خبرنامه دانشجویان ایران: در آغاز از همهی مخالفان و موافقانی که در خصوص واژه پژوهی روانکاوانه ی نامه ی 19 خرداد آقای هاشمی، اظهار نظر فرموده بودند، تشکر می کنم و بهویژه از اظهارنظرهای تند کسانی که با قدری کم لطفی به صاحب این قلم، تاخته بودند نیز تشکر کرده و ارایهی نظر ایشان را نیز به هر شکل، نوعی اظهار محبت می دانم. چرا که معتقدم در میان مخاطبان، آن کس لطفش به محقق بیشتر است که در عین مخالفت، مطلب ارایه شدهی او را مطالعه کند. (البته واکنش بعدی مخاطبِ مخالف، امری است علیحده که در جای خود و جداگانه ارزشگذاری می شود.) به هر حال، امیدوارم دست کم نکات آموزشی و متد علمی موجود در تحقیق، برای مطالعهگران پرخاشجوی و مخالف سودمند بوده باشد و از خدا می خواهم که گفتگوهای عالمانه و گرایش های محققانه را در میان طیف های مطالعهگر و جوانان پرشور ایرانی بگستراند، انشاءالله.

متن حاضر جوابیه ای است به واکنش هایی که در پی نشر نتایج تحقیق ایجاد شد و برخی درخواستهای غیر مستقیم که در فضای سایبر از نگارنده درخواست شد:
واکنش های اشتباه:
1-واکنش های نخست:
در برخی واکنش ها گمان شده بود که هدف تحقیق این بوده است که بر اساس متن نامهی 19 خرداد آقای هاشمی، ایشان شخصیت شناسی و یا روانشناسی شود و حتی در نازلترین برداشت ها تصور شده بود که قصد توهین و یا ایجاد تردید در سلامت ذهنی ایشان داشته ایم.
پاسخ: همان گونه که پیشتر گفته شد، روانکاوی و واژه پژوهی متون، احساسات نگارندهی متن را در لحظهی نوشتن، کشف و احیاناً تصمیمات نهانی او را کشف می کند. در واقع این متد نشان می دهد که نویسنده ای که در خلوت و سکوت ظاهری خود به نگارش مشغول است، در آن زمان خاص و درست در لحظات نگارش، درگیر چه جریان های ذهنی بوده است و کدام خواسته ها و تصمیمات او در هنگام نگارش بر روان او مستولی بوده است.
2-واکنش های دوم:
گفته شده بود چرا مطالب دیگر افراد و رجال سیاسی را واژه پژوهی نکرده ایم.
پاسخ: اگرچه که این متد در تحلیل همهی متن ها صادق و قابل اجرا است اما معمولاً کاربرد آن برای مواقعی است که شخص مورد نظر نیت و مقصودی دارد که مخاطبان او می خواهند به آن نیت اصلی دست یابند ولی او به صراحت و آشکارا بیانش نمی کند. همین شیوه برای شناخت افکار کودکان در هنگان نقاشی نیز به کار گرفته شده و بیشتر برای کودکانی کارآیی دارد که کمتر درون خود را بروز می دهند و با کناره گیری و درونگرایی تلاش دارند افکار و خواسته های اصلی خود راپنهان کنند و بنابراین در متدهای روانکاویِ تصویری، در برخورد با کودکی که در کلام و رفتار ظاهری، گلایه ای از دوری پدر از خانه و یا سردی رفتار او با خانواده بیان نمی کند اما تصویر خود را دست در دست مادر می کشد و پدر را دورتر و در گوشهی کاغذ رسم می کند، اینگونه روانکاویها کاربرد واقعی پیدا می کند. اما برای کودکی که به صراحت و وضوح اعلام می نماید، "پدر، من دوست ندارم که دایم بیرون از خانه باشی" دیگر نیازی به روانکاوی تصویری در این یک مورد به خصوص نیست. در واقع، این شیوه بیشتر در خصوص افراد درونگرایی به کار گرفته می شود که قصد اصلی خود را هیچ گاه به صراحت بیان نمی کنند و برای افرادی که به صراحت و حتی با ذکر نام، قصد خود و دشمنانشان را بیان می کنند، دیگر نیازی به واژه پژوهی و متن کاوی روانشناسانه نیست. در این باره با استناد به ماخذ به چهار نمونهی عینی زیر توجه فرمایید:
گویندهی اول:
«...دشمنان ملت ایران که همان شبکه شیطانی صهیونیسم و رژیم مستکبر امریکا هستند...»
