به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که با طراحی انگلیسیها و با اجرای آمریکاییها تحت عنوان «عملیات آژاکس» علیه دولت محمد مصدق صورت گرفت، یکی از مناقشهبرانگیزترین رویدادهای تاریخ معاصر ایران است.
با گذشت بیش از ۷۰ سال از این کودتا، همچنان محل توجه است و مورد بحث قرار میگیرد؛ حتی به یک موضوع مناسبتی در ۲۸ مرداد هم محدود نمیشود و در مقاطع مختلف، آن هم نه فقط توسط تاریخپژوهان، بلکه از سوی افرادی که درس تاریخ هم نخواندهاند به یک مسأله مهم برای بحث و گفتوگو تبدیل شده است.

هر گاه «روابط ایران و آمریکا» موضوع اصلی یک گفتوگو باشد، طبیعتاً در ریشهیابی اختلافات بنیادین میان این دو کشور و زورگوییهای آمریکا نیز مطرح میشود و به دنبال آن، واقعه کودتای ۲۸ مرداد هم مورد پردازش قرار میگیرد.
اما در موارد پُرشماری شاهد بودهایم که برخی افراد، با نادیدهگرفتن نقش ایالات متحده آمریکا در سقوط دولت مصدق، یک بحث حاشیهای را پیش میکشند و ادعا میکنند که این اقدام «کودتا» نبوده است؛ بلکه اقدام محمدرضا پهلوی در براندازی دولت مصدق، یک عمل کاملاً قانونی محسوب میشود.
در یکی از موارد اخیر، حضور «فواد ایزدی» کارشناس مسائل آمریکا در یک برنامه یوتیوبی به اسم «رینگ شو» بار دیگر موجب شد تا «کودتای ۲۸ مرداد» مورد بحث قرار بگیرد.
در این برنامه، یک «دانشجوی اقتصاد» در گفتوگوی خود با فواد ایزدی درباره اینکه آمریکا بهخاطر دستیابی به نفت ایران، در سال ۱۳۳۲ کودتا کرد و در پی آن، دولت مصدق ساقط شد، ادعا کرد: «این روایتها متعلق به چپها است؛ افرادی نظیر آبراهامیان به آن دامن زدهاند و حقیقت ندارد».
همچنین این دانشجوی اقتصاد برای اثبات ادعای خود، بهجای اینکه مخاطبش را به منابع تاریخی ارجاع دهد، به «موسی غنینژاد» که او نیز تاریخ نخوانده حواله میدهد. جالب است که «خسرو معتضد» در یک مصاحبه، گفته بود که «غنینژاد تاریخ نمیداند!».

اما درباره ادعای این دانشجوی اقتصاد مبنیبر کودتا نبودن واقعه ۲۸ مرداد یا انکار این واقعیت که انگیزه آمریکاییها برای سرنگونی دولت مصدق نفت بوده است، به گزارههای مختلفی میتوان رجوع کرد.
اینکه آیا باید واقعه ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را کودتا بخوانیم یا خیر، جالب توجه است که خودِ آمریکاییها آن را «کودتا» میدانند و حتی در مواردی، برای انجام این اقدام ضدایرانی، عذرخواهی هم کردهاند.
به قول یکی از کاربران در شبکه اجتماعی اکس: «وندی شرمن که موهایش را در دیپلماسی آمریکا سفید کرده، میگوید ما مصدق را برداشتیم و شاه را گذاشتیم؛ شاهی که برای ما غربیها خوب بود و برای ایرانیها افتضاح... بعد یک سِری از هموطنان ما دایه مهربانتر از مادر برای آمریکا شدند».

البته دیگر مقامات آمریکایی ـ ازجمله اوباما و نیکسون ـ نیز در گفتههای خود اعتراف کردهاند که با انجام کودتا در سال ۱۳۳۲، دولت ملی مصدق را ساقط کردند؛ حتی سازمان سیا نیز در سال ۱۳۹۲، یعنی بعد از گذشت ۶۰ سال از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، اسنادی را از طبقهبندی محرمانه خارج کرد و به اجرای کودتا در ایران اعتراف کرد.

