به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران» مدرسه یکی از مهمترین نهادهای اجتماعی در شکلدهی به تجربه فرهنگی کودکان و نوجوانان است. دانشآموز بخش قابل توجهی از ساعات روز خود را در مدرسه سپری میکند و آنچه در این محیط میبیند، تنها به محتوای کتابهای درسی محدود نمیشود.
رفتار معلم، مناسبات میان دانشآموزان، شیوه مدیریت مدرسه، برنامههای فرهنگی و حتی نوع برگزاری جشنها و مناسبتها، همگی پیامهایی تربیتی دارند. به همین دلیل، هر برنامهای که در مدرسه برگزار میشود، خواه آموزشی باشد و خواه سرگرمی و فرهنگی، بخشی از «تجربه مدرسه» را برای دانشآموز شکل میدهد.
نشاط؛ حلقه فراموششده در آموزش رسمی
سالهاست یکی از انتقادهای مطرح درباره نظامهای آموزشی، غلبه نگاه صرفاً درسی و آزمونمحور بر مدرسه است. دانشآموزی که ساعات طولانی را در کلاس میگذراند، علاوه بر آموزش، به فرصتهایی برای تحرک، خلاقیت، تعامل اجتماعی و تجربه احساس تعلق نیاز دارد.
از این منظر، نشاط را نمیتوان موضوعی حاشیهای دانست. فعالیتهای هنری، ورزشی، فرهنگی، اردوها، مسابقات، بازیهای گروهی و برنامههای مناسبتی میتوانند به مدرسه کمک کنند تا از یک محیط صرفاً آموزشی به محیطی پویا برای رشد چندبعدی دانشآموز تبدیل شود.
اما مسئله اینجاست که نشاط با هر نوع سرگرمی یکسان نیست.
فرهنگ مدرسه چگونه ساخته میشود؟
فرهنگ مدرسه مجموعهای از رفتارها، هنجارها، روابط و پیامهایی است که دانشآموز بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم دریافت میکند.
ممکن است یک مدرسه در اسناد رسمی خود بر اخلاق، مسئولیتپذیری، احترام و هویت فرهنگی تأکید کند، اما دانشآموز بیش از آنکه این مفاهیم را از نوشتههای روی دیوار یاد بگیرد، آنها را از رفتار واقعی بزرگسالان حاضر در مدرسه مشاهده میکند.
به همین دلیل، نحوه برگزاری یک مراسم یا برنامه فرهنگی نیز اهمیت دارد. مدیر و معلم در مدرسه صرفاً مجری یک برنامه نیستند؛ رفتار آنان برای دانشآموز میتواند نقش الگویی داشته باشد.
معلم؛ فراتر از نقش آموزشی
شأن حرفهای معلم یکی از موضوعات مهم در این بحث است. معلم از نگاه دانشآموز تنها فردی نیست که محتوای درسی را منتقل میکند؛ بلکه بخشی از تصویر دانشآموز از مدرسه و نظام آموزشی از طریق رفتار معلم شکل میگیرد.
این مسئله البته به معنای خشک و غیرصمیمی بودن رابطه معلم و دانشآموز نیست. معلم میتواند صمیمی، خوشبرخورد، خلاق و بانشاط باشد و در عین حال مرزهای حرفهای خود را حفظ کند.
در واقع، چالش اصلی ایجاد تعادل میان صمیمیت و اقتدار، شادی و مسئولیت، خلاقیت و چارچوب است.
مدارس غیردولتی و مسئله تمایز
مدارس غیردولتی در سالهای اخیر تلاش کردهاند علاوه بر کیفیت آموزشی، با ارائه برنامههای فوقبرنامه و فرهنگی، تجربه متفاوتی برای دانشآموزان ایجاد کنند. این رقابت میتواند زمینهساز خلاقیت بیشتر در محیط آموزشی باشد، اما همزمان ضرورت نظارت و سیاستگذاری فرهنگی را نیز افزایش میدهد.
مدرسه نمیتواند برای متفاوت بودن، هر شکل از برنامه را به عنوان «نوآوری» تعریف کند. نوآوری آموزشی زمانی معنا پیدا میکند که در خدمت یادگیری، تربیت و رشد دانشآموز باشد.
در چنین شرایطی، مسئولیت مدیر مدرسه فقط به اداره امور روزمره محدود نمیشود؛ بلکه مدیریت فرهنگی مجموعه نیز بخشی از مسئولیت اوست.
عصر انتشار لحظهای؛ مدرسه در برابر دوربین
یک تفاوت مهم میان مدرسه امروز و گذشته، حضور دائمی دوربینهای تلفن همراه و شبکههای اجتماعی است. اتفاقی که در گذشته در محدوده یک مدرسه باقی میماند، امروز ممکن است در مدت کوتاهی در سراسر کشور دیده شود.
