تاریخ انتشار: پنجشنبه 1348/10/11 - 03:30
کد خبر: 5935

آیت الله مصباح: مطیع رهبر باشید

جمعی از اعضای شورای سردبیری سایت رجانیوز یکشنبه گذشته باآیت‌الله مصباح یزدی دیدار کردند که این دیدار دومین دیدار اعضای این سایت بعد از تشکیل رجانیوز با آیت الله مصباح بود.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران» ،در این دیدارکه دکتر غلامحسین الهام عضو حقوقدان شورای نگهبان حضور داشت،آیت الله مصباح یزدی رهنمودهایی را ایراد فرمودند که متن کامل سخنان به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدالله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین

من ورزشکار نیستم ولی از ورزشکاران و تیم های ورزشی یک چیزهایی دیدم. فکر می کنم بعضی احساسات اینها را می توانم درک کنم. یک تیم ورزشی در شرایط مختلف مدتها تمرین می کند سختی گرما و سرما را تحمل می‌کند، برای مسابقه تمرین می کنند. مسابقات از لحاظ اهمیت و تعداد تیم های شرکت کننده مراحلی دارد تا می رسد به مسابقات جهانی. برای شرکت در این مسابقات مدتهای زیادی تمرین می کنند، شرایطشان را می سنجند تا در مسابقات جهانی برنده شوند.

شرایط زندگی ما بی شباهت به جریان مسابقات نیست. قرآن تعبیری در این باره دارد که می فرماید "فاستبقوا الخیرات"، "ومنهم سَابِق بِالخیرات" یا در مورد رقابت جمله تأکید آمیزی دارد که می‌فرماید "وفی ذلک فلیتنافس المتنَافسون"

بنابراین از یک طرف ما باید منتظر شرایط مسابقه‌ای سخت باشیم و هم نگران از اینکه نکند که در مسابقه برنده نشویم و بازنده باشیم. با یک تفاوت مهم که در مسابقات جهانی اگر بازنده هم شدیم دیگر چیزی از ما نمی‌گیرند. یک جایزه می‌گیرند، اما در این مسابقات اگر بازنده باشیم خیلی چیزها را می بازیم. نه تنها پاداش به ما نمی‌دهند گاهی ممکن است عذابهای طولانی حتی ابدی برای ما باشد. هم از یک طرف باید استغفار کنیم از مسابقات برای اینکه کسی که در این مسابقات شرکت می‌کند انتظار روز مسابقه را دارد، از یک طرف هم باید نگران باشیم که نکند ببازیم.

از اول پیروزی انقلاب تا حالا دائماً با گروه‌های مختلف در مسابقات بودیم. ان‌شاءالله تا الآن برنده بودیم. در این مسابقات خیلی‌ها باختند. بعضی تیم‌هایی که ادعای قهرمانی جهانی داشتند، ولی الحمدالله خدا لطف کرد ما نباختیم. سختی کشیدیم، زخم زبان شنیدیم، اهانت دیدیم، بی مهری از دوستان دیدیم، اما بحمدالله نباختیم. اگر این سیر را به صورت منحنی صعودی در نظر بگیریم ملاحظه می‌فرمایید در هر مرحله‌ای امتحان سختتری داریم. طبیعتاً باید همینطور باشد؛ یک دانش آموز در دوره دبیرستان یک جور امتحان دارد در دانشگاه طور دیگر وگرنه ترقی نمی‌کند. باید با توجه به سیر گذشته منتظر امتحان سخت تر باشیم. هیچ تعجبی هم ندارد و دور از انتظار نیست.

در تاریخ پیغمبر اکرم (ص) تا یک قرن صدر اسلام را در نظر بگیرید همین سیر امتحانات یا مسابقات یا فتنه‌ها -هرچه اسم آن را می‌گذارید- دائماً سیر صعودی بود. تعبیر مسابقه برای خود پیغمبر شاید مناسب نباشد، اصحاب پیغمبر اکرم در ابتدا عده کمی بودند، در مقابل، ثروتمندان و زورمندان قریش هم از لحاظ ثروت نسبت به ‌آنهاخیلی برتری داشتند و هم از لحاظ نفرات خیلی بیشتر بودند، ولی از لحاظ منطق خیلی ضعیف بودند. حرفی برای گفتن نداشتند. خیلی مسابقه‌ی سختی نبود. افراد حتی از نظر فکری، از نظر ایمان و شخصیت ضعیف هم بود. اینطور نیست آن کسانی که ایمان آوردند همه نخبگان درجه اول بودند. کسانی که جز 100 نفر اول که ایمان آوردند نه مایه فکری قوی داشتند نه ایمانشان قوی بود.

