به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران» یادداشت ازمسعود براتی///، ساعات اولیه عملیات خشم حماسی - حمله نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران که در 28 فوریه آغاز شد - برد خارقالعاده جنگ دقیق مدرن را نشان داد. با این حال، ظرف چند ساعت، هرگونه امیدی مبنی بر اینکه حملات دقیق سربریدن، دامنه جنگ را محدود کند، از بین رفت.
واکنش ایران پیامدهای عظیمی برای خلیج فارس داشته است، از جمله کشته شدن غیرنظامیان، تعطیلی فرودگاهها، تهدید کشتیرانی و صادرات نفت و خدشهدار کردن وجهه ثبات و امنیت منطقه.
حملات ایران نمایانگر استراتژی تشدید افقی، تلاشی برای تغییر خطرات یک درگیری با گسترش دامنه و طولانی کردن مدت زمان آن هستند. چنین استراتژی به یک مبارز ضعیفتر اجازه میدهد تا محاسبات یک دشمن قدرتمندتر را تغییر دهد. و این در گذشته به ضرر ایالات متحده جواب داده است. در ویتنام و صربستان.
ایران نمیخواهد ایالات متحده یا اسرائیل را در یک رقابت نظامی متعارف شکست دهد. نیازی به این کار ندارد. هدف آن کسب اهرم سیاسی بیشتر است.
حملات هوایی آمریکا با هدف فلج کردن ارتش ایران انجام شد. تهران با انجام اقدامات تلافیجویانه گسترده در عرض چند ساعت پس از از دست دادن رهبر معظم انقلاب و بسیاری از فرماندهان ارشد، تداوم فرماندهی و ظرفیت عملیاتی خود را نشان داد. پیام غیرقابل انکار بود: کشورهایی که میزبان نیروهای آمریکایی هستند با عواقب شدیدی روبرو خواهند شد و جنگی که اسرائیل و ایالات متحده آغاز کردهاند، گسترش خواهد یافت.
ایران از طریق حملات خود، این درگیری را سیاسی کرده است. در ایالات متحده، گسترش دامنه جنگ، اعضای کنگره را نگران کرده است.

بُعد نهایی استراتژی ایران، زمان است. هر چه کشورهای متعدد بیشتر احساس فشار کنند، سیاستهای درون و بین کشورهای منطقهای میتواند درگیری را تشدید کند
ابزارها و اهداف تهران:
تهران میخواهد تصورات مبنی بر آسیبناپذیری خلیج فارس را از بین ببرد. شهرهایی مانند دبی و دوحه خود را به عنوان مراکز امن مالی، گردشگری و لجستیکی به جهان معرفی میکنند. وقتی هشدارهای موشکی عملیات فرودگاه بینالمللی دبی - یکی از شلوغترین فرودگاههای جهان - را مختل میکند، هزینه اعتبار آن بسیار بیشتر از هرگونه خسارت فیزیکی است که ایران وارد میکند. / . منظره انفجار رهگیرها در آسمان بالای این مراکز حمل و نقل ممکن است سرمایهگذاران را بترساند.
ایران هزینه سیاسی میزبانی نیروهای آمریکایی را برای کشورهای خلیج فارس افزایش داده است.
تهران در حال شکلدهی به روایتی درباره نظم منطقهای است. ایران با به تصویر کشیدن اقدامات خود به عنوان مقاومت در برابر کارزار آمریکا و اسرائیل با هدف تسلط منطقهای، به دنبال ایجاد شکاف بین رهبران کشورهای خلیج فارس و مردم آنها است - شکافی که بسته به مدت زمان ادامه درگیری میتواند بیشتر شود
ایران از نقاط حساس اقتصادی بهره میبرد
هیچ یک از این اهداف نیازی به پیروزی در میدان نبرد ندارند. آنها فقط به استقامت ایران نیاز دارند
هزینه زمان
اگر استراتژی ایران گسترش و سیاسی کردن درگیری باشد، ایالات متحده با یک انتخاب روبرو است:
یک مسیر، دو برابر کردن است: ایالات متحده میتواند با وارد کردن داراییهای هوایی اضافی به نبرد / اشغال هوایی دائمی منجر به کنترل سیاسی نمیشود و بدون کنترل سیاسی بیشتر، ایران همچنان تهدیدی محتمل برای منافع ایالات متحده خواهد بود .
گزینه جایگزین، پایان دادن به تعهد نظامی است: واشنگتن میتواند اعلام کند که به اهداف خود «رسیده» است و نیروهای هوایی و دریایی عظیم خود را که در نزدیکی ایران مستقر شدهاند، کاهش دهد. در کوتاهمدت، دولت ترامپ با انتقاد شدید سیاسی مواجه خواهد شد که ممکن است کار را ناتمام گذاشته باشد
ترامپ بر سر یک دوراهی قرار دارد و باید تصمیم بگیرد که آیا واشنگتن باید اکنون با هزینههای سیاسی کوتاه اما محدود یا هزینههای سیاسی طولانیتر و نامشخصتر در آینده مواجه شود. / حمله اولیه ممکن است یک مشکل تاکتیکی را حل کرده باشد، اما یک مشکل استراتژیک ایجاد کرده است./ حملاتی که رهبری ایران را به قتل رساند، تسلط تاکتیکی را نشان داد. با این حال، تسلط تاکتیکی، استراتژی نیست.



