به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ امیررضا شاهانی*/// دو شب گذشته معاون محترم رئیس جمهور و رئیس سازمان بهینهسازی مصرف انرژی کشور در برنامه گفتگوی ویژه خبری سه سناریوی دولت برای مدیریت مصرف بنزین را تشریح کرد. به دلیل اهمیت موضوع لازم دیدم یک تحلیل تخصصی روی موضوع بنویسم که شامل آسیب شناسی طرح و البته ارائه برخی توصیه های سیاستی باشد.
دو شب گذشته معاون محترم رئیس جمهور و رئیس سازمان بهینهسازی مصرف انرژی کشور در برنامه گفتگوی ویژه خبری سه سناریوی دولت برای مدیریت مصرف بنزین را تشریح کرد. به دلیل اهمیت موضوع لازم دیدم یک تحلیل تخصصی روی موضوع بنویسم که شامل آسیب شناسی طرح و البته ارائه برخی توصیه های سیاستی باشد.
آسیبشناسی طرح دولت
واقعیت این است که سناریوی اول اصولا بیشتر شبیه القای این پیام به مردم است که اگر بخواهیم قیمت بنزین تغییر نکند ما صرفا به اندازه تولید بنزین در کشور در پمپهای بنزین عرضه میکنیم و وقتی تمام شد تعطیل میکنیم. حتی اگر کسی از این بنزین برای امرار معاش استفاده میکند باید کسب و کارش را تعطیل کند. باعث تعجب است که این چگونه سناریوی دولت است که به جای ارائه راه حل صورت مسئله را پاک می کند؟!
سناریوی دوم هم همان سناریویی است که اجرای آن در کرمان خبرساز شد و طبق آن مردم میبایست مازاد بر سهمیههای سهگانه، هر لیتر بنزین را با قیمتی حدود پنجاه برابر قیمت فعلی خریداری کنند.
در سناریوی سوم ادعا می شود که قیمت بنزین همان ۱۵۰۰ تومان باقی می ماند. مزیت این سناریو اجرای عدالت است از این باب که کسانی که خودرو ندارند هم منتفع می شوند. لکن این طرح از نظر کارشناسی اشکالات عدیدهای دارد که میتواند باعث ایجاد بحران در کشور شود.
یک مشکل اساسی در کشور این است که ما هنوز آمار واقعی مصرف بنزین در کشور را نمیدانیم. بعبارتی تخمین زده می شود که چیزی حدود ۲۰ تا ۳۰ میلیون لیتر بنزین در روز قاچاق می شود. مصرف کنونی بنزین هم روزانه ۱۳۵ میلیون لیتر است. رئیس سازمان بهینهسازی مصرف سوخت کشور میگوید میخواهیم ۹۰ میلیون لیتر را در قالب سهمیه به تمام ایرانیها بدهیم.
۳۰ میلیون لیتر هم به کسانی که با بنزین کار میکنند بصورت زماندار اختصاص مییابد تا در این زمان محدود با مشارکت سرمایهگذار، خودروهای خود را گازسوز و موتورسیکلت خود را برقی کنند و آن وقت این سی میلیون لیتر بنزین آزاد میشود تا سرمایهگذار آن را صادر کند و سرمایه او برگردد. همه چیز در حرف و روی کاغذ خوب است اما در عمل واقعیت چیز دیگری است. در زیر به بررسی فنی و تخصصی این سناریو می پردازیم:
1) نمودار زیر میزان مصرف روزانه بنزین در کشور را بین سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۴ نشان میدهد. همانطور که ملاحظه میشود مصرف بنزین در کشور همیشه در طول این سالها (به استثنای دوره همه گیری کرونا) صعودی بوده است. اگر با شیب متوسط این نمودار روند افزایش مصرف در سالهای آتی را تخمین بزنیم، ظرف شش سال افزایش مصرف، میزان صرفهجویی سی میلیون لیتری داخلی پیش بینی شده را جبران می کند و در نتیجه عملاً امید به صادرات بدون سرمایهگذاری کلان در بخش پالایش امیدی واهی است.
2) تا زمانی که آمار دقیق قاچاق معلوم نباشد، نمی توان با قاطعیت گفت که آیا 120 میلیون لیتر تولید داخل کفاف مصرف را میدهد یا خیر.
3) ارتقاء کیفیت خودروها در جهت کاهش مصرف سوخت بر خلاف آنچه دولت میپندارد به لحاظ فنی در یک دوره زمانی کوتاه قابل انجام نیست. تازه اگر مافیای خودرو را هم کنار این چالشهای فنی بگذاریم، باید گفت این اصلاح کیفیت در این دولت غیر قابل دسترسی است.