در مقام بحث پیغمبر توانست خیلی راحت آن‌ها را محکوم کند. این که سنگی که شما می‌پرستید چه کاره است؟ آیا وقتی حرف می زنید می‌شنود؟ کاری می‌تواند انجام دهد؟ مگر شما خودتان اینها را نساختید؟ "أتَعبدون ما تنحتون" خودتان ساختید خودتان عبادت می کنید؟ اگر شما آنها را ساختید، پس آنها باید شما را عبادت کنند. در مقام بحث مشکلی نداشتند. فقط آنها یک منطقی داشتند که می گفتند "إِنا وجدنَا آباءنَا" پدران ما اینگونه می‌پرستیدند. پیداست که منطقشان ضعیف است.

تدریجاً امتحانات سخت‌تر شد و داستان شعب ابی طالب پیش آمد و فشار کفار بر مسلمانان پیش آمد و بعضی مجبور به مهاجرت به حبشه شدند و خود پیغمبر هم در مکه و مدینه ماند. تازه در مدینه مدیریت اجتماعی مسلمان شکل گرفت و جامعه اسلامی تشکیل شد. از آنجا باز مسابقات شروع شد. همین مسلمانهایی که با این شرایط ایمان آورده بودند به پیغمبر و میزبان پیغمبر بودند در اهل مدینه یک عده ای ته دل مخالفت کردند، ولی در ظاهر موافقت بودند. نه ایمان درستی داشتند و نه اطاعت درستی. رسید به آنجایی که یک عده‌ای از اهل مدینه که میزبان پیغمبر اسلام شده بودند و اسلام هم آورده بودند تهدید کردند ایشان را که می‌خواهیم شما را از مدینه بیرون کنیم " لیخرجن الأعز منها الاَذل" ما اهل عزت و ثروت و قدرت هستیم، شما آواره هستید. شما باید حرف ما را گوش کنید و منت ما را بکشید. چون پیغمبر و مهاجرین آواره‌هایی بودند که از مکه رانده شده بودند. اینها همان منافقانی بودند که در مدینه تشکیل شد. رئیس‌شان هم ابیّ بن کعب بود. در فرصتهای مختلفی کارشکنی می‌کردند. نمونه‌های بارز آن هم این بود که در جنگ‌ها بهانه می‌آوردند تا شرکت نکنند. نمونه آن در قرآن است به عنوان یک نمونه تاریخی. می گفتند فصل سرماست، فصل گرماست و یا فصل درو است. تا گروهی که یک مسجد درست کردند مقابل مسجد پیغمبر، تا مسلمانان نتوانند با آن مبارزه کنند. با خانه خدا که نمی شود مبارزه کرد. اینجا که مرکز فحشا نیست، خانه خداست. از اینجا امتحانات برای مسلمان‌ها سخت شد. برای عده‌ای از مسلمانان سخت بود که با خانه خدا مقابله کند. تا اینکه آیه قرآن نازل شد که باید این مسجد را ویران کنید، برای اینکه بر پایه کفر ساخته شده است "و الذین اتخذوا مسجدا ضرارا و کفرا و تفریقا بین المؤمنین" اینجا اساسش کفر است برای اینکه اختلاف بین مسلمانان بیاندازد، آنجا را خراب کنید. بالاخره پیغمبر خدا این مسجد را خراب کردند از آنجا یک مقداری مسلمانان به پچ‌پچ افتادند؛ تا داستان رحلت پیغمبر و تعیین خلیفه برخلاف نظر پیغمبر. اصحابی که با علی بیعت کرده بودند، ولی آمدند خلیفه انتخاب کردند. فتنه‌های سنگین‌تر و خطرناک‌تر و پیچیده‌تر و تهدید آن برای اساس اسلام هر روز بیشتر می‌شد. کار به آنجایی رسید که خلیفه‌ای که خود مردم انتخاب کرده بودند او را کشتند. مثلاً مردم او را جای پیغمبر انتخاب کرده بودند ولی خودشان او را کشتند.

