به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ در دو قسمت قبل دیدیم که لجبازی یک خصلت ذاتی یا ژن بدخیم نیست، بلکه یک سپر دفاعی است؛ سپری در برابر ترس از دیدهنشدن یا از دست دادن استقلال. همچنین متوجه شدیم رفتارهایی مثل نصیحت، مقایسه، دستور دادن و اصرار بر منطق، هیزم ریختن در آتش این کشمکش است.
اما فقط متوقف کردن رفتارهای اشتباه کافی نیست. وقتی آتشبس برقرار شد، باید یاد بگیریم چطور قواعد بازی را عوض کنیم؛ چطور از وضعیت من در برابر تو به وضعیت ما در برابر مسئله برسیم. در ادامه، چند تکنیک میانبر و کاربردی برای خلعسلاحِ لجبازی و ایجاد حس همکاری را مرور میکنیم.
معجزه اعتبارسنجی
یک قانون نانوشته در روانشناسی روابط وجود دارد که تا زمانی که آدمها حس نکنند شنیده و درک شدهاند، گوشهایشان برای شنیدنِ حرف حق بسته است. همسر لجباز بیش از هر چیز از این میترسد که نظراتش ارزش نداشته باشد. وقتی در شروع مکالمه، احساسات او را تصدیق میکنید، در واقع بزرگترین انگیزه او برای سنگر گرفتن را از بین بردهاید.

برای مثال گفتن جملهای مثل «چرا الکی قضیه رو بزرگ میکنی؟ اصلاً چیزی نشده که اینقدر شلوغش کردی!» باعث میشود احساس کند نهتنها حرفش شنیده نشده، بلکه احساساتش هم بیاهمیت تلقی شدهاند. در مقابل، اگر بگویید: «میفهمم امروز خیلی خستهای و فشار کاری زیادی روت بوده. حق داری کلافه باشی»، بدون اینکه لزوماً با تمام برداشتها یا رفتارهای او موافق باشید، به او نشان میدهید که احساسش را دیده و درک کردهاید.
اعتبارسنجی به معنای تسلیم شدن یا تأیید رفتار اشتباه او نیست؛ بلکه پیامی است که میگوید: «من تو را دیدم و احساست را به رسمیت شناختم.» همین یک جمله کوتاه میتواند احساس نادیده گرفته شدن را کمتر کند و در نتیجه، فضای مکالمه را از حالت دفاعی و تقابل به سمت گفتوگویی آرامتر و سازندهتر ببرد.
هنر انتخابهای محدود
بسیاری از لجبازیها ریشه در حس از دست دادن کنترل دارند. وقتی شما به همسرتان دستور میدهید، ممکن است او ناخودآگاه احساس کند اختیار تصمیمگیری از او گرفته شده است و برای اثبات اینکه هنوز فرمان زندگی دست خودش است، در برابر خواسته شما مقاومت کند.

راهکار هوشمندانه، ارائه حق انتخابهای محدود است. در این روش، شما همچنان هدف موردنظرتان را مطرح میکنید، اما به همسرتان اجازه میدهید درباره نحوه انجام آن تصمیم بگیرد. برای مثال، به جای اینکه بگویید: «امشب باید بریم خونه مادرم، پا شو آماده شو»، میتوانید بگویید: «میدونم آخر هفتهها وقت استراحتته. ترجیح میدی پنجشنبه عصر یه سر به خانوادهها بزنیم یا جمعه شب؟ هر کدوم برای تو راحتتره، همون کار رو میکنیم.» در این حالت، اصل موضوع همچنان مطرح است، اما همسر شما احساس نمیکند که مجبور شده است بدون هیچ اختیاری از دستور شما پیروی کند.
وقتی فرد احساس کند در تصمیمگیری سهم دارد و حق انتخاب از او گرفته نشده، معمولاً نیاز کمتری برای دفاع از استقلال خود از طریق مقاومت و لجبازی احساس میکند. در واقع، شما بدون وارد شدن به جنگ قدرت، بخشی از کنترل را به او میسپارید و همین تغییر کوچک میتواند فضای گفتوگو را بسیار آرامتر و همکاری را بیشتر کند.
از من و تو عبور کنید
کلمه تو در مکالماتِ تنشزا، مثل اشاره انگشتِ اتهام است. تو همیشه لج میکنی، تو اصلاً گوش نمیدی. این جملات بلافاصله همسر را در موضع دفاعی قرار میدهد.
برای تغییر مدار رابطه، از ضمایر ما و بیان احساس فردی استفاده کنید. مشکل را از وسط رابطهتان بردارید و بگذارید روی میز، روبروی هر دوی شما. به جای: «تو چرا اصلاً تو تمیز کردن خونه کمک نمیکنی؟» بگویید: «من این روزها حسابی زیر فشار کارهای خونهام و تنهایی از پسش برنمیام. بیا با هم بشینیم یه فکری کنیم چطور میتونیم این وظایف رو جوری تقسیم کنیم که به هیچکدوممون فشار نیاد.»
وقتی مسئله به یک چالش مشترک تبدیل شود، ذهن لجباز به جای تدارک حمله متقابل، به سمت راهحلگرایی تغییر مسیر میدهد.
تکنیک کاشت بذر
یکی از بزرگترین اشتباهات، اصرار بر دریافت پاسخِ همین الان است. همسر لجباز وقتی با فشار مواجه میشود، برای اینکه شکست نخورد، قفل میکند روی همان نه اولیهاش.
تکنیک کاشت بذر یعنی ایده را مطرح کنید و بلافاصله عقبنشینی کنید: «من این پیشنهاد رو دارم و فکر میکنم میتونه کمککننده باشه. اصلاً قرار نیست همین الان دربارهش تصمیم بگیری؛ فقط میخواستم بدونی نظرم چیه.»
با این کار، به او فرصت میدهید بدون فشارِ حضور شما، ایده را در ذهنش پردازش کند. در بسیاری از موارد، فرد بعد از چند روز بازمیگردد و خودش آن را پیشنهاد میدهد؛ چون حالا حس میکند این تصمیم مال خودش است.
اما آیا لجبازی همیشه محصول نوع تعامل و رفتار در جریان زندگی مشترک است، یا ریشههای آن از همان روزهای اول آشنایی قابل شناسایی بوده؟ در قسمت چهارم این پرونده، به سراغ پیشگیری میرویم: «چطور در دوران خواستگاری و نامزدی، لجبازیهای مخرب را از استقلالطلبیِ سالم تشخیص دهیم؟»



