گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 302121

علی یوسفی‌نسب؛

آتش به اختیاری یک فضیلت یا یک تکنیک؟

از فردای این سخنرانی واژه آتش به اختیار نقل محافل سیاسی فرهنگی جریان انقلابی شد اما تا کنون کمتر به ابعاد مختلف این دستور پرداخته شده و گاها چنان از این تکنیک یاد می شود که گویی آتش به اختیاری فضیلتی است که جریان حزب اللهی کشور به آن دست یافته است.

خبرنامه دانشجویان ایران: علی یوسفی نسب// سال نود و شش بود که مقام معظم رهبری برای اولین بار واژه آتش به اختیار را که در عرصه فعالیت های نظامی واژه ای آشنا به حساب می آمد وارد ادبیات سیاسی و فرهنگی کشور کردند و خطاب به دانشجویان فرمودند:«من به همه آن هسته های فکری و عملی جهادی، فرهنگی در سرتاسر کشور مرتّباً می گویم هرکدام کار کنید؛ مستقل و به قول میدان جنگ، آتش به اختیار»

از فردای این سخنرانی واژه آتش به اختیار نقل محافل سیاسی فرهنگی جریان انقلابی شد اما تا کنون کمتر به ابعاد مختلف این دستور پرداخته شده و گاها چنان از این تکنیک یاد می شود که گویی آتش به اختیاری فضیلتی است که جریان حزب اللهی کشور به آن دست یافته است.

اما حقیقتا آتش به اختیاری یک فضیلت است یا یک تاکتیک موقتی که باید برای خارج شدن از آن کوشید؟

از نظر نظامی آتش به اختیاری اینچنین تعریف می شود «در زمانی که فرمانده احتمال می دهد ارتباطش با سربازانش قطع خواهد شد، او در آخرین فرمان خود به سربازان دستور آتش به اختیار می دهد.

همچنین در سخنرانی مقام معظم رهبری نیز پیرامون فرمان آتش به اختیاری بیان شده است: «گاهی دستگاه های مرکزی فکر، فرهنگ و سیاست، دچار اختلال و تعطیلی می شوند که در این وضعیت، باید افسران جنگ نرم، با شناخت وظیفه خود، به صورت آتش به اختیار، تصمیم گیری و اقدام کنند.»

چنانچه از این مفاهیم برداشت می شود آتش به اختیاری یک فرمان موقت است که در زمان اختلال در مراکز فرماندهی و به هم ریختن جبهه خودی به نیرو ها داده می شود تا کمترین آسیب به مواضع خودی وارد شود ، خطا است اگر در این شرایط نیرو ها به آتش به اختیار بودن خود افتخار کنند بلکه باید در عین عمل به فرمان آتش به اختیاری و بهره گیری از اختیارات خود برای کاستن از هجمه دشمن ، تمام توان خود را برای ساماندهی دوباره ، بازسازی مراکز فرماندهی و ارتباط گیری دوباره با هسته های فکری به کار گیرند...

فرمان آتش به اختیاری رهبر حکیم انقلاب اگر چه از جهتی نشان دهنده اعتماد معظم له به نیروهای فکری و فرهنگی جوان کشور است و وظیفه سنگینی بر دوش این جوانان می گذارد، از طرفی هم حامل اشاره ایشان به پراکندگی وضعیت فکری و فرهنگی جبهه خودی است و ضعف تشکیلاتی را در این جریان نشان می دهد.

باید پرسید بزرگان این جبهه و همچنین بدنه اجتماعی این جریان بعد از صدور این دستور برای باز سازی شبکه های ارتباطی خود چه اقدامی انجام داده اند ، اهمیت و جایگاه تشکیلات چقدر تبیین شده است و ما کار تشکیلاتی را چه مقدار آموخته ایم؟

* دبیر جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان یزد

مرتبط ها
نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.