بالاخره آغاز یک دوران دیگری شروع شد که آن‌کسی که حق خلافت داشت و از طرف خدا تعیین شده بود شد جانشین پیغمبر، حالا من اشاره می‌کنم که ذهنتان آماده باشد که اینها تازگی ندارد. امتحان از آن موقع بود. از کسانی که در روز اول خیلی با شدت و حدت از علی حمایت کرد یکی پسر عموی علی، جناب زبیر بود و یکی طلحه بود که از کاندیداهای خلافت شد. چند روز که از خلافت علی‌علیه‌السلام گذشت دیدند با علی‌علیه‌السلام نمی شود کار کرد. گفتند ما با تو بیعت کردیم که با تو شریک باشیم و در کارهایت با ما مشورت کنی. ما انتظار داشتیم در عزل و نصب‌ها و در مدیریت جامعه ما را شریک کنی و با ما مشورت کنی، ولی تو دیکتاتوری می کنی.

علی‌علیه‌السلام هم گفت من با شما شرط کردم طبق سنت پیغمبر عمل کنم در تشخیص کتاب خدا و سنت پیغمبر من نیاز به مشورت نداشتیم. ولی اگر کاری پیش آمد که نیاز به مشورت داشت با شما مشورت می کنم. اگر تشخیص قرآن و سنت پیغمبر است می دانم که چکار می‌کنم. دیدند نه علی‌علیه‌السلام تسلیم نمی‌شود، شروع کردند جنگ جمل را راه انداختند. در این چند سالی که زمام خلافت دست علی بود همه‌اش به جنگ بود. جمل، صفین و نهروان. حالا جالب است از جنگ صفین که برگشتند کسانی بودند که در سپاه علی‌علیه‌السلام بودند جنگ صفین خیلی طول کشید، یکی از جنگ‌های طولانی و پرتلفات. از جنگ که برگشتند عده‌ای از کسانی که در رکاب علی‌علیه‌السلام بودند و در سپاه علی‌علیه‌السلام بودند، شمشیرها را به روی علی‌علیه‌السلام کشیدند، جنگ نهروان را راه انداختند. اینجا بود که امیرالمؤمنین 4000 نفر از کسانی که قبلاً در رکاب خودشان بودند از میان برداشت. نه اصحاب معاویه بودند و نه اصحاب طلحه و زبیر. جزء ارتش خودشان بود. بیش از یکسال به فرمان علی با معاویه جنگیدند. 4000 نفر در جنگ نهروان کشته شدند. آنگاه فرمود: "انی فقأت عین الفتنه و لم یکن لیجتری علیها احد غیری" من چشم فتنه را درآوردم. کسی غیر از من جرأت این کار را نداشت. یک وقتی گفتند اگر فرمانده لشکر سلمان بود، من باور نمی‌کردم سلمان جرأت می‌کرد این کار را بکند. شوخی نبود، آدم‌هایی بودند حافظان قرآن، مرد عبادت، شب زنده‌داری که پیشانی هایشان پینه بسته بود، اینها را حاکم اسلامی بی محابا کشت.

این جریان مسابقات صدر اسلام است. حالا فکر کنیم اگر در این جریان بودیم چه کار می کردیم؟ با این روحیاتی که در مواقع مختلف نشان دادیم، سازشکاری، عافیت طلبی، راحت طلبی با این روحیات کجا بودیم در آن زمان؟ و آنکه در این میان از خطر خیلی مهمی رنج می‌برد ناآگاهی بود، همان که مقام معظم رهبری تعبیر به عدم بصیرت کردند. اتفاقاً این تعبیر درکلام امیرالمؤمنین است. می‌فرماید "ان معی لبصیرتی ما لبست علی نفسی و لالبس علی"

