به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ عباس سلیمی نمین/// این نوشتار را با سخنی ماندگار از زندهیاد جلال آلاحمد آغاز میکنم: «غربزدگی... چیزی است در حدود سنزدگی، دیدهاید که گندم را چطور میپوساند از درون؟ پوسته سالم برجاست، اما فقط پوست است... سخن از یک بیماری است. عارضهای از بیرونآمده و در محیطی آماده برای بیماری رشد کرده. مشخصات این درد را بجوییم و علت یا علتهایش را و اگر دست داد راه علاجش را.» (آلاحمد، جلال، غربزدگی، ناشر: اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا و آمریکا [به دلیل ممنوعه بودن این اثر در دوران پهلوی]،
در سالهای اخیر، تشدید بحران جهان سرمایهداری، چهره واقعی این نظام سیاسی را عریانتر، و روی کار آورده شدن فردی در واشنگتن (که از آشکارکردن نژادپرستی خود ابایی ندارد) بهجای جلوگیری از سقوط اقتصاد آمریکا به جایگاهی بسیار پایینتر از چین، تضادهای واشنگتن با اروپا را جدیتر کرده و به گرایش غرب به پکن افزوده است. همچنین روند افزایشی نفرت از پایگاه نژادپرستی در فلسطین اشغالی، حتی در میان ملتهای اروپایی و مردم آمریکا، غیرقابلتصور است؛ این بدان معنی است که واشنگتن در اولویت سیاست خارجی خود که پشتیبانی از افراطیترین نژادپرستان حاکم شده بر منطقه است، ناکام مانده و قابلیتی از خود نشان نداده است. تحولات اخیر که به زلزله تعبیر شده، اروپا و حتی کانادا را به انعقاد قراردادهای کلان با چین سوق داده است. در این میان، ایران با پشت سر گذاشتن هجمهها، توطئهها و خصومت ورزیهای پیدا و پنهان پایگاه نژادپرستی و آمریکا، آبدیدهتر، و ملت امیدوارتر از هر زمان (آنگونه که در تظاهرات ۲۲ بهمن جهان مشاهده کرد) در عبور از عداوت ورزیها شده است.
در چنین شرایطی که حتی اروپا، اتحاد دیرینه جهان سرمایهداری را در حال فروپاشی و امید خود به آمریکا بهعنوان پیشقراول نظام سرمایهداری را کاملاً ازدسترفته میبیند، برخی غربزدههای داخلی هیچ فرصتی را برای آرایش نظام سرمایهداری (که اساس آن بر نژادپرستی گذاشته شده) از دست نمیدهند. هر زمان جنایات این نظام زیادهخواه آشکارتر میشود چنین جماعتِ به تعبیر جلال «بیمار» که با بهقدرترسیدن ترامپ و آویزان شدن به وی، خواب براندازی جمهوری اسلامی ایران را میبینند در صدد تشدید تضادهای داخلی باهدف جلوگیری از گسترش شناخت نظام سرمایهداری برمیآیند. درحالیکه سازمان تروریستی مجاهدین خلق، خود با صدور بیانیهای معترف است که در غائله اخیر حضور فعال داشته و طبعاً همچون قاتلان حرفهای عمل کرده است و هکذا، تروریستهای سلطنتطلب با هدایت علنی پایگاه نژادپرستان در فلسطین اشغالی به خشونت دعوت شدند و فجایع کمنظیری آفریدند، این غربزدههای دوآتشه داخلی همچون علی شکوریراد، باهدف تطهیر غرب سرمایهداری، حاکمیت را مسبب جنایت این عوامل عنوان میکنند! درحالیکه آمریکا بعد از برانگیختهشدن احساسات ملت ایران از وحشیگری عواملشان مجبور شد یکبار دیگر مجاهدین را تروریست قلمداد کند! البته تا کنون بارها این سازمان تروریستی در فهرست قرار گرفته و عنداللزوم خارج شده است! این رویههای متضاد، خود یکی از زمینههای شناخت فریبکاریهای غرب سرمایهداری است.
نکتهای که باید در آن تأمل کرد آن است که آیا صرفاً دستگیری این بیماران راه علاج است؟ بهطورقطع روی کار آورده شدن ترامپ در آمریکا باگذشت زمان بر حجم رسواییها خواهد افزود و غربزدههای داخلی در آرایش نظام سرمایهداری ناکام خواهند ماند؛ بنابراین مقاومت روزافزون و آگاهانه ملت در برابر برخوردهای نژادپرستانه بدخواهان ایران، خود بهترین راه مهار این چنین بیمارانی خواهد بود؛ بهعبارتدیگر عامل شناخت مداخلات، یکبار دیگر بیگانه را در ایران زمینگیر خواهد ساخت و بالتبع غبار غرب را از ساحت سیاست این مرزوبوم خواهد شست.