محاسبه: میزان برون گرایی و شفافیت مقصود گوینده: 6 تشخیص از شش مورد = 6/6 = 100%
نتیجه: جمله برون گرایانه است و نیاز به واژهپژوهی ندارد.
گویندهی دوم:
«... با محوریت آقای هاشمی و همکاری آقای موسوی و خاتمی علیه بنده حرکت کردند...»
محاسبه: میزان برون گرایی و شفافیت مقصود گوینده: 7 تشخیص از 7 مورد = 7/7 = 100%
نتیجه: جمله برون گرایانه است و نیاز به واژهپژوهی ندارد.
گویندهی سوم:
«...اگر تقلب شود، از مردم میخواهم با حضور در خیابانها واکنش نشان دهند، اما در صورتی که تقلب انجام نشود، مطمئن هستم که میرحسین موسوی رای خواهد آورد...»
محاسبه: میزان برون گرایی جمله و شفافیت در بیان گوینده: 5 تشخیص از 5 مورد = 5/5 = 100%
نتیجه: جمله برونگرایانه است و نیاز به واژهپژوهی ندارد.
گویندهی چهارم:
«...اواخر دوران تبلیغات ما دچار تردید شدیم یعنی یک عده افرادی پیدا شدند، تردید کردند...»
محاسبه: میزان برون گرایی و شفافیت مقصود گوینده: صفر تشخیص از 7 مورد = 7/0 = 0 %
نتیجه: جمله کاملًا درون گرایانه است و نیاز به واژهپژوهی دارد.
نتیجهی کلی:
متد روانکاوی و واژه پژوهی برای متن هایی کاربرد مؤثر دارد که آفرینندهی متن، روحیه و جملاتی درون گرایانه داشته و به اصطلاح، صریح اللهجه نباشد.
در واقع، به کارگیری این شیوه برای بررسی جملات صریح و یا متن نویسندگان برونگرا همانند استفاده از چراغ قوه در هوای آفتابی است و چراغ قوه گرچه در هوای آفتابی باز هم روشن می شود اما نیازی به کاربرد آن نیست.
اینجانب به اقتضای روحیهی پژوهشی خود، اساساً کمتر به ارایهی مثال و مصداق تمایل دارم، اما از آن جا که مخاطبانِ مخالفِ مقالهی قبلی، علاقهی زیادی به بیان مثال ها و مصداق ها نشان داده بودند، به جهت تامین ذائقهی مطالعاتی ایشان، برخی از تحقیقات میدانی پیرامون درونگرا بودن و صریح نبودن شخصیت آقای هاشمی را تقدیم نظر می نمایم، تا عزیزان خود نسبت به این واقعیت اذعان فرمایند. البته باز هم تأکید می کنم که از نظر حقیر، بیان مصداق ها هیچ گاه ارزش یک کار علمی را نداشته و معمولاً کمتر، گره از کارها خواهد گشود. اما از آن جا که در بررسی های بالینیِ افراد، معمولاً فردِ روانکاو به گفته ها و شناخت اطرافیان و مشاهده گرانی که با او آشنا هستند نیز استناد می کند.