من در کار خودم هیچ شک و شبهه‌ای ندارم. در همین جنگ نهروان گفت من نه خودم کار را بر خودم مشتبه کردم، یعنی عمداً توجیه‌گری نکردم و نه کسی باعث این شد که به اشتباه بیافتم. تعبیراتی است در نهج‌البلاغه که وقتی دقت کنیم واقعاً تکان دهنده است. در همین مورد جنگ جمل پیداست که شبیه این کلام نشان می‌دهد که جو ذهنی مردم در آن زمان چگونه بود. می‌فرماید شب‌ها خوابم نبرد، داستان را زیر و رو کردم. حلاجی کردم که با اینها چه کار کنم. دیدم امر من بین دو چیز دایر است، -خیلی جای دقت است- یا باید با اینها بجنگم یا کفر بورزند به دین محمدی؛ یا باید دین اسلام را زیر پا بگذارند، یا باید با اینها بجنگم. می‌تواند آدم حدس بزند که اصحاب علی علیه‌السلام چه فکری کردند. گفتند در مقابل همسر پیغمبر، و اصحاب پیغمبر ما چرا باید خون اینها را به زمین بریزیم ما که با کفار و مشرکین نمی‌جنگیم. حضرت فرمودند که من خوب مسئله را حلاجی کردم یا باید بجنگم یا کافر باشم. حالا خود این تفسیر این جمله چیست کافر شوم یعنی چه؟ یعنی انکارخدا کنم؟ انکار پیغمبر کنم؟ انکار معاد کنم؟ اینگونه کافر شوم یا باید تکلیفی که حق بر گردنم گذاشته را انکار کنم. وقتی چیزی را بدانم که حکم خداست ولی بگویم نباید کرد، یعنی رسیدم به اینجا که تکلیف متعین الهی من یعنی اینکه این کار را بکنم اگر نکنم یعنی انکار حکم خدا را کردم.

اگر ما آنجا بودیم چه می کردیم حالا ما خیلی آسان را می‌گیریم که ائمه علیهم‌السلام معصوم بودند. در کتابها دیدیم، علما به ما گفتند و مدرسه‌ها البته بعضی شک دارند. آن زمان اینگونه نبود.

همان داستان متعه النکاح و متعه الحج همین است. وقتی آیه‌ آن نازل شد عمر آمد خدمت پیغمبرگفت آقا این دستور خود شماست یا حکم خداست؟ یعنی شک داشت از طرف خدا باشد. چون برای آنها زشت بود که در ایام حج، محرمات احرام را انجام دهد. آیا ما طواف حج ببندیم؟ باور نمی کرد حکم خدا باشد به‌هرحال ایمان‌ها ضعیف بود معرفت‌ها ضعیف بود اینکه مابگوییم تافته جدا بافته‌ای هستم نه بنده که تردید دارم اگر روز عاشورا بودم و اختیار با من بود می‌رفتم لشگر امام حسین علیه‌السلام. شما را نمی‌دانم ولی داستان فقط برای آن زمان نبود. کل یوم عاشورا یک واقعیتی است. امروز هم همان امتحانات است. به یک شکل دیگر ماهیتاً تفاوتی ندارد باید ابهاماتی پیش بیاید و آشفتگی‌های پیش بیاید. فتنه هم در آن اشفتگی است. حق و باطل قاطی شود. باطل رنگ حق بپوشد حق آمیزه‌ای با باطل پیدا کند آدم در حیرت باقی بماند. آن موقع یک شکلش بود الآن هم شکل دیگر آن. خوب در این آشوب‌ها و فتنه‌ها و آشفتگی‌ها و به هم ریختگی‌ها و تیرگی‌ها و غبار‌آلودگی فضا چه بایدکرد؟

دو تا سلاح احتیاج داریم برای اینکه در این امتحانات موفق باشیم و مسابقه را ببریم. یکی شناختمان را باید تقویت کنیم بصیرت را باید تقویت کرد. سطحی نگر نباشیم. ساده اندیش نباشیم. یکی باید اراده را قوی کرد. دنبال بهانه نگردیم که از وظیفه‌مان فرار کنیم. این دو چیز را باید کسب کرد. هیچکس به طور ارثی اینها را ندارد. این دنیا برای این است که این چیزها را پیدا کنیم، ولی طبیعی است اینطور هم نیست که هرکسی در عالی‌ترین مرتبه شناخت قرار بگیرد. مراحل مختلف است استعدادها فرق می کند شرایط زندگی فرق می کند یکی جوان است، یکی پیر است، یکی تجربه زیاد دارد، یکی کمتر تجربه دارد، یکی تخصص در رشته‌ای دارد، یکی ندارد، به هر حال جوری نیست که همه شناختها در حد اعلی باشد. خواه ناخواه متفاوت است.

