
به گزارش خبرنگار«خبرنامه دانشجویان ایران»؛ از آنجایی که برنامه هدفمندسازی یارانه ها در رأس تحول اقتصادی دولت قرارگرفته است، بررسی تجربه کشورهای مختلف در این زمینه می تواند برای سیاستگذاران راهنمای خوبی باشد؛ اینکه هدفمندی یارانهها چگونه میتواند بر رشد بهرهوری از اقتصاد و بهبود شاخص عدالت اجتماعی، اشتغال و ... کمک کند.
هدفمند کردن یارانهها به عنوان یکی از محورهای هفتگانه طرح تحول اقتصادی، جایگاه مهمی در اقتصاد کشور دارد و در این راستا با توجه به اینکه روش کنونی پرداخت یارانهها در کشور منجر به آسیبهای جدی بر ساختار اقتصادی از طریق اتلاف منابع، اسراف، بی عدالتی در برخورداری گروههای درآمدی آسیب پذیرجامعه شده است، هدفمند کردن یارانهها را به یک ضرورت تبدیل کرده است.
تاریخ نشان میدهد یکی از تدابیر مهم اسلام برای تأمین زندگی و جلوگیری از فقر ارائه الگوی صحیح است؛ فرهنگ صحیح مصرف را علاوه بر اینکه از آیاتی که در مورد اسراف و زیانهای آن صحبت میکند میتوان به دستآورد، از مکتب اهلبیت(ع) نیز میتوان دریافت.
در همین رابطه سخنی از امام سجاد(ع) منقول است که میفرمایند: «پروردگارا! بر محمد و آلش درود فرست و پردهای بین من و اسراف حایل کن و با درپیش گرفتن انفاق و میانه روی به زندگی من قوام بخش و راههای صحیح مصرف و اندازهگیری در معیشت را به من تعلیم فرما و به لطف خود مرا از ارتکاب تبذیر برکنار دار.»
یارانه چیست؟
یارانه هر گونه پرداخت انتقالی را گویند که به منظور حمایت از اقشار کم درآمد و بهبود توزیع درآمد، از محل خزانه دولت و هر آنچه که میتواند به خزانه دولت واریز گردد به صورت نقدی و یا غیرنقدی به خانوارها و تولید کنندگان کالا و خدمات تعلق می گیرد.
انواع یارانه
یارانه مستقیم نقدی
یارانه مستقیم غیرنقدی
یارانه غیر مستقیم(سوبسیت)
البته اجرای طرح هدفمند سازی یارانهها در واقع همان اقدامی است که دولت پس از چند دهه استفاده از یارانههای غیر مستقیم، این یارانه ها را حذف و یارانههای مستقیم را جلایگزین آن میکند.
در این میان اما نکتهای که کاملا در جامعه نمود پیدا میکند، این است مداخله ناگزیرانه دولتها در برخی امور و اتخاذ سیاستهای خاص و استفاده از ابزارهایی برای حفظ تناسب حاکم است.
این مداخله گاهی در راستای پیشبرد سیاستهای اقتصادی مانند تولید و مصرف محصولات داخلی یا صادرات میباشد و گاهی درحوزه سیاستهای اجتماعی که معمولاً با هدف رفاه عمومی و حمایت از گروههای آسیبپذیر برقرار میشود؛ از این رو دولتها به منظور دستیابی به اهداف فوق، علاوه بر پرداختن به امور تامین اجتماعی، از رویکردهای رفاه اجتماعی که یکی از ابزارهای آن یارانه است نیز بهره میگیرند.
لازم به ذکر است پرداخت یارانه در کشور ما دهها سال است که به عنوان یک اقدام حمایتی در حال اجرا است؛ اصلیترین اهداف پرداخت آن را هم در کشور میتوان حمایت از اقشار آسیبپذیر و جلوگیری از افزایش قیمتها دانست، اگرچه مواردی نظیر حمایت از تولید و صادرات، تأمین امنیت غذایی و موارد دیگر نیز به میزان کمتری مورد توجه بودهاند ولی تداوم این وضعیت در دهههای اخیر، هزینههای سنگینی را به اقتصاد کشور وارد کرده است.
البته نکته مهم اینجاست که بر خلاف سایر کشورها که معمولا این هدفمند نمودن را در مسایل انرژیک اعمال میکنند، جهتگیری اصلی این طرح که از کابینه احمدینژاد استارت خورد، حمایت از اقشار آسیبپذیر و رفع فاصله و شکاف طبقاتی میان فرادستان و فرودستان جامعه، توزیع عدالت و بهرهمندی اقشار محروم و آسیب پذیر از منابع و ثروتهای ملی عنوان شد؛ اما اینکه چقدر در همین راستا پایبند مانده و یا اکنون به چه سمتی در حال حرکت است، نیازمند بررسی کارشناسانه دارد.
گفتنی است سیاستهای همراه با شوک دارای چند ویژگی است که یکی از آنها واکنشهای اجتماعی است؛ جامعه شناسان معتقدند که شوکهای اقتصادی و سیاسی باید در بستری از آرامش و سکون در جامعه وارد شود. در این صورت است که انتظار میرود اثر قابل قبول و قابل کنترلی داشته باشد.
لازم به ذکر است که اجرای هدفمندی میتواند پیامدهایی از دیدگاه اقتصادی نیز برای کشور به همراه داشته باشد؛ مواردی از قبیل افزایش قیمت نهادههای تولید، ظهور وبروز تورم و هزینه تولید، احتمال افزایش تقاضای کل، افزایش هزینه دولت در مصرف انرژی، کاهش تولیدات، انتقال هزینههای تحمیل شده طبقات بالای درآمدی به دیگران، روی آوردن به مشاغل و فعالیتهای غیر استاندارد و ... پیامدهای هدفمندی در بخش اقتصاد کشورند.
به نظر میرسد با توجه به مشکلات و پیامدهایی که فقط به بخش اجتماعی و اقتصادی آن اشاره شد، بهترین نحوه پیاده کردن بحث هدفمندی یارانهها، ابتدا توجه به این پیامدها و مهمتر از همه، توزیع عادلانه یارانهها ابتدایی ترین مراحل اجرای این طرح است.
بررسی ساختار سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی که توسط رهبری به مسئولین ذیربط ابلاغ شد، نشان میدهد بهترین چراغ راه برای مسیر پیش روی اقتصاد کشور، خصوصا مسائل درونی اقتصاد که مستقیماً هم با معیشت مردم در ارتباط است، توجه به آسیبهای احتمالی این طرح و پیامدهای منفی آن است که در بالا به آن اشاره شد و البته تعریف راهکار مناسب برای اجرای صحیح و با حداقل نقص آن است.