برای بررسی نظر دیگر افراد، در خصوصِ صراحت نداشتن آقای هاشمی، بنده یک جستجوی ساده به طریق زیر در گوگل انجام دادم:
«اکبر هاشمی + دوپهلو»
نتیجهی جستجو در نخستین صفحه ی گوگل در زیر دیده می شود:
بررسی نمونهی بارز دیگری از صریح نبودن آقای هاشمی و بیان درونگرایانه وی:
به متن زیر برگرفته از خطبه های نماز جمعهی اخیر ایشان توجه فرمایید:
اواخر دوران تبلیغات ما دچار تردید شدیم/ 1 / یعنی یک عده افرادی پیدا شدند تردید کردند/2/ و بذر تردید حالا به هر دلیل یا تبلیغات نادرست یا عمل نادرست صدا و سیما و یا چیزهای دیگر باعث شد بذر تردید در ذهن مردم پیش بیاید./3/ (تکبیر نمازگزاران) ما تردید را بدترین مصیبت می دانیم/ 4/ (آقای هاشمی در این لحظه گفت که آقایان اجازه بدهید من که بهتر از شما دارم می گویم و شما با شعار تائیدتان کافی است)/ 5 / این تردید مثل خوره افتاد به جان ملت ما /6 / البته دو جریان هستند یک جریان که تردید ندارند و قاطع هم ایستاده اند و دارند کار خودشان رامی کنند و یک عده هستند که آنها هم کم نیستند /7 / و بخش زیادی از مردم فهیم کشور ما عالم کشور ما هستند و می گویند که ما تردید داریم /8 / و برای رفع تردید اینها باید کار کنیم / 9 /
-تعداد واژگان: 99 عدد
- تعداد جملات از دیدگاه ادبی (شمارش فعل): 20 جمل
-تعداد جملات از دیدگاه روانکاوی متن (شمارش مفهوم): 9 جمله
-تعداد تکرار واژه ی تردید: 9 بار
بررسی اول:
گوینده به ازای هر 11 واژه، یک بار واژهی تردید را در کلام خود صادر کرده است.
طبق قاعده، چنانچه درصد حضور واژهی احساسی خاصی، در یک متن 6،6% از کل واژگانِ نوشتار باشد، متن مذکور دارای وزن تأکیدی قابل توجهی بر آن واژهی بهخصوص خواهد بود. در واقع اگر به ازای هر 15 واژه، یک بار آن واژه تکرار شود، تأکید گوینده بر آن مفهوم، دارای وزن قابل توجهی است و بیانگر اصرار گوینده در القای آن مفهوم به مخاطب خواهد بود.
اما همانگونه که میبینیم در 9 جملهی 99 واژه ای آقای هاشمی، 9 بار واژهی تردید استخدام شده است، که در نتیجه درصد آماری تردید را در متن به 9،1% می رساند، یعنی حدوداً به ازای هر 11 واژه یک بار تردید به کار رفته است و این یعنی تلاش و تأکید بسیار فراوان گوینده برای القای مفهوم تردید به مخاطبان. تأکیدی که از حد معمول تأکید، نیز حدود 3% فراتر رفته است.
بررسی دوم:
به بخش آخر پاراگراف فوق دقت کنید:
دو جریان هستند
یک جریان که تردید ندارند و قاطع هم ایستاده اند و دارند کار خودشان را می کنند و یک عده هستند که آنها هم کم نیستند /7 / و بخش زیادی از مردم فهیم کشور ما عالم کشور ما هستند و می گویند که ما تردید داریم /8 / و برای رفع تردید اینها باید کار کنیم / 9 /
ببینیم که دو جریان مورد بحث ایشان چه ویژگی هایی دارند:
ویژگی های جریان دوم:
ویژگی های جریان اول:
اینک در یک تقابل واژگانی، ترازوی احساسی کلام آقای هاشمی را در خصوص مقایسه ی جریان اولی ها (بی تردیدها) و جریان دومی ها (باتردیدها) کنار هم می گذاریم:
جریان دومبخش زیادیاز مردمفهیمعالم کشور
جریان اولکم هم نیستندیک عده هستندقاطع ایستاده اندکار خودشان را می کنند
نتیجه گیری کلی:
جریان اول: نه تنها صفات خوب قابل بیانی در کلام و بیان هاشمی نداشته اند بلکه خودرای و کم تعداد نیز هستند.
