به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ یادداشت از محمدجواد تسلیمی/// یکی از فواید و نتایج قتال، تمحیص و غربال جامعه است. در قتال، کافر از مسلم، منافق از مومن، مجاهد از قاعد و ... آشکار میشود. در این یادداشت با مرور نحوه نقشآفرینی جریان نفاق در هنگام قتال و مبارزه دلالتهایی برای شرایط امروز تقابل جبهه حق و باطل بیان میشود.
طبق آیات قرآن کریم، منافقین به هنگامه قتال با نشانههایی در جامعه ایمانی خود را نشان میدهند. از جمله این نشانهها میتوان به حضور اندک و بی اثر در جنگ، کنارهگیری از جنگ، ترغیب دیگران به ترک جنگ، ترسیدن و ترساندن، سر دادن ندای سازش و ارتباط با دشمن اشاره کرد.
منافقین برای پیشبرد اهداف و اغراض خود در جامعه، نه به طرق مستقیم بلکه از راههایی چون ادبیاتسازی، جنگ روانی، تدریج و ... خواسته خود را به جامعه حُقنه میکنند بگونهای که تشخیص حق و باطل، سخت و برای چشمهای ظاهربین غیر ممکن میسازد. از این طریق تودههای مردم دچار تشویق شده و امکان القای تصمیم و ایجاد محدودیت برای ولی مهیا میشود.
علی رغم پیچیدگیها و تنوع، میتوان شیوه کار این جریان در آنچه از ۴۷ سال انقلاب اسلامی گذشته را طبق الگویی صورتبندی کرد و براساس آن، از عواقبی که سابق دچار آن شدیم جلوگیری نمود.
این جریان عموما بعد از آنکه گامهای ابتدایی و سرنوشتساز مبارزه پشت سر گذاشته میشود سر از لاک بیرون آورده و موضعگیری را آغاز میکنند. شروع موضعگیریها با جملات گرد و مقبول همگان است. سپس پیامهایی با درون مایه سازش، ابراز خستگی از جنگ، بیان خطرات تداوم جنگ با روکش عقلانیت و ... بصورت پراکنده از نقاط مختلف و با فاصله زمانی منتشر میشود. نقاط ابتدایی این اظهارات عمدتا با مخالفت شدید و هجمه سنگین مردم و قشر انقلابی مواجه میشود. این گام که درواقع گام حساسیتسنجی و حساسیتزدایی است در هر نقطه هم میزان واکنش جریان انقلابی را میسنجد و هم بیان حرفهای ساختار شکنانه را عادیسازی میکند. کیفیت و استمرار واکنش جریان انقلاب و عموم مردم میزان پیشروی آنان در گامهای بعد را مشخص میکند. در صورتیکه واکنشها قابل پیشبینی و مدیریت باشد به تدریج حرفهای شاذ سازشگرانه به حرفهای رایج و پرتکرار تبدیل میشود بگونهای که با دو راهبرد کلیشهسازی و تکرار نظر بخشی از توده مخالف را نیز همراه میسازند. بدین ترتیب نه تنها جوّ غالب را تصاحب میکنند بلکه تصمیم تصمیمگیران نیز تحت تاثیر قرار میدهند و بسط ید ولی را دچار محدودیت جدی میسازند.
طی روزهای اخیر و درحالیکه تنها ۳۰ روز از به شهادت رساندن بالاترین و عزیزترین شخصیت این کشور توسط دشمنان گذشته و در همه این سی و چند روز مردم ایران اسلامی هر شب و هر روز فریاد مقاومت، خونخواهی و انتقام سر دادهاند صداهایی از گوشه کنار با اصطلاحاتی چون خویشتنداری، مدیریت تنش، تقدسبخشی به اهداف نجس دشمن، حفظ حسن همجواری، عقب افتادگی ایران(ناشی از ضربات زیرساختی) و ... به گوش میرسد. این افراد که عمدتا خارج از حاکمیت بوده اما از تریبون برخوردار هستند درواقع با کوک کردن ساز سازش، در حال سپری کردن گام اول از الگوی مذکور هستند. نوع واکنش امت حزبالله، خونخواه امام و شهیدان و دوستدار ایران میزان پیشروی این جریان را مشخص خواهد کرد.
بدیهی است تصمیم نهایی پیرامون کیفیت ادامه جنگ توسط رهبر انقلاب اتخاذ خواهد شد اما باید توجه داشت که این تصمیم متکی به ظرفیتی که امام از امت دریافت میکند اتخاذ میشود. به میزانی که مردم آمادگی هزینه دادن در راه جهاد را حرف غالب افکار قرار دهند و حرفهای سازشطلبانه تو دهانی مناسب بخورند، پیشبرد امر هدایت برای ولی ممکنتر خواهد بود و رشد و تکامل جامعه سرعت مضاعفی خواهد یافت. توپ در زمین مردم است که حد برخورد با صداهای تفرقهافکن سازشطلب در چه حد باشد؟ در حدی که زمینه را برای نقشآفرینی جدیتر جریان نفاق آماده کند یا هزینهای برای آنان تولید کند که این جریان در نطفه خفه و به خاری دچار شود.
در تجربه ۴۷ ساله انقلاب اسلامی میتوان مواردی را از نقشآفرینی این جریان در تغییر تصمیمات و جهتگیری کلان حاکمیت در راهبردهای اساسی و مخصوصا در عرصه سیاست خارجی مشاهده کرد. بهعنوان نمونه میتوان نوشاندن جام زهر به امام خمینی(ره) در پذیرش قطعنامه 598، تنظیم نسبت با استکبار و خاصه آمریکا، خسارت محض برجام و ... اشاره کرد. شهید مصباحالهدی باقری در یادداشت «آرمان سرخ زیر فرش قرمز» -منتشر شده در صفحات ۸۴ تا ۸۹ شماره دوم از مجله مدیریت جهادی- ضمن بررسی روند نفوذ ایده ارتباط و مذاکره با آمریکا علی رغم مخالف صریح امامین انقلاب در سالیان طی شده از انقلاب اسلامی، به تبیین ریشههای این انحراف میپردازند. مطالعه این یادداشت در فهم وضعیت امروز و تکلیف ما در مواجهه با جریان غربگرا بسیار مفید خواهد بود.



