به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ در روزهای ابتدای جنگ، الگوی حملات ایران عمدتا بر حملات ترکیبی از پهپادهای انتحاری و موشکهای بالستیک عادی استوار بود. ایران تلاش میکرد با استفاده گسترده از پهپادها و موشکهای معمولی، فشار پیوستهای بر سامانههای دفاعی آمریکا و رژیم صهیونی وارد کند. این حملات از یک سو موجب فعال شدن دائم سامانههای پدافندی رژیم و مهمتر از آن ایالات متحده میشد و از سوی دیگر باعث میشد ذخایر رهگیرهای دفاع موشکی این دو به سرعت مصرف شود. به بیان دیگر، در روزهای ابتدایی جنگ، تمرکز ایران بیش از آنکه بر وارد کردن ضربات حداکثری باشد، بر فرسایش پدافند دشمن و مصرف ذخایر دفاعی آن قرار داشت.
اما در ۲ موج اخیر حملات، شرایط تغییر کرده است. ایران به طور محسوسی سطح تسلیحات مورد استفاده خود را ارتقا داد و موشکهای پیشرفتهتری مانند خیبر(خرمشهر ۴) و موشک هایپرسونیک فتاح را به شکل عملیاتی وارد میدان جنگ کرد. همین تغییر در نوع موشکها باعث شد الگوی برخوردها در سرزمین اشغالی نیز تغییر کند و میزان خسارات به شکل محسوس و قابل توجهی افزایش یابد.
موشک خرمشهر ۴ که با نام «خیبر» نیز شناخته میشود، یکی از پیشرفتهترین موشکهای بالستیک ایران به شمار میرود. این موشک علاوه بر برد بالا و توان حمل سر جنگی بسیار سنگین، از فناوریهای پیچیدهای در مرحله نهایی پرواز بهره میبرد. یکی از مهمترین ویژگیهای آن، استفاده از کلاهکهای چندگانه یا به اصطلاح «کلاهکهای بارانی» است. در این سازوکار، سر جنگی موشک در مرحله پایانی مسیر خود به مجموعهای از زیرکلاهکها تقسیم میشود. گفته میشود این سر جنگی میتواند در مرحله نهایی به دهها زیرکلاهک، تا ۸۰ واحد تبدیل شود که هر کدام به سمت هدفی جداگانه حرکت میکنند.
چنین قابلیتی باعث میشود سامانههای پدافندی عملا با انبوهی از اهداف همزمان روبهرو شوند. در نتیجه حتی اگر بخشی از این زیرکلاهکها رهگیری شوند، تعداد قابل توجهی از آنها همچنان از سد دفاعی عبور خواهند کرد. در واقع همین ویژگی باعث میشود احتمال موفقیت سامانههای پدافندی در مقابله با این موشکها به شدت کاهش یافته و به صفر برسد.
در کنار خرمشهر ۴، ایران از موشک فتاح نیز در حملات اخیر استفاده کرده است. فتاح، اولین موشک هایپرسونیک ایرانی به دلیل سرعت بسیار بالا و قابلیت مانور در مرحله پایانی، چالش بزرگی برای سامانههای دفاع موشکی به شمار میرود. ترکیب این ۲ نوع موشک در موجهای اخیر حملات، عملا سطح تهدید برای سامانههای پدافند آمریکا و رژیم صهیونیستی را به شکل قابل توجهی افزایش داده است.
با وجود سانسور شدید رسانهای در سرزمین اشغالی، تصاویری که از ۲ موج اخیر حملات منتشر شده، نشانههایی از استفاده گسترده ایران از همین موشکها را نشان میدهد. الگوی انفجارها، گستره پراکندگی برخوردها و نوع خسارات در برخی مناطق، بویژه در اطراف تلآویو، حاکی از وارد شدن خسارات گسترده به سرزمین اشغالی است.
در همین حال نکته بسیار قابل توجه در تصاویر منتشرشده از آسمان سرزمین اشغالی، غیبت معنادار رهگیرهای سامانههای ضدبالستیک اسرائیل است. در ویدیوهایی که از لحظات رسیدن موشکهای ایرانی منتشر میشود، تقریبا خبری از رهگیرهای سامانههایی مانند تاد و آرو به عنوان رهگیرهای خارج از جو و فلاخن داوود به عنوان رهگیر داخل جو دیده نمیشود. در مقابل، زمانی که موشکهای ایرانی به آسمان فلسطین اشغالی میرسند، تصاویر نشان میدهد تعداد قابل توجهی رهگیر سامانه گنبد آهنین شلیک میشود. این در حالی است که گنبد آهنین اساسا برای مقابله با راکتها و تهدیدات کوتاهبرد طراحی شده و برای رهگیری موشکهای بالستیک کاربرد تخصصی ندارد. به همین دلیل در بسیاری از تصاویر دیده میشود برای مقابله با یک موشک بالستیک ایرانی، چندین رهگیر گنبد آهنین شلیک میشود تا شاید احتمال برخورد افزایش پیدا کند. با این حال چنین رویکردی در برابر موشکهایی که دارای سرعت بالا یا کلاهکهای چندگانه هستند، عملا کارآیی ندارد.
