به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران» ،
چه مدت درزندان عربستان بودید و رفتارشان با شما چگونه بود ؟
4 ماه درزندان عربستان به سربردم و رفتارمتفاوتی را ازآنها شاهد بودم . بعضی به دید یک انسان کافرو غیرمسلمان نگاه می کردند و خیلی برخورد خشن داشتند ؛ و بعضی هایشان هم می گفتند : ایرانی ها مظلوم هستند. ولی بطورکلی القاء کرده بودند که نسبت به ایرانی حساسیت داشته باشند و برای همین درفشاربه سرمی بردیم .
شکنجه هم می شدید ؟
از لحاظ شکنجه مثلا : عقاید و رفتارشان با اسلام واقعی فاصله داشت و با آنچه که ما از اهل سنت می دانیم ازادب و تربیت و فرهنگ و معنویت چیزی نداشتند.
فکرمی کنید آزادی شما حاصل پی گیریهای مسئولین بوده است ؟
مسئولین دراین امر واقعا زحمت کشیدند و فکرمی کنم مسئولین ایران بهترین و دلسوزترین مسئولین هستند ولی کشورعربستان هیچ احترامی برای مسئولین ما قائل نیستند و حتی سرکنسولگری ایران که دردادگاه حضورداشت به گفته های ایشان ارزشی قائل نبودند. هرچند تمام مسئولین هم و غم شان آزادی و رهایی دستگیرشده گان دربند بود ولی متاسفانه دولت عربستان هماهنگی و یاری نمی کرد .
شیوه غذا دادن به زندانیان درعربستان چگونه بود ؟
شیوه توزیع غذا به زندانیان شیوه حیوانی بود و غذا را روی پلاستیک های کثیف می ریختند . دستگیری ما که درماه رمضان بود من شاهد بودم که چگونه بلافاصله افطارمی کردند و می گفتند پیامبرفرموده :" تاخیرسحرو تعجیل الفطار" اما خدا را شاکرم در90 درصد زندانیان که سوری و پاکستانی بودند و به دلایل قتل و مشکل گذرنامه زندانی شده بودند و دید بدی نسبت به ایرانی داشتند، بعد از دیدن اخلاق و رفتار یک نفر شیعه به واقعیت پی بردند و گفتند : مسلمان واقعی ایرانی است و تمایل داشتند با مسائل شیعه آشنا شوند .
دوست داریم اتهام وارده به شما را اززبان خودتان بشنویم ؟
درواقع من درکنارمحل تولد علی (ع) که شکافی ایجاد شده است و همه زائرین برای تبرک به آنجا دست می کشند قرارداشتم که من هم برای تبرک دست کشیدم درهمان لحظه یک فرد عرب که چفیه قرمزرنگی برسرش بود با چتربسته ایی که دردست داشت پشت دست من زد و گفت : کافردست نزن ! بعد من گفتم : انا مسلم ! انت مسلم! انا کافر! انت کافر! گفت : رو ! و بعد با ماموری که درکناری ایستاده بود صحبت کرد و من ادامه طواف دادم . بعد ازطواف و تمام شدن نماز درحجره اسماعیل یک نفر پرسید انت ایرانی ؟ گفتم بله ایرانی گفت : انت کافر! انت مشرک! انت خنضیر! انت کلب ! ... گفتم انا مسلم و کلهم تسمه ، که با یک نفر دیگر مرا به بازداشتگاه منتقل کردند و بلافاصله به پاسگاه که بیرون از حرم بود منتقل شدیم و بعد ازآن هم پرونده تشکیل و به دادگاه ارجاع شد.
درگفتگویی که با همسرتان در زمان زندانی شدن شما داشتیم اظهارداشتند که خیلی نگران و مضطرب بودید و گریه می کردید درحالی که اکثر طلبه ها و روحانیون الگوی مبارز درچنین مواقعی هستند علت ترس و گریه شما چه بود ؟
درایران نعمت امنیت و آسایش و عافیت به قدری وجود دارد که انسان احساس می کند این ارزانترین نعمت است ؛ درحالی که هیچ نعمتی بالات راز امنیت وجود ندارد و درآن محیط وقتی قرارگرفتم احساس کردم هیچ امنیتی وجود ندارد و دریک لحظه احساس ترس از اینکه مبادا خدای نکرده کاری کنم که باعث بی اعتبارشدن شیعه و کشورم شود و لذا هنگام دیدن همسرم و شخصی که از بعثه رهبری آمده بودند ،درحالی که پشت میله ها بودم احساس خودم را با گریه بیان کردم .
