خبرنامه دانشجویان ایران:سایت تحلیلی پاکستان دیلی در مقالهای با عنوان "احمدینژاد فراسوی پروپاگاندای صهیونیستها" به چالش ادامهدار احمدینژاد بر مبنای خط امام خمینی اشاره و تأکید کرد: احمدینژاد برخلاف رقیب خود یعنی موسوی، نوع نگاهش در سیاست خارجی مبنی بر مبارزه تا محو امپریالیسم و صهیونیست بسیار شبیه به نگاه امام خمینی است.
به گزارش«خبرنامه دانشجویان ایران»به نقل از رجانیوز، به نقل از پاکستان دیلی، ترور شخصیت همیشه یکی از اولین و آخرین ابزار و ترفندهایی است که بهعنوان تهدید و تخریب سیاسی یا زیر سؤال بردن حیثیت اجتماعی شخصی که در مقابل صهیونیست ها و امریکاییها ایستاده است، مورد استفاده قرار می گیرد، حالا چه از جهان اسلام و چه خارج از جهان اسلام. شخصیت هایی مانند نلسون ماندلا، دکتر فینکنشتاین یا دکتر احمدینژاد هدف این ترور بودهاند.
صهیونیستها لیستی دارند که اسم بیش از 8 هزار نفر از شخصیتهایی را که از اسرائیل تنفردارند و برای اسرائیل تهدید محسوب می شوند، در آن موجود است و بنا به اولویت، آنها را ترور شخصیت میکنند.
اکثریت مردم ایران احمدینژاد را به خوبی می شناسند، وی ازیک خانواده طبقه پایین جامعه ایرانی است. احمدینژاد به مانند بیشتر مردم کشورش فردی مذهبی است. او فردی نیست که بخواهد خودنمایی کند و از کسانی نیست که بخواهد برای دیگران جلب توجه کند و بخواهد تظاهر به کاری کند.
در خلال 4 سال گذشته، احمدینژاد با طبقه اشراف به مبارزه پرداخته است. به گفته یکی از کسانی که در طول این 4 سال با وی از نزدیک همکاری می کرده، و البته به اقرار دشمنان و مخالفان سیاسیاش، وی درطول یک روز، 16 تا 18 ساعت مشغول به کار است.
تمام تلاش احمدینژاد همدردی و ارتقاء سطح زندگی مردم مستضعف بوده و همواره تلاش می کرده است که شرایط زندگی آنها را بهتر کند. احمدینژاد سعی می کند که دردها و آلام مردم را کاهش دهد و خود را بهعنوان خادم مردم معرفی کند. احمدینژاد حقوق بازنشستگی را به حد چشمگیری افزایش داد ولی بسیاری از مخالفان وی درصدد بودند که توجه احمدینژاد به طبقه مستضعف را پوپولیستی و هدف از آن را کسب رأی بیشتر در خلال رقابتهای انتخاباتی بخوانند.
احمدینژاد برخلاف رقیب خود یعنی موسوی، نوع نگاهش در سیاست خارجی مبنی بر مبارزه تا محو امپریالیسم و صهیونیست بسیار شبیه به نگاه امام خمینی است. احمدینژاد در ادامه راه امام خمینی اصلاً تردیدی به خود راه نداده است و درنوع نگاهش در مورد امپریالیسم و صهیونیستها به هیچ وجه شک نکرده است.
مسلمانانی در نسل اول سیاسی اسلام بعد پیامبر(ص) بودند که اعتقاد به ایجاد دولت اسلامی داشتند، بعضی از آنها تمام زندگی و عمر خود را صرف ایجاد حکومت اسلامی کردند. اما تفاوت آنها بر سر اولویت ها و روش ها بود. بعضی از آنها "خواهان دولت عربی" بودند. بعضی دیگر به دنبال خارج شدن از مرزها و گسترش مرزها و ایجاد یک حکومت جامعه جهانی بودند. بعضی دیگر خواهان گسترش افزایش استاندارد سطح زندگی و ارتقاء آن بودند. الآن بیش از 1400 سال است که ما داریم هزینه انحراف سیاسی بعضی از آنها را میدهیم.
با این حال، دشمنان سیاسی درمقابل احمدینژاد و طرفداران پرشورش انسان را به عصر قبل از خلفا برمیگرداند و آن شرایط را تداعی میکند.
اما رأی به احمدینژاد تنها یک رأی به رئیس جمهور ایران نیست، بلکه یک رأی به امام حسین در مقابل یزید است، رأی به چهگوارا در مقابل جلادان زمان است، رأی به هوگو چاوز درمقابل امپریالیست امریکاست و رأی به فلسطینیان درمقابل صهیونیستهای آدمکش است...
این مسئله باید به خوبی مورد کنکاش قرار گیرد که چرا انتخابات ایران برای امریکا حتی بیش از انتخابات خود این کشور برایشان مهم و قابل توجه بود.
اسرائیل شمیر، نویسنده اسرائیلی- روسی در مقالهای درحمله به ایران مینویسد: احمدینژاد پوپولیستی است که در سراسر جهان سمبل طغیان و سرکشی در جهان سوم است. او در کنار کاسترو و چاوز در یک کفه ترازو قرار میگیرند. احمدینژاد توانسته است رابطه خوبی با همسایگان خود یعنی روسیه و چین برقرار کند، حتی با کشورهای اشغال شده توسط امریکا یعنی عراق و افغانستان. در اولین ساعات انتخاب مجدد احمدینژاد، وی از طرف مدودوف رئیسجمهور روسیه و هوجینتائو رئیسجمهور چین مورد استقبال قرار گرفت و حتی آنها به احمدینژاد پیام تبریک فرستادند. همچنین بهخاطر حمایت احمدینژاد از لبنان در سال 2006، لبنان توانست بر اسرائیل پیروز شود.