4) گازسوز کردن چیزی در حدود یک چهارم کل خودروهای کشور و برقی کردن بخش زیادی از موتورسیکلتها (که مجموعا ۳۰ میلیون لیتر از ۱۲۰ میلیون لیتر تولید بنزین کشور را مصرف میکنند) سنگ بزرگی است که علامت نزدن است. اولاً این کار نیاز به بسترسازی از جمله ایجاد ایستگاههای شارژ موتورسیکلتهای برقی و توسعه و ایجاد ایستگاههای پمپ گاز طبیعی دارد که علاوه بر هزینه گزاف مسائل فنی متعددی هم دارد. از جمله اینکه ما که در کشور از لحاظ تولید برق و گاز در مضیقه هستیم این مقدار افزایش در مصرف برق و گاز منطقی نیست.
5) توسعه حملونقل عمومی از جمله افزایش تعداد اتوبوسها، از سوی دولت سادهانگاری می شود. افزایش تعداد اتوبوسها و توسعه مترو پیشنیاز اجرای طرح مدیریت مصرف بنزین کشور است و چیزی نیست که مطابق اظهارات رئیس سازمان بهینه سازی بتوان آن را همزمان با طرح انجام داد. توجه داشته باشیم که سالهاست طرح افزایش تعداد اتوبوسها در شهرها از جمله تهران مطرح بوده و با این وجود الآن به اذعان رئیس محترم سازمان بهینه سازی فقط حدود سه هزار اتوبوس از مجموع یازده هزار دستگاه مورد نیاز تهران را در اختیار داریم.
6) با اختصاص سهمیه سی لیتر بنزین به هر ایرانی بدیهی است که خانوارهای با بعد دو یا سه نفره مجبور خواهند بود بنزین آزاد هم خریداری کنند. ظاهراً این بنزین بناست از سهمیه بقیه مردم تهیه شود. حتی اگر بستر مناسبی برای این مبادلات ایجاد شود، با توجه به وجود زمینه قاچاق گسترده به کشورهای همسایه، این قیمت حتماً چندان از سناریوی کرمان کمتر نخواهد بود. یعنی مردم ناچارند بنزین مازاد مورد نیاز خود را - که در این سناریو مقدار قابل توجهی هم هست - با نرخی حدود پنجاه برابر خریداری کنند. علاوه بر آن، اگر با قاچاق بنزین برخورد نشود امکان ایجاد کمبود بنزین هم وجود دارد.
7) قطعاً با اجرای این سناریو قیمت سایر اقلام کالاهای اساسی افزایش خواهد یافت که با توجه به تورم افسار گسیخته دو سال اخیر در کشور، افزایش مجدد قیمتها برای مردم مشکل جدی ایجاد خواهد کرد.
8) اصولا دولت با اجرای این طرح می خواهد هزینههای خود را کاهش دهد که البته این خیلی خوب است اما نه به این قیمت که باعث افزایش شدید هزینههای زندگی مردم بشود.
توصیههای سیاستی
در پایان این نکته را متذکر میشوم که سناریوهای دیگری غیر از این سه سناریوی دولت هم وجود دارد که معقولتر و دارای آسیب کمتر از سناریوهای مذکور است که در صورت لزوم آمادگی دارم برخی از آنها را ارائه کنم. اما در اینجا صرفا چند پیشنهاد اولویت دار را جهت بهرهبرداری مسئولین محترم عرض میکنم:
1) توسعه ناوگان حمل و نقل عمومی کشور و بخصوص کلانشهرها از اولویتهای اصلی کشور بوده و پیش نیاز هر طرح اصلاح قیمت سوخت در کشور است و منابع آن میبایست از سایر محلها تأمین شود.
2) ارتقای محصولات صنایع خودروسازی کشور به لحاظ کاهش مصرف سوخت و کاهش آلایندگی از اولویتهای کشور و از تکالیف قانونی دولت است که گرچه کاری دشوار است اما چنانچه عزم جدی در دولت وجود داشته باشد، می بایست بدون وصل کردن آن به طرح افزایش قیمت بنزین، بصورت پیشنیاز طرح انجام گیرد تا مردم ناچار نباشند هزینه سوء مدیریتها را آنها بپردازند.
3) در شرایط فعلی توصیه میشود که سهمیه ۵۰۰۰ تومانی جایگاه ها حذف شود و اگر کسی بخواهد مازاد بر سهمیه ۱۵۰ لیتری هم بنزین بزند، با قیمت دو تا چهار برابر از طریق کارت سوخت شخصی اقدام کند. مهمترین مزیت این طرح آن است که دادههای واقعی از مصرف بنزین کشور در اختیار مسئولان قرار میدهد و تا حدودی از قاچاق بنزین میکاهد.
4) رعایت حال اقشار کم درآمد و مستضعف اولویت قطعی و فوری نظام است و نباید در قالب طرحهای غیردقیق یا با در نظر گرفتن تنها منافع دولت، معیشت این عزیزان دچار مخاطره گردد.