جریان دوم: اکثریت هستند. فهیم هستند عالم هستند و اتفاقا همین جریان فهیم، عالم و اکثریتی است که تردید هم دارد.
نکتهی آخر:
به گفتهی آقای هاشمی باید برای جریان دومی ها و برای تردید این ها کاری کرد اما برای تأمین نظر و خواستهی جریان اولی ها هیچ راهکاری در کلام 9،1 % تردیدزدهی هاشمی ارایه نشده است.
3-واکنش های سوم:
در برخی سایت ها در عوض پرداختن به اصل مقاله و در صورت نیاز ارایهی پاسخ و بررسی های مستدل به متن، تنها به 4 خط از پی نوشت نگارنده اشاره شده بود واین چنین به موضوع استناد! شده بود که در پی نوشت مقاله نیز کلمات آتش و امثالهم به کار رفته و از بنده خواسته بودند که پی نوشت مقالهی رجانیوز را نیز واژه پژوهی و ارایه نمایم.
ضمن تشکر از توجه این دسته از مخاطبان فهیمی که دست کم خواسته ای تحقیقی داشته اند، بدین وسیله واژه پژوهی پی نوشت مقالهی رجانیوز نیز تقدیم می گردد. البته خاطرنشان کنم که انتظار این بود که در خصوص متن 10 صفحه ای مقالهی یادشده نیز، حداقل 10 خط استدلال و مباحثه می شد که به هر حال به هیچ وجه عزیزان مخالف، ارایه نفرمودند.
متن پی نوشت:
متن این تحقیق پس از وقایع و رخدادهای خرداد ماه تهران نگاشته شده بود، اما تاکنون از ارایهی آن به رسانه ها خودداری گردید چرا که پس از تکمیل این پژوهش، نگارنده در انتظار جمعهی پایانی خرداد ماندم تا بر اساس نتایج و فحوای خطبه های نماز جمعه مقام معظم رهبری نسبت به نشر یا عدم نشر آن تصمیم گیری نمایم. اما پس از آن که رهبر گرانقدر انقلاب در خطبه های روز جمعه طرفین را به آرامش دعوت کرده و سوابق انقلابی آقای هاشمی را نیز مورد اشارهی خویش قرار دادند، بر خود تکلیف دانستم که این متن را منتشر نکنم تا همانگونه که مقام عظمای ولایت صلاح دانسته اند، بر نیات آشکار و پنهان آقای هاشمی بنزین پاشیده نشود. لیکن پس از خطبه های دیروز که توسط آقای اکبر هاشمی برگزار شد و مجدداً از حنجرهی بنزینگوی ایشان بر خاکستر آتشهای خرداد دمیده شد، بر خود فرض دانستم تا این بار با ارایهی نتایج تحقیق، در حد توان انجام وظیفه نموده و در پرده برداری از حلقوم هایی که بر هیمه های تر و نیم سوز خیابان های تهران پف می کنند، سهمی ناچیز ایفا کنم.
توضیح نگارنده:
بنزین و پاشیده شدن آن مفاهیمی نبوده اند که بنده در متنِ خودنگار خویش، به کار گرفته باشم بلکه این واژگان اشاره ای مستقیم به آخرین خط در نامه ی آقای هاشمی رفسنجانی است که گفته است:
"بنزین بر آتشافروخته بریزند"
بهعنوان یک نویسنده از خوانندگان خود انتظار دارم، اگر دربارهی موضوعی مطالعهی تحقیقاتی می کنند، نسبت به خود موضوع شناخت و اطلاعات اولیه داشته باشند، در واقع اگر کسی نامهی آقای هاشمی را نخوانده باشد، طبعاً نمی تواند یک متن تحقیقی را که در مورد آن نامه است، مطالعه کند زیرا سطر به سطر تحقیق در خصوص همان نامه است که با اشاره به ریخته شدن بنزین بر آتش به پایان می رسد. ضمن این که در مقالهی سایت محترم رجانیوز اشاره شده بود که پیشنهاد می شود خوانندگان، اصل نامهی هاشمی را در اختیار داشته و مطالب تحقیق را با سطر به سطر آن مقایسه کنند.
