به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ یادداشت از فاطمه بهروزفخر/// شعارهایی که امروز در برخی تجمعهای دانشگاههای تهران شنیده شد، از «مرگ بر سه فاسد، ملا، چپی، مجاهد» تا «جاویدشاه» و حتی شعارهای ضد فلسطینی، بیش از آنکه صرفاً بیانگر یک موضع سیاسی باشند، نشانه نوعی گسست در حافظه تاریخیاند.
دانشگاه در ایران، چه در دهههای پیش از انقلاب و چه پس از آن، همواره یکی از کانونهای اصلی جنبشهای عدالتخواهانه بوده است؛ از ۱۶ آذر ۱۳۳۲ و کشتهشدن دانشجویان معترض به کودتا تا حضور پررنگ نیروهای چپ و ملی در دهههای بعد.
نادیدهگرفتن یا تمسخر این پیشینه، بهویژه با شعارهایی که عملاً همه سنتهای معترض پیشین را در یک بسته تحقیرآمیز قرار میدهد، نشان میدهد بخشی از بدنه دانشجویی امروز در حال گسست از تبار تاریخی خود است؛ گسستی که نه صرفاً ایدئولوژیک، بلکه معرفتی است.
غمانگیزتر آنکه بسیاری از دستاوردهایی که امروز بدیهی انگاشته میشوند، از تحصیل رایگان در دانشگاههای دولتی تا شکلگیری گفتمان عدالت آموزشمحور، محصول دههها کنش و هزینهدادن جریانهای عدالتخواه، بهویژه نیروهای چپ، بوده است.
چشمپوشی از این تاریخ، در عمل به معنای نادیدهگرفتن خون و رنج همان دانشجویانی است که دانشگاه را به میدان مطالبهگری اجتماعی بدل کردند. همچنین فاصلهگیری از جنبشهای ضداستعماری و ملتهای تحت ستم در جغرافیای نزدیک، صرفنظر از داوری سیاسی درباره آنها، حاکی از نوعی فردگرایی بیریشه و گسست از سنت همبستگی فراملی است که بخش مهمی از هویت تاریخی دانشگاه ایرانی را شکل داده بود. این وضعیت، بیش از آنکه صرفاً موضوع نقد سیاسی باشد، نیازمند واکاوی جامعهشناختی درباره فراموشی تاریخی، تغییر الگوهای هویتیابی نسل جدید و افول حافظه جمعی در فضای دانشگاه است.