این است که ما ناچاریم در بعضی جهات از شناخت دیگران کمک بگیریم. اگر می توانیم شناختمان را تقویت کنیم خیلی خوب است. اما می دانیم اینطور نیست که نمی شود در شناخت اسلام در همه ابعاد آن در قله قرار بگریم و هم در موضوعات سیاسی و شناخت دسیسه‌ها مسلط باشیم و همه چیز را خوب درک کنیم. طبیعتاً اینطور نمی شود. در این جهت کمک بزرگی که خدای متعال به ما کرد مسئله ولایت فقیه است. ولی فقیهی که عادل است با تقوا است 40 سال تجربه و عدالت او را مردم آزمودند احتمال اشتباه از او نمی‌رود.

ما باید همیشه سعی کنیم سطح معلومات خود را از هم نسبت به اسلام و هم به موضوعات سیاسی زیاد کنیم. به هرحال این یک راه بزرگی است که خدا پای ما گذاشته که مسئولیت‌ مان کم باشد.

اما مسئولیت دوم ما چیست؟ مسئولیت تقویت اراده ماست و حرفی را که می‌زند عمل کنیم. چیزی را که رهبر فرمود اطاعت کنیم. این از آن اولی مشکل تر است. آنهایی که سال‌ها در رکاب پیغمبر و منبر او و منبر علی بودند سر هر بهانه‌ای مخالفت می‌کردند ما که هیچ کدام از آنها را زیارت نکردیم و مرکبی روی کاغذ دیدیم احتمال که مبتلا شویم به خودخواهی و فریب شیطان و هوای نفس کم نیست. این یکی را فقط باید خود ما تمرین کنیم تمرین اطاعت، تمرین تقویت اراده این را خودمان را باید تمرین کنیم. البته اینجا یک کمکی هست که ما شیعه‌ها داریم دیگران کمتر دارند آن‌هم توسل است. نقش بسیار مهمی در تربیت اراده درستی راه ما دارد. بنابراین مثل دو دو تا چهارتا اول باید منتظر مسابقات سخت‌تر باشیم. منتظر امتحانات پیچیده‌تر باشیم. قاعده این است. ثانیاً راه نجات از اینها یکی کسب معرفت بیشتر است و یکی کسب اراده است. علم و تقوا.

برای علم کمک خدا اضافه بر همه چیز به ما داده است وجود ولی فقیه است اطاعت او اطاعت خدا و رسول است "فقد جعلته حاکماً الرد علیه کالرد علینا" و دوم توسل ما به سید‌الشهدا و سایر اهل بیت صلوات‌الله علیه اجمعین.
نکته‌هایی که فرمودید دقیقاً مشخصات مسابقات پیچیده و سخت است. وقتی یک‌راهی کاملاً روشن است و ابهامی ندارد و تاکتیک‌های طرف تقریباً معلوم است پیروزی خیلی مشکل نیست. در یک مسابقه کشتی هم طرف اگر بداند چه فنی را بزند خودش را آماده می‌کند و برنده می‌شود. مشکل این است که نداند چه فنی را بزند. حالا این ندانستن شکل‌های مختلفی دارد. تلاش در اینکه آدم خوب بفهمد خود این یک جهت است. ما همیشه نباید به حجم کار نگاه کنیم، باید به ارزش کار نگاه کنیم. در‌واقع این امتحانات برای این است که انسان ساخته می‌شود. خدا با یک "کن فیکون" می‌توانست همه چیز را زیر و رو کند. این بساط که راه افتاده برای این است که ما تقویت شویم، ساخته شویم و رشد کنیم. بنابراین هرچه فهم ما عمیق‌تر شود که لازمه‌اش خیلی موارد خون دل خوردن و دندان روی جگر گذاشتن است. این رشد است، پیروزی است. نباید این فکر را کرد که چون اینجا هیچ کاری نمی‌توانیم بکنیم و خون دل می‌خوریم، پس هیچ است، کاری نکردیم و آن وقتی که می‌توانستیم داد بزنیم و شلوغ کنیم خیلی کار می‌کردیم، نه! آن، کار نیست. کار آن است که رشد پیدا کنیم، بندگی ما تربیت شود، آمادگی ما برای اطاعت خداوند بیشتر شود. شما ببینید در همین فرمایش امیرالمومنین که عرض کردم روی قسمت‌های آن می‌شود خیلی فکر کرد، فرمود من نگران بودم و شب خوابم نبرد، آن‌قدر مسئله را زیر و رو کردم تا رسیدم به این که یا باید با اینها بجنگم یا کفر بورزم. امیرالمؤمنین 25 سال با کسی نجنگید، می‌بینید چه کارهایی می‌شود بخصوص در زمان عثمان که همه فهمیدند، تنها علی نبود که این را درک کرد. ضعیف‌ترین مؤمنین هم فهمیدند و شورش کردند و کشتند.