ازاینکه به آغوش گرم خانواده بازگشتید چه احساسی دارید ؟
هنوزخیال می کنم که خواب هستم ! آنقدرسخت بود این چهارماه که هنوز خیال می کنم برگشتنم خواب است ولی الحمدوالله خدای متعال منت گذاشت و نعمت آزادی را برای ما ارزانی داشت انگارکه دوباره ازنو متولد شدم و خدای متعال را به خاطراین نعمت عظمی شکرگذارم باید بگویم که بعضی احساسات قابل انتقال نیست ازجمله این احساس که قابل بیان و گفتن و نوشتن نیست .
یک خاطره از زندان عربستان تعریف کنید ؟
همان اوایل که مارا بردند پیش ملایشان تعجب کردم ! اینها درواقع ما را به گمان خودشان بردند که اسلام را برای ما یاد دهند و گفتند باید مسلمان بشوید و بعد هم سئوال کردند که انت مسلم ؟ گفتم بله گفت دلیل ؟ گفتم : الله داریم الله واحد و نمازو روزه ...
گفت : نشانه الله چیست ؟ گفتم الله واحد ، لاشریک له ، الله الصمد و خدایی که قابل دیدن نیست. گفت : هنوزکافر! گفتم : لا" گفت : خدا قابل دیدن است ودلیل این است که درقرآن است درآیت الکرسی" و سع کرسیه السماوات والارض " و کرسی یعنی چه ؟ یعنی منظور از کرسی صندلی که خدا درروز قیامت درحالی که عمربن خطاب ریسمان الاغ خدا را گرفته و خدا روی صندلی نشسته ، الاغ را می آورد تا خدا سوارشود و من اینجا ازخشم خود را به آن راه زدم و گفتم : کرسی یعنی باب گفت لا گفتم : سماء ، جدارو ... که احساس کرد که من معنی کرسی را نمی دانم و گفت این معنی کرسی را نمی داند و شناخت اش به خدا درست است .
ازاین تجربه ای که در4 ماه زندان درعربستان کسب نمودید درمسئله اختلاف شیعه وسنی چه چیزی را احساس نمودید و به نظرشما درمقابل افراطیون وهابیت چه باید کرد ؟
تنها کاری که درمقابل وهابیت مخصوصا درعربستان می شود اجراء کرد فقط صبرو متانت و به هیچ وجه نباید وارد بحث های حاشیه ای شد . لذا تجربه ای بود که خداوند نصیب ما کرد تا بیشترازاین مواظب گفتن ، شنیدن و نوشتن و حتی برخوردهای لفظی خود درهرکجا خصوصا درمقابل اهل سنت با شیم و البته آن عده ای که قابل بحث و جدل هستند بسیارکم هستند وعده کثیری که فقط مغرضانه به خاطرآزارو اذیت شیعه و بخاطراینکه شیعه را کافرچهارم می دانند همیشه دنبال آزارو اذیت شیعه هستند لذا بحث های حاشیه ای زیاد انجام می دهند و به کوچکترین بهانه ایی اذیت می کنند .
درکل بیان فرمایید بحث بین شیعه و سنی درعربستان چی هست ؟
درواقع دید هابیت این است که به هیچ وجه شیعه را مسلمان نمی دانند و اموال و ناموس و همه چیزشیعه را غنیمت و خودشان را کافر می دانند و آنها با تبلیغات گسترده اعلام می کنند که خدایی که ما پرستش می کنیم با خدای آنها فرق دارد و قرآنی که درعربستان است قرآن مسلمین جهان است وقرآنی که درایران است قرآن علی (ع) است وآنها با علی(ع) اختلاف دارند و حتی جدیدا قرآنی را با 70 سوره چاپ نمودند و بیشترسوره ها را حذف کرده اند .
حرف آخر؟
از زحمات سرکنسولگری ایران درمکه مکرمه مخصوصا از شخصی بنام ولی زاده که پی گیری های بسیار زیادی داشتند کمال تشکر را دارم و همچنین از بعثه مقام معظم رهبری که هرچند هفته یکبار سرمی زدند و دلداری می کردند تشکر می کنم و زحمات شبانه روزی و دعای مومنین و بالاتر از همه لطف وعنایت خداوند و اهل بیت (ع) که باعث نجات ما از این معرکه بزرگ شد را سپاسگزارم.



