خبرنامه دانشجویان ایران:
«خبرنامه دانشجویان ایران» به نقل ازرجا نیوز،هیچ انسانی از تماشای صحنه جان کندن ندا آقاسلطان خوشحال نشد، دختر جوانی که قربانی «قدرتطلبی»، «گستاخی سیاسی»، «بیمنطقی» و در یک کلام مشی «دیکتاتوری» شد. آشوبهای تهران عامل قتل مشکوک این دختر جوان شد در حالی که به شهادت خانواده ندا، او تمایل و گرایشی به مبدا این تفکر دیکتاتوری نداشت.
صحنه قتل مشکوک ندا آقاسلطان با گذشت نزدیک به یک ماه، همچنان مورد استفاده ناصواب رسانههای مخالف جمهوری اسلامی ایران قرار میگیرد. قاتل ندا آقاسلطان هنوز مشخص نشده در حالی که همه چیز از یک توطئه در این باره حکایت میکند.
مروه الشربینی، دکتر دارو ساز آلمانی مصریتبار، در دادگاهی که به خاطر هتک حرمت یک جوان آلمانی به «حجاب» وی برگزار میشود، اقامه دعوی میکند و اما در دادگاه مورد هجوم این جوان نژادپرست قرار گرفته و با «18 ضربه چاقو» به شهادت میرسد.
همسر مروه نیز که قصد کمک به او را داشت مورد اصابت گلوله پلیس قرار میگیرد و اکنون در وضعیت وخیمی به سر می برد. تاکنون هیچ تصویری از صحنه قتل مروه و تیر خوردن همسرش مخابره نشده به جز «عکسی» که نشان دهنده حمله جنونآمیز جوان آلمانی به این دختر مسلمان است.
این جنایت دلخراش اما از سوی رسانههای منعکسکننده قتل ندا آقاسلطان نادیده گرفته میشود. گویا اساسا چنین اتفاقی دارای ارزش خبری نیست!
مایکل جکسون، خواننده منحرف آمریکایی که رسواییهای بیشمار اخلاقی و تمایل زایدالوصفش به تغییر جنسیت، او را بیشتر از ترانههایش معروف ساخته بود، در فاصله زمانی میان این دو قتل، زندگیاش به پایان رسید.
مرگ مایکل جکسون به خبر اول و «مهم» رسانههای غربی بویژه رسانههای مخالف جمهوری اسلامی ایران که به رفتار آنها در قبال مرگ ندا آقاسلطان اشاره شد، تبدیل میشود.
در این رسانهها، ارزش خبری مرگ مایکل جکسون همتراز قتل ندا آقاسلطان و بسیار بالاتر و مهمتر از شهادت دکتر مروه الشربینی ارزیابی میشود و برنامههای متعدد آنها درباره این سه رخداد، این واقعیت را به خوبی نشان میدهد. چرا؟
بسیار دور از انصاف است که درباره این رخدادها و رفتار رسانههایی از قبیل بیبیسی فارسی و صدای آمریکا، برای این پرسشها به دنبال پاسخ نگشت.
1- سیاستگذاران رسانههای غربی و بویژه فرزندان آنها در بیبیسی فارسی و تلویزیون صدای آمریکا، چه نقاط اشتراکی میان قتل ناجوانمردانه ندا آقاسلطان با مرگ مایکل جکسون، نماد موسیقی رپ و خواننده فاسد آمریکایی یافتهاند که ارزش خبری این دو اتفاق را یکسان و همتراز تلقی کردهاند؟
البته خدای ناکرده این تفسیر مورد توجه قرار نگیرد که قتل این دختر مظلوم ایرانی در کنار مرگ آن خواننده آمریکایی دارای یک ارزش و محتوا باشد.
2- گردانندگان این رسانهها برچه اساس و منطقی جامعه مخاطب قتل آقاسلطان و جکسون را یکسان پنداشته یا برای تقریب تفکر مخاطبان هر دو اتفاق تلاش کردهاند.
آیا براستی کسانی که پیگیر ماجرای قتل مشکوک ندا آقاسلطان بودهاند به همان اندازه از این اتفاق ناراحتکننده، متاسف شدهاند که از مرگ مایکل جکسون؟ اگر اینگونه نیست هدف این رسانهها از یکسانپنداری مخاطبان هر 2 اتفاق چیست؟
3- چرا جنایت هولناکی که منجر به شهادت یک زن مسلمان آن هم فقط به جرم داشتن حجاب و اعتقاد به فرامین اسلامی، به دست یک جوان نژادپرست غربی از سوی این رسانهها بایکوت میشود و چرا سیاستگذاران این رسانهها بر این تصورند که مخاطبان قتل ندا آقاسلطان تمایلی برای آگاهی از جزئیات شهادت مروه شربینی ندارند؟
چه تفاوتی میان قتل آقاسلطان و شهادت شربینی وجود دارد که این رسانهها را مجبور به رویکردهای کاملاً متفاوت در قبال این 2 رخداد غیرانسانی میکند؟
4- این رفتار تبعیضآمیز رسانهای در راستای اهداف سیاسی چه کسانی است؟ قطعاً محدوده افراد ذینفع از این رویکردها منحصر به مرزهای جغرافیایی نمیشود.
آنهایی که از رفتار جهتدار بیبیسی فارسی و صدای آمریکا در انعکاس قتل بسیار مشکوک نداآقاسلطان سود میبرند با کسانی که از انعکاس جنایت فجیع جوان آلمانی در قتل یک زن مسلمان متضرر میشوند، دارای چه منافع مشترکی هستند؟
از سوی دیگر دیدگاههای این افراد با اهداف انعکاس وسیع مرگ مایکل جکسون چه نسبت و قرابتی دارد؟ شاید تطابق افکار همه کسانی که از رفتارهای تبعیضآمیز و غیرانسانی این رسانهها سود جستهاند، نزدیک به انصاف نباشد، اما واقعیت تلخ آن است که رفتار این رسانهها در قبال نحوه انعکاس سه رخداد بیان شده، این افراد و گروهها را خواسته یا ناخواسته در یک جبهه مشترک سیاسی قرار داده است.
5- پرسش صریح پایانی اینکه، رفتار عامل اصلی آشوبهای اخیر تهران چرا مورد پسند رسانههایی قرار میگیرد که برنامههای متنوعی برای انعکاس مرگ مایکل جکسون تدارک میبینند. قطعا یافتن پاسخ این سوالات یا به عبارت دیگر درک نقاط اشتراک و افتراق این سه اتفاق چندان دشوار نیست.