این تغییر، مدارس را با یک مسئولیت جدید مواجه کرده است: مدیریت رسانهای فعالیتهای فرهنگی.
مدرسه باید بداند تصویری که از یک مراسم منتشر میشود، ممکن است بدون توضیح زمینه و هدف برنامه بازنشر شود و برداشتهای مختلفی ایجاد کند. بنابراین سیاست تصویربرداری، انتشار تصاویر و محتوای صفحات مجازی مدرسه نیز باید بخشی از برنامهریزی فرهنگی آن باشد.
شادی دانشآموزان را نباید قربانی حاشیهها کرد
یکی از خطرهای مواجهه با حاشیههای فرهنگی مدارس این است که اصل موضوع، یعنی ضرورت ایجاد فضای بانشاط برای دانشآموزان، تحت تأثیر قرار گیرد.
اگر در یک برنامه مشخص مسئلهای درباره رعایت مقررات یا شأن حرفهای مطرح شده باشد، رسیدگی به آن موضوع باید از اصل نشاط دانشآموزی تفکیک شود.
مدرسه همچنان به برنامههای فرهنگی و شاد نیاز دارد؛ اما این برنامهها باید هدفمند، متناسب با سن دانشآموزان و هماهنگ با چارچوبهای آموزشی و فرهنگی طراحی شوند.
از جشنهای پرهیاهو تا نشاط پایدار
گاهی نشاط مدرسه با میزان هیجان یک مراسم یا میزان استقبال دانشآموزان از آن سنجیده میشود؛ در حالی که نشاط پایدار مفهوم گستردهتری دارد.
مدرسه بانشاط مدرسهای است که دانشآموز در آن احساس امنیت، تعلق و دیدهشدن داشته باشد؛ بتواند استعدادهای خود را نشان دهد، با همسالان تعامل کند، در فعالیتهای جمعی مشارکت داشته باشد و از حضور در محیط آموزشی احساس بیگانگی نکند.
در چنین تعریفی، یک مسابقه ورزشی، گروه سرود، تئاتر دانشآموزی، فعالیت داوطلبانه، کارگاه هنری یا حتی یک معلم خلاق میتواند به اندازه یک مراسم بزرگ در ایجاد نشاط نقش داشته باشد.
ضرورت سیاستگذاری روشن فرهنگی
حاشیههای ایجادشده پیرامون برخی مدارس نشان میدهد که برنامههای فرهنگی نیازمند سیاستگذاری روشن هستند. اگر مدیران مدارس بدانند چه برنامههایی در چه چارچوبی باید اجرا شود و مسئولیت هر بخش مشخص باشد، هم امکان خلاقیت بیشتر فراهم میشود و هم احتمال بروز حاشیه کاهش پیدا میکند.
این موضوع درباره مدارس غیردولتی اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا این مدارس علاوه بر مسئولیت آموزشی، در برابر خانوادههایی که آنها را برای تربیت و آموزش فرزند خود انتخاب کردهاند نیز پاسخگو هستند.
نظارت نیز زمانی میتواند مؤثر باشد که صرفاً به برخورد پس از وقوع اتفاق محدود نشود و از طریق آموزش مدیران، تدوین دستورالعملهای روشن و ارزیابی مستمر فعالیتهای فرهنگی، از بروز مسئله پیشگیری کند.
مدرسهای که هم شاد باشد و هم هویت داشته باشد
بحث امروز درباره نشاط در مدارس نباید به انتخاب میان «شادی» و «انضباط» تقلیل پیدا کند. یک مدرسه موفق میتواند هم محیطی شاد و جذاب باشد و هم هویت فرهنگی و حرفهای مشخصی داشته باشد.
مسئله اصلی، یافتن شیوههایی برای جمع کردن این عناصر در کنار یکدیگر است؛ شیوهای که در آن دانشآموز احساس کند مدرسه فقط محل امتحان و تکلیف نیست، معلم بتواند ارتباط انسانی مناسبی با دانشآموز داشته باشد و برنامههای فرهنگی نیز در چارچوب اهداف تربیتی مجموعه تعریف شوند.
در نهایت، مدرسه فقط چیزی را که در کلاس تدریس میکند به دانشآموز منتقل نمیکند؛ سبک رفتار کردن، تعامل کردن، شادی کردن، مسئولیتپذیری و حضور در جامعه را نیز تا حدی در عمل به او آموزش میدهد.
از همین رو، نشاط در مدرسه زمانی میتواند به یک دستاورد فرهنگی تبدیل شود که در کنار شادی، هویت، مسئولیت و تربیت نیز دیده شود.



