به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ محسن تقیانی/// بابک خواجهپاشا بار دیگر ثابت کرد که مدیوم سینما را به عنوان ابزار روایت بخوبی میشناسد. سرزمین فرشتهها حاصل بلوغ کارگردانی است که اگر همین مسیر را با صلابت ادامه دهد، بیتردید نامش در آینده سینمای ایران ماندگار خواهد شد. این فیلم تا اینجای جشنواره، کاملترین و شاخصترین اثر حاضر است؛ فیلمی که میتوان با اطمینان از آن بهعنوان بهترین فیلم جشنواره یاد کرد.
خواجهپاشا در این اثر، ارکان اصلی سینما را بهدرستی کنار هم نشانده است: کارگردانی دقیق و هوشمندانه، فیلمنامهای منسجم و تأثیرگذار، تدوینی ریتممند و بازیهایی بهاندازه و کنترلشده. همچنین فیلمبرداری چشمنواز علیرضا برازنده با قاببندیهایی که در حافظه بصری مخاطب میمانند و موسیقیای که نه تحمیل میشود و نه غایب است؛ بلکه همراه روایت، نفس میکشد ارزش هنری فیلم را دوچندان کرده است. مجموعه این عناصر، سرزمین فرشتهها را در طبقهبندی آثار قابل عرضه در سطح جهانی قرار میدهد.
اما آنچه فیلم را از یک اثر «خوب» به یک فیلم «ماندگار» بدل میکند، نگاه انسانی و شریف کارگردان به رنج مردم فلسطین، بهویژه کودکان بیپناه غزه است. روایت، به دام شعار نمیافتد و احساسات را با صداقت و ظرافت برمیانگیزد. شخصیتپردازیهای دقیق، موقعیتهای دراماتیک حسابشده و بازیگیریهای تحسینبرانگیز از کودکان عربزبان، باعث میشود تماشاگر نه صرفاً شاهد یک تراژدی، بلکه شریک یک تجربه عاطفی عمیق شود.
درخشش خانم سلاف فواخرجی در نقش معلم فلسطینی، یکی از ستونهای اصلی موفقیت فیلم است. او با کارنامهای پرافتخار در سینمای عرب، حضوری باورپذیر و پرجزئیات ارائه میدهد و بار عاطفی روایت را با کمترین اغراق به دوش میکشد. داستان فیلم، روایت تلاش این معلم برای حفاظت از کودکانی بیپدر و مادر در میانه هجوم وحشیانه صهیونیستها به نوار غزه است؛ تلاشی برای زنده نگهداشتن امید در اوج گرسنگی، بیماری و مرگِ بیوقفه.
سرزمین فرشتهها فیلمی کمنقص است که بیتردید در بخشهای مختلف جشنواره نامزد خواهد شد. این اثر، در کنار فیلم ماندگار «بازمانده» ساخته زندهیاد سیفالله داد، بهعنوان مهمترین اثر سینمای ایران درباره درد و رنج مردم فلسطین میایستد؛ فیلمی که حرفی جهانی برای گفتن دارد و اگر سدهای ناعادلانه پخش جهانی اجازه دهند، بهویژه در کشورهای عربی با استقبال گسترده روبهرو خواهد شد.
سرزمین فرشتهها یادآور این حقیقت است که سینما، اگر درست فهمیده شود، میتواند پناهگاه انسانیت باشد.
درود بر بابک خواجهپاشا که با نگاه انسانی اش، جان تازهای به سینمای ایران بخشید.