بنابراین 2 واژهی بنزین از متن آقای هاشمی وام گرفته شده بود.
اما دو واژهی بعدی که آتش است و هیمه:
اگر به مقالهی قبلی بنده در خصوص نامهی هاشمی دقت بفرمایید، گفته بودیم که آوردن 6 واژهی تأکید افزا برای 5 واژهی آتش، به منظور تأکید بیشتر بر مفهوم آتش و قوی تر کردن جنبهی سوزانندگی آن است.
اما بنده برای کاهش تأثیراتِ افکار درونی آقای هاشمی در فضای جامعه، تعمداً آتش و هیمه را به کار گرفته و با استفاده از 3 واژهی دیگر (خاکستر برای آتش و تر و نیم سوز برای آتش) این احساس را بیان کرده ام که آتش ها در حال فرو نشستن است. در واقع با دریافت پیام مستقیم آقای هاشمی (6 واژه برای افروختهتر کردن 5 آتش) روشی معکوس را در پیش گرفته و برای فرونشاندن تأثیر آتش های به وجود آمده در ذهن مخاطبان، 3 واژه را برای فرونشاندن 2 آتش، استخدام کرده ام.
به طور خلاصه: «ایشان خواسته است آتش کلامی بیفروزد و من تلاش کرده ام نشان دهم که آتش های موردنظر ایشان در حال فرونشستن است.
4-واکنش های چهارم:
برخی مخاطبان از آموختن متدیک واژه پژوهی متون راضی بوده و درخواست نرم افزار آن را کرده بودند. بنده تا کنون نرم افزاری برای اجرای این روش سراغ ندارم اما پیشنهاد طراحی نرم افزار را بررسی و در صورت طراحی آن از طریق سایت رجانیوز برای دانلود رایگان تقدیم حضور علاقمندان خواهم کرد.
5-واکنش های پنجم:
برخی از اصحاب رسانه مانند سردبیر روزنامهی محترم رسالت به اتکای نتایج تحقیق، نتیجه گیری مورد نظر محقق را به خوبی دریافته و به خوبی اطلاع رسانی نمودند، که ضمن تشکر از حسن دقت و توجه این عزیزان، خاطرنشان می گردد که اگر به سایت ماخذ (رجانیوز) نیز در اظهارات خود اشاره ای می فرمودند، احیاناً موجب می شد تا افراد مخاطب به شرح تفصیلی آن مراجعه کرده و کل مطلب را استفاده نمایند. برای ایشان و دیگر اهالی تفکر نیز آرزوی توفیق دارم.
6-واکنش های ششم:
گفتن ندارد... قدری به آن چه درباره ام نوشته بودند، فکر کردم و باز به کتاب هایم پناه بردم تا مردمانی را که شیوهی تحقیق، و روش گفتگو را از یاد برده اند، از یاد ببرم. اما به همهی ایرانیان احترام می گذارم چرا که از یک نمک خورده ایم و رسم ما نیست، نمکدان هم سفرگان نشناختن.
کلام آخر:
اگرپاسخی در خور تحقیق و مداقه هست، بنویسید تا استفاده کنم و سپاسگزار باشم وگرنه دستاویز کردن احساسات و خرده نگاری های 2، 3 جمله ای و کنایه زدن به کنج و کنار دل این و آن هنری است، که همگان دارند و از آن هیچ نروید جز، نانیکویی.
عباس پژوهش
تیر 1388