در کنار این فکر و کارهای تشکیلاتی و چیزهایی از این قبیل ما باید برنامه‌های عبادی خود را تقویت کنیم. این پیوندهایی است که ما را به مرکز قدرت وصل می‌کند. نیروهای قوی‌تری در ما ایجاد می کند تا بتوانیم کسب انرژی کنیم. در زمان خودمان راه دوری نرویم، چندسالی که امام در زمان مرحوم آیت‌الله بروجردی هیچ حرکتی نبود، بعد از رحلت آقای بروجردی آرام‌ آرام زمینه‌ای برای حرکت فراهم شد در حد اعلامیه، آن وقت‌ها امام کم کار بود؟ همان فکرها و همان عبادت‌ها او را ساخت تا بتواند برای پیروزی انقلاب رهبری جامعه بلکه رهبری دنیا را بر‌عهده گیرد. بنابراین توصیه بنده این است به کارهای کیفی، کم اهمیت ندهید، چون باعث می‌شود هم بصیرت خودتان افزوده شود هم دیگران را بیشتر آگاه می‌کنید. چه نسبت به اسلام و چه نسبت به موارد خاص تکلیف که باید اجرا شود. این روشن‌گری‌ها خودش بزرگترین عبادت است. به‌هرحال تیر و تفنگی در کار نباشد همین که آدم طبق تکلیف خودش در چارچوبی که رهبر تعیین می‌کند به روشنگری بپردازد. خود این عبادت و جهاد بزرگی است. آنچه در این جهاد آفت است این است که آدم مغرور شود به فکر و تشخیص و نظر خودش و صاحب‌نظران فعالیت‌دار را فراموش کند، این در مورد شناخت خیلی اهمیت دارد. جوان‌ها بیشتر مبتلا می‌شوند، چون طبع جوان به غرور آشناتر است. کسانی هستند که چون فکر کردند یک چیز را فهمیدند همه چیز را می‌فهمند قرآن هم خوب می‌فهمند حدیث هم خوب می‌فهمند یک وقت می‌بینید کار به جایی می‌رسد که خود را با امام زمان مساوی می‌بیند. نمونه‌اش هست.

