به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ بیست و هشتم اردیبهشت در روزشمار هفته ملی جمعیت به نام «محیط کار دوستدار خانواده؛ آیندهساز جمعیت ایران» نامگذاری شده است. عنوانی که اگرچه در سالهای اخیر بیشتر بر سر زبانها افتاده، اما هنوز تا تحقق کامل آن فاصله زیادی داریم.
در میانه بحران جمعیت و نگرانی از کاهش نرخ باروری، یکی از مهمترین عواملی که میتواند زنان را به فرزندآوری تشویق یا از آن منصرف کند، میزان حمایتی است که در محیط کار از آنها به عمل میآید. اما واقعیت تلخ این است که بسیاری از مادران شاغل در ایران، هر روز با تعارضی عمیق میان مسئولیتهای شغلی و خانوادگی خود دست و پنجه نرم میکنند؛ تعارضی که اگر حل نشود، نه تنها سلامت روان آنان را به خطر میاندازد، بلکه میل به فرزندآوری را در نسل جوان کاهش میدهد.
خستگی مضاعف؛ میراث مادران شاغل
یکی از بارزترین ویژگیهای زندگی مادران شاغل در ایران، «خستگی مضاعف» است. آنها نه تنها ساعات طولانی را در محیط کار سپری میکنند، بلکه پس از بازگشت به خانه نیز عمده مسئولیتهای نگهداری از فرزندان و امور منزل بر عهده آنهاست.
یک روانشناس در این باره میگوید: «بیشترین مشکل کاری زنان به این دلیل که مسئولیت اداره منزل نیز بر عهده آنان است، خستگی و کمبود وقت است. این در حالی است که در بعضی محیطهای کاری بین زن و مرد تبعیض زیادی قائل میشوند و زنان کار بیشتر و حقوق کمتری دارند و این امر نارضایتی شغلی را نیز به همراه میآورد».
این وضعیت، مادران شاغل را در شرایطی قرار میدهد که هم در محیط کار احساس فشار میکنند و هم در خانه. نتیجه این فشار مضاعف، چیزی نیست جز فرسودگی شغلی و خانوادگی.
نبود حمایت اجتماعی سازمانی؛ تشدیدکننده تعارض
پژوهشهای علمی نیز این واقعیت را تأیید میکنند. مطالعهای که بر روی زنان معلم متأهل و بچهدار در شهر دلوار انجام شده، نشان میدهد که «نبود سرمایه اجتماعی نوعی (سازمانی)، زمینه تشدیدکننده تعارض کار-خانواده بوده است». به عبارت دیگر، وقتی محیط کار حمایتهای لازم را از مادران شاغل به عمل نمیآورد، تعارض میان نقشهای کاری و خانوادگی تشدید میشود.
اما این پژوهش نکته جالب دیگری هم دارد: «خانمهای برخوردار از حمایت اجتماعی خاص (خانوادگی)، به ویژه همسر، میزان خیلی کمتری از این نوع تعارض را نسبت به سایر زنان تجربه کردهاند». یعنی اگر همسر، نقش حمایتگر خود را به درستی ایفا کند و در انجام کارهای خانه و نگهداری از فرزندان مشارکت داشته باشد، فشار روانی مادر شاغل به میزان قابل توجهی کاهش مییابد.
مسئلهای که هنوز برای برخی مردان جا نیفتاده است
یکی از ریشههای اصلی این تعارض، به نگرشهای فرهنگی بازمیگردد. یک بانوی کارمند در این باره میگوید: «همسرم تصور میکند که شغل من هیچگاه به اندازه شغل او مهم نیست و من باید وظایف خانهداری را نخستین اولویت کاری خود قرار دهم و اگر مشکلی در محل کار برایم پیش بیاید، جرأت عنوان کردن آن را در خانه ندارم».
یک روانشناس نیز در این باره تأکید میکند: «مشکل عمده بیشتر زنان در زمینه با شغلشان این است که مردان همیشه کار زنان را اولویت دوم آنها میدانند و هیچگاه فعالیت خارج از منزل و شغل زنان را به اندازه شغل خود مهم نمیدانند».