مجموع این نشانهها یک واقعیت مهم را آشکار میکند: آمریکا و رژیم صهیونی با چالش جدی در حوزه رهگیرهای پدافندی مواجه شدهاند.
به بیان دیگر، سامانه پدافندی چندلایهای که سالها به عنوان سپر دفاعی رژیم معرفی میشد، اکنون با محدودیتهای قابل توجهی روبهرو شده است. وضعیتی که تا حد زیادی نتیجه یک راهبرد حسابشده از سوی ایران است. ایران در همان روزهای نخست جنگ، تمرکز اصلی خود را بر شلیک گسترده پهپادها و موشکهای بالستیک معمولی قرار داد. این حملات علاوه بر ایجاد فشار دایم بر سامانههای دفاعی دشمن، باعث شد بخش قابل توجهی از ذخایر رهگیرهای پدافندی آمریکا و رژیم مصرف شود.
اما همزمان با این روند، ایران اقدام مهم دیگری نیز انجام داد و آن هدف قرار دادن زیرساختهای راداری و ارتباطی آمریکا و اسرائیل در منطقه بود. یکی از مهمترین اهداف در این میان، رادار برد بلند AN/TPY-2 مستقر در پایگاه العدید قطر بود؛ راداری که بردی در حدود ۵ هزار کیلومتر داشت و عملاً به عنوان یکی از مهمترین اجزای شبکه هشدار زودهنگام ایالات متحده در منطقه عمل میکرد. این رادار نقش کلیدی در تشخیص پرتاب موشکها در فاصلههای بسیار دور و ارسال هشدار زودهنگام به سامانههای دفاعی رژیم داشت.
![]()
ایران با هدف قرار دادن این رادار، در واقع یکی از مهمترین مراکز پردازش و هشدار راداری ارتش تروریست آمریکا در منطقه را از چرخه عملیاتی خارج کرد. در ادامه نیز ایران حداقل ۲ رادار پدافندی سامانه تاد را از میان ۳ رادار موجود در منطقه هدف قرار داد، یکی در اردن و دیگری در امارات.
در همین چارچوب، روزنامه نیویورکتایمز نیز گزارش داد آمریکا در منطقه ۷ مقر کلیدی داشته که در جریان حملات ایران، ۶ مورد آنها هدف قرار گرفتهاند. شبکه سیانان نیز به نقل از کارشناسان نظامی اعلام کرد از دست رفتن رادار AN-TPY-2 در حملات ایران، یک خسارت عملیاتی بزرگ برای آمریکا محسوب میشود و جایگزینی سریع آن نیز کار آسانی نخواهد بود. نتیجه مستقیم تاکتیک ایران، کاهش شدید زمان هشدار برای سامانههای دفاعی آمریکا و اسرائیل بوده است. به گفته ژائو گراردو خبرنگار صهیونیست در ابتدای جنگ سامانههای پدافندی رژیم صهیونیستی معمولاً ۵ تا ۱۵ دقیقه پیش از رسیدن موشکها هشدار دریافت میکردند، اما اکنون این زمان به ۱ تا ۲ دقیقه کاهش یافته است. او دلیل این مساله را از بین رفتن تدریجی رادارهای پدافندی آمریکا و اسرائیل در منطقه اعلام کرد.
کاهش زمان هشدار، در کنار مصرف بخش قابل توجهی از ذخایر رهگیرهای پدافندی دشمن، باعث شده در موجهای اخیر حملات ایران، نرخ اصابت موشکها به شکل محسوسی افزایش یابد. این موضوع حتی در گزارشهای رسانههای صهیونیست نیز بازتاب پیدا کرده. روزنامه هاآرتص در گزارشی اعلام کرد در پی آخرین موج حملات موشکی ایران، خسارات گستردهای به مناطقی در تلآویو وارد شد.
در چنین شرایطی، استفاده ایران از موشکهایی مانند خرمشهر ۴ که در مرحله نهایی به دهها زیرکلاهک تبدیل میشود، کار سامانههای دفاع موشکی را بیش از پیش دشوار کرده است. وقتی سر جنگی یک موشک به مجموعهای از اهداف جداگانه تبدیل میشود، سامانههای پدافندی باید در مدت زمان بسیار کوتاهی با دهها هدف مختلف مقابله کنند؛ امری که عملاً احتمال رهگیری موفق را به شدت کاهش میدهد.
در کنار همه این عوامل، باز شدن جبهه شمال فلسطین اشغالی توسط حزبالله لبنان نیز فشار مضاعفی بر سامانههای دفاعی رژیم وارد کرده است. حزبالله علاوه بر حملات موشکی و راکتی، برخی مواضع پدافندی رژیم اشغالگر را نیز هدف قرار داده و در عین حال بخشی از ذخایر رهگیرهای رژیم صهونیستی نیز به ناچار صرف مقابله با حملات مقاومت در جبهه شمال میشود.