همچنین «کریستین دلانوآ» مورخ فرانسوی در کتاب «ساواک» مینویسد: «شاه خطاب به کرمیت روزولت، معمار کودتای ۲۸مرداد ۱۳۳۲، اظهار میدارد: «من تاجم را به خدا، به ملتم، به ارتشم، و به شما [آمریکاییها] مدیون هستم». از این زمان به بعد، همکاری میان ایالات متحده آمریکا و ساواک رو به توسعه میگذارد». (کریستین دلانوآ، ساواک، صفحه ۱۹۹۱.)
حتی جالب توجه است که در کتابهای مورد تأیید سلطنتطلبان مانند کتاب «سقوط بهشت» که گفته میشود به سفارش خانواده پهلوی نوشته شده، این اعتراف مبنیبر آمریکایی بودن و کودتا بودنِ واقعه ۲۸ مرداد نیز به چشم میخورد: «در ۱۳ مرداد ۱۳۳۲ در حالی که تنشها رو به اوج بود، کرمیت روزولت، نوه تئودور روزولت، رئیسجمهور سابق [آمریکا] و رهبر عملیاتی سیا که مخفیانه به ایران فرستاده شده بود تا طرح را هدایت کند، با شاه ملاقات کرد.
روزولت برای تأمین پول، دادن رشوه، سازماندهی آشوبهای خیابانی، پخش شایعات، تحریک افراد بر ضد دولتِ [مصدق]، تماس با فرماندهان نظامی... و تجار ثروتمند، به ایران سفر کرده بود.
توطئهگران نگران بودند که پیش از زدن ضربه، مصدق طرح توطئه آنان را کشف کند؛ ولی آنان نیاز داشتند که شاه فرمان برکناری مصدق از نخستوزیری را امضاء کند تا برکناری او مشروعیت بیابد.
روزولت با این فرض به کاخ رفت که شاه بالاخره نظرش را تغییر داده و با صدور فرمان برکناری مصدق موافقت کرده است ولی وقتی شاه گفت که او ماجراجو نیست و نمی تواند به استقبال خطرهایی از آن دست برود روزولت متحیر شد». (اندرو اسکات کوپر، سقوط بهشت، صفحه ۱۱۷.)

همچنین «جک استرا» وزیر خارجه پیشین انگلیس، در گفتوگوی خود با BBC فارسی، ضمن اشاره به این موضوع که عوامل داخلی که در سقوط دولت مصدق نقش داشتهاند نیز جاسوسان CIA و MI6 بودهاند، میگوید: «این کودتا علیه مصدق، نمیتوانست بدونِ توافق میان آیزنهاور و چرچیل، امکانپذیر نبود.
وقتی من وزیر خارجه بودم در سال ۲۰۰۴، به یک کمیته خاص در پارلمان بریتانیا گفتم که در ماجرای کودتای ۲۸ مرداد، واقعیت این است که بریتانیا پشت سازمان سیا بوده است و در این مسأله بحثی نیست. هرچند دولت انگلیس اسناد محرمانه مربوط به کودتا را منتشر نکرده، اما ایالات متحده اسنادی را تحت عنوان «طرح لندن» منتشر کرده که از نقش انگلستان در کودتا پردهبرداری میکند».
وزیر خارجه پیشین انگلیس در اظهاراتش ضمن اعتراف به این واقعیت که «کودتا کار انگلیس و آمریکا بود» چنین بیان میکند: «به نظر من پیامد دخالت آمریکا و بریتانیا در آن کودتا، در بلندمدت بسیار مخرب بود؛ برای اینکه وجهه انگلیس و آمریکا را در ایران تخریب کرد و به دموکراسی در ایران نیز ضربه وارد کرد.
استدلال چرچیل و آیزنهاور این بود که ما از مصدق خوشمان نمیآید! و شاه را به قدرت برگرداندیم و نخستوزیری میخواستیم که تابع و گوشبهفرمان باشد. نهایتاً از طریق این کودتا، آمریکا و انگلیس توانستند از منابع نفتی ایران بهرهبرداری کنند».
در مجموع میتوان که اسناد و منابع معتبر تاریخی، از بازیگری آمریکاییها در براندازی دولت مصدق و کودتا بودن آن، حکایت دارند.
اما کسی که درس تاریخ نخوانده، صرفاً با تکیه بر چند مقاله از غنینژاد که اتفاقاً او هم تاریخ نخوانده، اصرار دارد تاریخ را وارونه روایت کند.



