به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ هیچ بعثتی در تاریخ، بیهجرت آغاز نشده است. گویی رسالت انسان همواره از لحظهای شروع میشود که انسان یا امتی تصمیم میگیرد از آنچه در آن فرورفته است عبور کند. هجرت نام دیگر بریدن از وضع موجود است و مهاجر کسی است که از قیدوبند استبداد به آزادگی، از خوف به اطمینان، از سلطهپذیری و وابستگی بهسوی رهایی و استقلال قدم برمیدارد؛ حتی اگر مسیر عبور از میان آتش و بیابان و دریا بگذرد. چنانکه ابراهیم خلیل از بابل هجرت کرد و موسای کلیم از مصر و آن پیامبر تحولآفرین قریشی از مکه به مدینه. همیشه پیش از هر فتح، کوچی در کار بوده است؛ هجرتی که نخست در جان رخ میدهد و سپس در جغرافیا. آدمی باید از آنچه او را در باتلاقِ خوگرفتن و پوسیدن نگه میدارد دل بکند تا بتواند به افقی تازه قدم بگذارد. شاید بتوان بعثت امروز ایرانیان را از همین منظر تماشا کرد.
«ملّت ایران در میقات انقلاب اسلامی، قدم در مسیر همین هجرت گذاشت، صلای ابراهیمی خمینی کبیر را اجابت کرد، لباس سلطهپذیری از تن درآورد، احرام سعادتمندی دنیوی و اخروی بر تن نمود و لبیکگویان و هَرولهکنان، تلاش کرد تا بر محور معارف اسلام ناب محمدی صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم طواف نماید و خود را به نور عالمتاب عدل جهانی و ولایت عظمی نزدیک کند.» و حج، هر سال این حقیقت را به یاد انسان میآورد که آدمی احرام میبندد تا خود را از وابستگی برهاند و در مدار سعی و پیشرفت و تکامل قرار بگیرد. اما چگونه میتوان سختی هجرت را به جان خرید درحالیکه شیاطین جن و انس تو را تعقیب میکنند تا از عادات سخیف دست نکشی، طعم استقامت را نچشی و داعیه آزادی نداشته باشی؟
آری! هیچ احدی نمیتواند بادستخالی و قلب تهی از ایمان قیام کند و سرنوشت خویش را بازیابد و رقم بزند. ما هم در آغاز انقلاب اسلامی به عظمت این تحول در ایران و جهان آگاه شدیم و خود را به بزرگترین سلاحی که میشناختیم مجهز کردیم. «با همین سلاح اللهاکبر بود که ملّت مسلمان ایران در چهل و هفت سال قبل قیام کرد، رژیم طاغوتِ دیکتاتور و وابسته پهلوی را ساقط کرد، دستوپای آمریکای طمعکار و مستکبر را از کشور برید و نفوذ صهیونیسم را بهکلی قطع کرد.»
ما تکبیر میگفتیم و صدای شکستن بتها و طاغوتیان را به دست ابراهیم را میشنیدیم. تکبیر میگفتیم و آهنگ مصمم و باصلابت مصطفی را به هنگام فتح مکه مرور میکردیم. تکبیر میگفتیم و ذوالفقار علی را میدیدیم که در جنگ بر سر دشمنان حق فرود میآید. اللهاکبر پژواک ایمان ما بود در گستره دهر. تکبیر ما به معنای ناچیز و بیمقدار دانستن بتهای زر و زور بود؛ و به معنای رشادت و شجاعت یک ملت در مقابل استکبار جهانی. ما با همین کلام به قلب جباران هراس انداختیم، بر دل داغدیده مستضعفان مرهم نهادیم، انسان تسخیر شده را از اسارت نفس تمامیتخواه مدرن رهانیدیم و او را به ریشههایش بازگرداندیم. «همین سلاح اللهاکبر بود که رشتههای اتصال امّت اسلامی و جوانان مجاهد جبهه مقاومت را از ایران تا لبنان و فلسطین و عراق و سوریه، از آفریقا و یمن تا افغانستان و پاکستان و همه ملّتهای آزادهی جهان مستحکم کرد تا این حبل متین به دفاع از کیان امّت اسلامی در برابر متجاوزان غاصب صهیونیستی برخیزد، طومار داعش را درهم پیچد، طوفانالاقصی به راه اندازد و نفس رژیم متزلزل صهیونیستی را به شماره بیندازد.»
ما با همین ایمان، سختی ایام، فتنهانگیزی دشمنان، جنگافروزی مستکبران و تحریم سلطهطلبان را پشت سر گذاشتیم و فرخندگی روزگار را به شیرینیِ باور به خدایی بزرگتر از همه گره زدیم. هجرت آن روز و بعثت امروز امّت اسلامی، مرهون همین حقیقت است؛ حقیقتی که از ابراهیم آغاز شد و تا امروز ادامه دارد. ما با همین تکبیر مقاومت میکنیم و رمی جمرات خواهیم کرد تا آن روز که نصرت الهی را در آغوش بگیریم و فتحی بیپایان را در کنار مستضعفان زمین به نظاره بنشینیم.
با نگاهی به پیام رهبر انقلاب اسلامی به مناسبت برگزاری حج ۱۴۰۵
پیوست:
«اللَّه اکبر ملت ایران لحن و نواى خاصى دارد. چون اللَّه اکبر پیغمبر است، اللَّه اکبر بت شکن است، چون به معناى ناچیز و بىمقدار داشتن بتهاى زور و زر است، چون به معناى رشادت و شجاعت یک ملّت در مقابل استکبار جهانى است.» ۱۳۶۴/۰۶/۰۶



