ پیوندهایی که در بستر قدرت، ثروت و منافع مشترک شکل گرفتهاند.
پرونده اپستین از این منظر، نهتنها یک رسوایی فردی، بلکه آینهای از مناسبات پنهان در لایههای بالای قدرت جهانی است؛ مناسباتی که نشان میدهد چگونه نخبگان سیاسی و اقتصادی غرب، در سایه شبکههای فساد، یکدیگر را پوشش داده و از پاسخگویی مصون میمانند.
شبکهسازی با پولهای کثیف
بُعد کمتر گفتهشده و بسیار تکاندهنده پرونده اپستین، پیوند مستقیم سرمایههای این میلیاردر جنجالی با ارتش و پروژههای اشغالگرانه رژیم صهیونیستی است. اسناد تازه منتشر شده از سوی وزارت دادگستری آمریکا پرده از این حقیقت برمیدارد که جفری اپستین، متهم به جرایم سنگین جنسی، سالها از پشت پرده به ارتش رژیم صهیونیستی و پروژههای شهرکسازی در فلسطین پول تزریق کرده است. این موضوع سایه ارتباطات امنیتی و سیاسی عمیق او با مقامات صهیونیست را بیش از پیش سنگینتر کرده است.
بر اساس اسناد اداره درآمد داخلی آمریکا، پرداختهای متعددی از سوی اپستین به «صندوق ملی یهود» (JNF) ثبت شده است؛ نهادی که نام آن دهههاست با گسترش شهرکسازیها، مصادره زمینهای فلسطینیان و تثبیت اشغالگری گره خورده است. افزون بر این، کمکهای مالی وی به سازمان «هیلل اینترنشنال» نیز افشا شده است؛ سازمانی که بهویژه در دانشگاههای آمریکا به دلیل ترویج صهیونیسم و دفاع از سیاستهای اشغالگری شناخته میشود و همکاریهای متعددی با نهادهای مرتبط با اشغال فلسطین دارد.
این اسناد نشان میدهد که فساد اخلاقی و جنایت سیاسی، دو روی یک سکهاند. همان شبکهای که در جزیره شخصی اپستین به بهرهکشی جنسی از دختران نوجوان مشغول بود، در فلسطین به کشتار زنان و کودکان و غصب سرزمینهای اسلامی مشروعیت میبخشد. اپستین نه یک «مفسد»، بلکه یک «شبکهساز حرفهای» بود که با نزدیکی به نخبگان سیاست و اقتصاد، خروجی تصمیمات کلان جهانی را در جهت منافع رژیم صهیونیستی هدایت میکرد. این دقیقاً نماد واقعی نظم لیبرال غربی است؛ نظمی که در آن شعار آزادی، پوششی برای بردگی نوین و حمایت از جنایتکاران بینالمللی است. از همین روست که حضور مقامات ارشدی همچون ایهود باراک و احتمال بازدید اسحاق هرتزوگ از جزیره او در سال ۲۰۱۴، در کنار پولپاشیهای وی، قطعات یک پازل واحد از پیوند فساد و اشغالگری را تکمیل میکند.
انقلاب اسلامی و گسست از چرخه فساد جهانی
در برابر این منظومه سیاه و غرق در لجن، انقلاب اسلامی ایران قد علم کرده است. هنر بزرگ و تاریخی حضرت امام خمینی(ره) این بود که ملت ایران را از منجلاب قلدرهای عالم و وابستگی به کانونهای فساد بینالمللی بیرون کشید و مسیر نورانی استقلال، عزت و حقانیت را پیشروی این کشور گشود. این راه حقطلبانه، امروز نیز با هدایتهای داهیانه امام خامنهای(مدظلهالعالی) با صلابت تمام و با همان آرمانهای اصیل خط امام دنبال میشود.
تجربه چهار دهه کودتا، ترور، تحریمهای ظالمانه و فتنههای پیدرپی، گواه روشنی بر تلاش مذبوحانه دشمن برای منحرف کردن کشتی انقلاب اسلامی در اقیانوس متلاطم جهانی است؛ اما این شجره طیبه که با خون پاک شهدا غرس شده، بر شانههای ملتی ایستاده است که فرهنگ حسینی و عاشورایی دارد. خدا را شکر که این انقلاب ریشه در ارزشهای الهی دارد و همین اصالت، تکیهگاه اصلی در برابر تندبادهای توطئه است.