مرخصی زایمان و والدین؛ از قانون تا اجرا
یکی دیگر از ارکان اصلی محیط کار دوستدار خانواده، مرخصی زایمان و مرخصی والدین است. طبق قانون تأمین اجتماعی در ایران، مرخصی زایمان برای زنان ۹۰ روز (حدود سه ماه) است. اما این مدت در مقایسه با استانداردهای جهانی بسیار کوتاه است.
در کشورهای اسکاندیناوی که در حمایت از خانواده پیشرو هستند، «زوجها ۴۷ هفته مرخصی زایمان میگیرند و این حق را دارند که در کار، مشاغل نیمهوقت را درخواست کنند و با کودکان بیمار در خانه بمانند». علاوه بر این، در این کشورها «پدران هم اجازه مرخصی زایمان دارند و حمایت از مرخصی زایمان در این کشور مرتباً در حال بازبینی و ارتقاست».
در ایران اما نه تنها مدت مرخصی زایمان کوتاه است، بلکه اجرای آن نیز با چالش مواجه است. دبیر ستاد ملی جمعیت اخیراً از عدم اجرای کامل مرخصی ۱۴ روزه پدران و چالشهای مرخصی زایمان زنان در بخش خصوصی خبر داده است.
مهدکودک و مراقبت از کودک؛ زیرساختی که کم است
قانون مراقبت روزانه از کودکان در سوئد از سال ۱۹۷۳ به اجرا درآمده و «اجرای آن به عهده شهرداریهاست که به موجب آن کودکان زیر سن مدرسه باید در مراکز مخصوص یا در خانه تحت مراقبت قرار گیرند».
در ایران اما وضعیت متفاوت است. بسیاری از مادران شاغل مجبورند فرزندان خود را به مهدکودکهایی بسپارند که یا کیفیت مناسبی ندارند یا هزینه آنها سرسامآور است. برخی نیز ناچارند از کمک مادر یا مادرشوهر خود استفاده کنند، اما این حمایت نیز همیشه در دسترس نیست.
یکی از مادران شاغل که در پژوهش مرکز رشد مورد مصاحبه قرار گرفته، در این باره میگوید: «برای بچه اولم مادر و مادرشوهرم کمک میکردند، حتی اجازه ندادند بچه را مهد کودک ببرم یا پرستار بگیرم. اما الآن دیگر هیچ کدام نیستند و در نگهداری فرزند دوم با مشکلات جدی مواجهم».
هزینههای مادری در محیطهای کاری مردانه
پژوهش مرکز رشد بر روی مادران شاغل نشان میدهد که «بانوان شاغل، به واسطه کارکردن با مشکلات جامعه بیشتر آشنا میشوند و بیش از پیش میتوانند همسر خود را درک کنند». همچنین «اعضای خانوادهای که مادر در بیرون از منزل شاغل است، بیشتر از دیگر خانوادهها در کارها به یکدیگر یاری میرسانند و همکاری بین آنها افزایش مییابد».
اما در کنار این فرصتها، چالشهای جدی نیز وجود دارد. یکی از پاسخدهندگان در این پژوهش که کارمند دانشگاه و مادر دو فرزند است، با صراحت میگوید: «با خودم میگویم من دارم به خودم، همسرم و این طفل معصومها ظلم میکنم. اگر وضع مالی شوهرم بهتر بود که مجبور نبودم بروم سر کار، بچههای من هم وضعشان بهتر بود. هر وقت از مدرسه میآیند، تا ساعت شش بعدازظهر تنها هستند. چقدر پویانمایی ببینند و با تبلت بازی کنند؟ اگر خانه بودم، میبردمشان پارک یا خانه کسی».
این روایت، تصویر واقعی بسیاری از مادران شاغل در ایران است؛ مادرانی که میان عشق به فرزندان و ضرورت تأمین معیشت، گیر افتادهاند و هر روز با احساس گناه دست و پنجه نرم میکنند.