یکی هم در موقع عمل دنبال راحت‌طلبی و بهانه‌گیری نباشند. اگر شمشیر را غلاف می کنیم نه به خاطر هراس است، دندان روی جگر می‌گذاریم. یک نکته‌ای عرض کنم حتی در این مواقع گاهی افشاگری‌های غیرمتعارف هم می‌تواند مفید باشد شما می‌توانید یکی از دستوراتی که فقه شیعه دارد مسئله تقیه است: "ان التقیة دینی و دین آبائی"ما کسانی را داشتیم که تقیه نکردند و رفتارشان مورد تأیید ائمه بود. سعید بن جبیر یکی از اصحاب بود، وقتی حجاج احضارش کرد گفت سب علی بکن. ما دستور داریم اگر وادارتان کردند بد بگویید، بگویید. تقیه کنید. او شروع کرد به مدح علی کردن گفت دستور می‌دهم زبانت را در بیاورند، او عاشقانه صحبت کرد که چه افتخاری بالاتر از این. دستور داد که یک جلادی از پشت گردنش را سوراخ کند و زبانش را درآورد و او با خنده مستانه جان داد. اینها که مجبورشان می‌کردند سب کنند ولی مدح می‌کردند طرف را دیوانه می‌کرد یعنی در مورد زیارت قبر سید‌الشهدا حالا این ایام چند نفر شهید شدند چه افتخاری بالاتر از این. چه قدر دست و پا بریدند که مردم نروند زیارت کربلا با همین‌هاست که کربلا، کربلا شد. وگرنه من و تو کربلا نمی‌دانیم. البته اینها بی‌گدار به آب زدن نیست. گاهی شرایطی پیش می‌آید که صاحب‌نظر باشد خودش یا دستور رهبر را داشته باشد گاهی کارهایی می‌شود که از چندساله مبارزه ارزش بیشتری دارد. روشنگری‌هایی انجام می‌گیرد که مدت‌ها آدم سخنرانی کند و کتاب بنویسد بیشتر است. در هیچ کاری بن‌بست نداریم. نگران نباید باشیم که هیچ‌کاری نمی‌شو کرد. حتی آدم می‌تواند یک نفر را راهنمایی کند خیلی با ادب و متانت. آدمهایی ه لیاقت دارند هدایت شود حالا چه نسبت به اساس اسلام و معارف اسلامی و چه نسبت به وظایف اسلامی و سیاسی و اجتماعی و به هرحال اگر آدم اخلاص داشته باشد و بخواهد خداوند هدایتش کند خداوند رهنمای می‌کند. جای نگرانی نیست. نگرانی آن است مبادا مغرور شویم، مبادا تنبل شویم. یا درعمل تنبلی کنیم و یا به عملمان مغرور شویم. این دو خطری است که ما را تهدید می‌کند. وگرنه بن‌بستی وجود ندارد همیشه با نشاط و روی باز باید پیش رویم.

از خدای متعال درخواست می کنیم که سایه مبارک مقام معظم رهبری را تا ظهور حضرت ولی بر سر همه ما عصر مستدام بدار، توفیق طاعت و شکر این نعمت را به همه ما مرحمت فرما هرگونه شک و شبهه را در این زمینه خارج کن بر توفیقات ایشان بیافزای و همچنین دست ما را از اهل بیت کوتاه مفرما.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

مرتبط ها
نظرات
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
معرفی کسب و کارها
حملات وحشیانه اسرائیل به جنوب لبنان با استفاده از بمب‌های فسفری
یاران رونالدو در تله کنگو گرفتار شدند
رسانه‌های عبری: سخنرانی دبیرکل حزب‌الله اعلام پیروزی محور مقاومت است
امضای تفاهم‌نامه خرید ۲۰ بالگرد امدادی برای هلال احمر از روسیه
مارتینس: عملکردمان مقابل کنگو را دوست نداشتیم
گفتگوی تلفنی وزیر خارجه ایتالیا و عراقچی
فروش ویژه کولرگازی جنرال گلد با ۳۰٪ تخفیف ویژه
خرید داکت اسپلیت تا ۵۰ درصد تخفیف ویژه مدت محدود
تور استانبول با ۲۰٪ تخفیف ویژه به مدت محدود
چطور قاب سیلیکون اورجینال تشخیص بدیم؟
اعضای تشکیل ستاد دانشگاهیان برای بدرقه امام شهید منصوب شدند
مردم از تکرار ساده‌لوحی تاریخی در مذاکره با آمریکا واهمه دارند
وزیر علوم واقعیت تلخ حملات آمریکا به دانشگاه‌ها را در شانگهای افشا کرد
تمدید مهلت ثبت‌نام متقاضیان بین‌المللی تحصیل در دانشگاه علامه طباطبائی
روایت‌گری دقیق و آگاهی‌بخشی مؤثر، ضرورتی راهبردی در شرایط امروز کشور است
ایران در جمع ۵ قدرت برتر پزشکی بازساختی جهان قرار گرفت
دانشجویان باید به تولیدکننده بازی‌های فناورانه تبدیل شوند
زمان برگزاری آزمون جامع دکتری دانشگاه علامه طباطبائی تغییر کرد
زمان تکمیل مدارک پنجاه و سومین دوره آزمون دستیاری تمدید شد
با اقدام قاطع، اجازه ندهید اعتماد مردم زیر سؤال برود
راهبرد «حفظ خیابان»؛ از میدان جنگ تا میدان اقتصاد
نظرسنجی
به نظر شما توافق با آمریکا به پایان مخاصمات می‌انجامد یا دوباره شاهد یک درگیری تمام عیار خواهیم بود؟


مشاهده نتایج
go to top