چرا میگوییم در سمت درست تاریخ ایستادهایم؟
امروز، تقابل حق و باطل بیش از هر زمان دیگری در تاریخ شفاف شده است. وقتی به پرونده مالامال از فساد، جنایت و رذالت دشمن مینگریم، با اطمینان میگوییم که ما در سمت درست تاریخ ایستادهایم. افتخار ما این است که امروز در نوک پیکان مبارزه با جبههای هستیم که نماد آن «جزیره فحشا»، اشغالگری و جنایت است. چه افتخاری بالاتر از این که دشمنان ایران اسلامی، همان جنایتکاران و فاسدان شبکه اپستین هستند.
در روزهایی که دونالد ترامپ با پولپاشی دلارهای نجس و حرامی، فتنه دیماه را به راه انداخت و خود را نه متهم، بلکه مدعی اغتشاشات اخیر قرار داد، اسناد رسمی نشان میدهد شخص او تا خرخره در منجلاب فساد اپستین غوطهور است. او که با کمک بازوهای رسانهای نظیر موساد اینترنشنال و بیبیسی و صدای آمریکا سناریوی «کشتهسازی» و «متهمسازی» را علیه ایران دنبال میکند، خود در جایگاه متهمی است که نامش هزاران بار در پرونده قاچاق جنسی تکرار شده است. حق با کاربران فهیم ایرانی بود که نوشتند: «ما ملت امام حسینیم و آنها ملت اپستین.» این دشمنی برای ما سند حقانیت است، چرا که ایستادن در برابر جنایتکاران جزیره فحشا، عین عدالت و ایستادن در مسیر حق است.
دشمنی که سند حقانیت است
پرونده اپستین، یک آینه است؛ آینهای که چهره واقعی دشمنان ایران را نشان میدهد. دشمنی با چنین جبههای، نه هزینه، بلکه افتخار است. چه افتخاری بالاتر از اینکه دشمنان انقلاب اسلامی، همان جنایتکاران جزیره فحشا باشند؟
اسناد تکاندهنده جزیره اپستین، فراتر از یک رسوایی اخلاقی، در واقع «اعلام ورشکستگی تمدنی» غرب مدعی است. تمدنی که بر پایه پیوند نامقدس «ثروت، قدرت و شهوت» بنا شده، امروز در برابر آینه تمامنمای حقیقت قرار گرفته است. این حقایق بر ملا شده ثابت کرد که دموکراسی غربی و حقوق بشر ادعایی واشینگتن و لندن، تنها نقابی برای پوشش کثیفترین شبکههای باجگیری اطلاعاتی و بهرهکشی از مظلومترین انسانهاست.
امروز باید با افتخار سر بلند کرد و گفت که دشمنی با چنین منظومه مفسد و متعفنی، نه یک چالش، بلکه «سند حقانیت و طهارت» مسیر انقلاب اسلامی است. وقتی جبهه مقابل ایران را کسانی تشکیل میدهند که در یک دست دلار نجسِ حاصل از قاچاق جنسی و در دست دیگر سلاح کشتار کودکان و زنان مظلوم فلسطین را دارند، اطمینان به درستی راه امامین انقلاب صدچندان میشود.
تاریخ به وضوح نشان خواهد داد که «ملت امام حسین(ع)» چگونه با تکیه بر ایمان و پاکدامنی، بر «شبکه سازمان یافته فاسد و آلوده اپستین» و حاکمان غرق در منجلاب جزیره فحشا پیروز خواهد شد. رسواییهای اخیر، تداوم روند فروپاشی دومینوی استکبار است. دشمنان ایران اسلامی بدانند که نه با فتنهسازیهای خیابانی و نه با بازوهای رسانهای لجنپراکن خود، نمیتوانند چهره نورانی ملتی را مخدوش کنند که از لجنزار تمدنی آنها گسسته است. عصر بزک کردن شیاطین به پایان رسیده و فرجام حتمی این نبرد، غرق شدن فرعونیان زمان در منجلاب خودساختهشان و تشکیل تمدن نوین اسلامی است.