سیاستهای حمایتی در کشورهای موفق
تجربه کشورهای اسکاندیناوی نشان میدهد که حمایت از خانواده، یک سرمایهگذاری هوشمندانه است. در سوئد، «سیاستهای حمایت از خانواده تأکید دارد فرزندآوری مغایرتی با کار زنان نداشته و بسیاری از زنان پس از زایمان هم میتوانند بدون مشکل کار خود را ادامه دهند».
مهمترین دلیل این موفقیت، دو عامل است: «ارائه بیمه مرخصی زایمان و توسعه خدمات نگهداری از کودکان». به عبارت دیگر، مادران در این کشورها میدانند که پس از تولد فرزند، نه شغل خود را از دست میدهند و نه مجبورند نوزادشان را در شرایط نامناسب رها کنند.
در نروژ نیز «زوجها ۴۷ هفته مرخصی زایمان میگیرند و این حق را دارند که در کار، مشاغل نیمهوقت را درخواست کنند». این انعطافپذیری، به والدین اجازه میدهد تا هم به مسئولیتهای شغلی خود بپردازند و هم در کنار فرزندان خود باشند.
راهکارهای عملی برای کاهش تعارض کار-خانواده
بر اساس پژوهشها و تجربیات موفق جهانی، راهکارهای زیر میتواند به کاهش تعارض کار-خانواده در ایران کمک کند:
۱. نظارت جدی بر اجرای قوانین موجود: مرخصی ۱۴ روزه پدران و مرخصی ۹ ماهه زایمان زنان باید به طور کامل و بدون تبعیض در تمام بخشهای دولتی و خصوصی اجرا شود.
۲. ایجاد مهدکودکهای داخل سازمانی: شرکتها و ادارات بزرگ باید ملزم به ایجاد مهدکودک یا مراکز نگهداری از کودکان در محل کار شوند.
۳. ترویج ساعت کاری انعطافپذیر: اجازه به مادران شاغل برای تنظیم ساعات کاری خود متناسب با نیازهای فرزندان.
۴. تغییر فرهنگ سازمانی: ایجاد فرهنگی که در آن درخواست مرخصی برای امور خانواده، نه یک امتیاز ویژه، که یک حق طبیعی تلقی شود.
۵. آموزش به کارفرمایان: آگاهیبخشی به مدیران و کارفرمایان درباره اهمیت حمایت از مادران شاغل و تأثیر آن بر بهرهوری و سلامت سازمان.
مسئولیت اجتماعی؛ نه فقط وظیفه دولت
تغییر وضعیت موجود، فقط به عهده دولت نیست. مردان نیز باید نقش خود را در این زمینه بازتعریف کنند. همانطور که یک روانشناس تأکید میکند: «مردانی که زنانشان شاغل هستند باید بیشتر از مردان دیگر در انجام دادن کارهای خانه و امور مربوط به فرزندان همکاری کنند تا آنها روز به روز خسته و فرسودهتر نشوند».
همچنین «وقتی زنی با مشکل کاری مواجه میشود، وظیفه شوهرش این است که او را تنها نگذارد و درک کند. اگر زنی از حمایتهای همسرش مطمئن باشد، در انجام مسئولیتهای خانه و محیط کار موفقتر خواهد بود».
نتیجهگیری
«محیط کار دوستدار خانواده» فقط یک شعار در روزشمار هفته جمعیت نیست. این مفهوم، سنگ بنای یک سیاست جمعیتی موفق است. تا زمانی که مادران شاغل در ایران مجبور باشند میان فرزندآوری و اشتغال یکی را انتخاب کنند، یا با فشار روانی ناشی از تعارض این دو نقش دست و پنجه نرم کنند، نباید انتظار افزایش چشمگیر نرخ باروری داشته باشیم.
تغییر این وضعیت، نیازمند عزم ملی است؛ از مجلس و دولت تا کارفرمایان و پدران. مادران شاغل، ستونهای پنهان اقتصاد و خانوادههای ایرانی هستند. وقت آن رسیده که حمایت واقعی، نه فقط در شعارها و مناسبتها، بلکه در قوانین، ساختارها و فرهنگ سازمانی ما جاری شود.



