به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ در ماههای اخیر و همزمان با تشدید تهدیدهای ایالات متحده و ایجاد تقابل بیسابقه با جمهوری اسلامی ایران، معادلات به نقطهای حساس و تعیینکننده نزدیک شده است؛ جایی که دوگانه «دیپلماسی و جنگ» به روشنترین شکل ممکن خودنمایی میکند.
از یک سو، تهران بر پایبندی به مواضع و منافع ملی خود تأکید دارد و از سوی دیگر، واشنگتن بهدنبال بهکرسینشاندن خواستههای خود در قالب یک راهبرد همهجانبه برای عقبنشینی ایران است. در این میان، مذاکرات غیرمستقیم در مسقط و ژنو از یک سو و رزمایشهای نظامی در منطقه از سوی دیگر، نماد آغاز فصلی جدید در مناسبات پرتنش دو کشور است.
این شرایط، دو کشور را در برابر دو راهبرد دشوار قرار داده است: یا رویارویی تمامعیار نظامی، یا حلوفصل بحران از مسیر مذاکره. با این حال، هر یک از این گزینهها چالشهای جدی به همراه دارد.
ایران بهوضوح اعلام کرده که تحت هیچ شرایطی خواستههای ایالات متحده در حوزه نظامی و امنیتی را که فراتر از موضوع هستهای است، نخواهد پذیرفت. از سوی دیگر، گزینه جنگ نیز برای آمریکا هزینههای هنگفتی در پی دارد. تجربه ۱۲ روز درگیری پیشین نشان داد که ایران حریفی دشوار در میدان نبرد است و هرگونه حمله به خاک ایران، آسیبهای سنگینی به منافع و مواضع واشنگتن در منطقه وارد کرده و پیامدهای جهانی گستردهای را رقم خواهد زد.
در برابر سیل تهدیدات رسانهای روزانه ایالات متحده، جمهوری اسلامی ایران رویکرد متفاوتی در پیش گرفته است؛ نوعی «سکوت معنادار» در رسانهها همزمان با پیشبردن راهبرد خود در میدان دیپلماسی. این پرسش اکنون مطرح است که تهران در این فضای آرام و بهظاهر خاموش، چه طرحی را دنبال میکند و رویکرد نهایی آن در عرصه میدان و دیپلماسی چه خواهد بود؟
چندپارادایمی؛ کلیدواژه راهبرد ایران در برابر آمریکا
بررسی تاریخ مناسبات ایران و آمریکا نشاندهنده اتخاذ یک «رویکرد چندبعدی» از سوی تهران است. ایران همواره با بهرهگیری از ابزارهای متنوع و متضاد در برابر ایالات متحده ظاهر شده است؛ از واکنش سخت و مستقیم همچون «حمله به پایگاه عینالاسد» تا تعامل در چارچوب توافق هستهای «برجام»
این تنوع راهبردی، نشاندهنده عدم محدودیت تهران در انتخاب ابزار مقابله است. رفتار ایران در قبال کاخ سفید همواره آینهای از عملکرد دولت آمریکا بوده است؛ هر زمان واشنگتن زبان گفتوگو را برگزید، تهران نیز پای میز مذاکره حاضر شد و هر زمان تهدید نظامی افزایش یافت، پاسخ متناسب خود را دریافت کرد.
شرایط کنونی نیز از این قاعده مستثنی نیست. دیدارهای متعدد عباس عراقچی در مسقط و ژنو، تبیین مواضع از سوی علی لاریجانی در دیدار با وزیر خارجه عمان، برگزاری رزمایشهای نظامی و حضور فعال در نشستهای امنیتی منطقهای، همگی یک پیام روشن را به واشنگتن مخابره میکند: «همه گزینهها روی میز است»
این رویکرد نشئتگرفته از یک اراده ملی و تفکر راهبردی در جمهوری اسلامی ایران است. چنانکه وزیر امور خارجه کشورمان بهتازگی در تشریح همین سیاست تأکید کرد:
اگر با مردم ایران با زبان احترام صحبت کنید، ما نیز با همان زبان پاسخ خواهیم داد. اما اگر با زبان زور با ما سخن بگویند، ما نیز همانگونه پاسخ خواهیم داد. ایرانیان نشان دادهاند مردمی با عزت هستند. این همان روشی است که باید با ما سخن گفته شود و نتیجهاش را خواهند دید.
این لحن مبتنی بر موضع قدرت، حکایت از توانمندی بالای ایران در برابر دشمن دارد. به نظر میرسد ابزارهای متنوع جمهوری اسلامی در حوزههای دیپلماتیک، نظامی و امنیتی آنچنان تکامل یافته که نهتنها واهمهای برای پیشبرد اهداف ملی وجود ندارد، بلکه توانایی پاسخدهی مؤثر در هر سناریویی فراهم است. این اقتدار بهحدی است که حتی شگفتی مقامات ارشد آمریکایی را نیز برانگیخته است.
استیو ویتکاف، فرستاده ویژه آمریکا در امور خاورمیانه، در اظهارنظری قابل تأمل گفته است:
رئیسجمهور امروز صبح این موضوع را از من پرسید. او کنجکاو است بداند چرا آنها (ایران) تحت چنین فشاری تسلیم نشدهاند
این اظهارات نشان میدهد که کاخ سفید نیز درک دقیقی از ظرفیتهای ایران ندارد و ایستادگی ملی جمهوری اسلامی در برابر فشار حداکثری برای آنها به یک پرسش بیپاسخ تبدیل شده است.
با توجه به قدرتنمایی دو طرف، اکنون باید چشمانداز پیش رو را در بستر تحولات طبیعی عرصه سیاست و دیپلماسی پیگیری کرد. آنچه از شرایط فعلی برمیآید، این است که تهران با آمادگی کامل در میدان عمل حضور دارد؛ در یک دست خودکاری برای امضای یک توافق عزتمندانه و در دست دیگر، آمادگی برای هرگونه سناریوی دیگر.
گزارش از هادی هدایتزاده



