تاریخ انتشار: پنجشنبه 1398/11/03 - 11:20
کد خبر: 343319

نقدی بر فیلم‌های تلویزیونی؛

از شتابزدگی در پردازش شخصیت وارش تا تجمل‌گرایی در تلویزیون

می توان گفت ما شاهد سریال پر افت و خیزی هستیم و داستان ما فراز و فرودهای بسیاری دارد و ساکن و ایستا نیست و این امتیاز بزرگی برای سریال وارش است؛ اما در مقابل این نقطه قوت بزرگ، خرده ای که بر آن می توان گرفت این است که شخصیت های سریال چنان که باید و شاید پردازش نشده اند.

به گزارش خبرنگار«خبرنامه دانشجویان ایران»؛ زندگی برای انسانها قابل پیش بینی نیست و نمی توان رخدادهای آن را از قبل فهمید. زیبایی زندگی نیز همین است. فراز و فرودهای زندگی همواره دستمایه هنرمندان بوده تا آثاری را خلق کنند. تلویزیون به عنوان یکی از پرمخاطب ترین رسانه ها مسئولیت به تصویر کشیدن داستان های مختلف زندگی را به عهده داشته و دارد.

چندی است سریالی از شبکه سه در حال پخش است به نام «وارش» که داستان آن در دهه سی و در گیلان اتفاق می افتد و روند داستانی اش را طی می کند. احمد کاوری کارگردان و جابر قاسمعلی نویسنده این مجموعه تلویزیونی است. داستان این سریال برداشتی آزاد از رمان مهاجران نوشته «هاوارد فاست» نویسنده آمریکایی است. این سریال در ابتدا قرار بود با نام «بهترین سال های زندگی ما» پخش شود که بعدها به درستی تغییر نام پیدا می کند و با نام وارش پخش می شود.

باید به این نکته اشاره کنیم که این سریال صرفا روایتگر وقایع تاریخی رخ داده در دهه سی و پس از آن نیست و قصد دارد داستان زندگی افرادی را به تصویر بکشد که شخصیت هایی مثبت یا منفی و حتی خاکستری دارند و در کنار هم زندگی می کنند و بدون آن که خود اطلاع داشته باشند تاثیر مثبت و یا منفی بر روی زندگی یکدیگر می گذارند.

وارش شخصیت اول سریال زنی قوی و بااستقامت است که اگرچه گاهی ناامیدی به سراغش می آید اما به-تنهایی زندگی خود و دو پسرش را به دوش می کشد و بالاخره آن ها را از آب و گل درمی آورد.

در سریال ها و فیلم هایی که در کشورمان ساخته شده اند نمونه هایی از این دست کم نیستند. زنانی که خود به تنهایی مسئولیت زندگی را بر عهده می گیرند و قهرمان زندگی خود می شوند.

می توان گفت ما شاهد سریال پر افت و خیزی هستیم و داستان ما فراز و فرودهای بسیاری دارد و ساکن و ایستا نیست و این امتیاز بزرگی برای سریال وارش است؛ اما در مقابل این نقطه قوت بزرگ، خرده ای که بر آن می توان گرفت این است که شخصیت های سریال چنان که باید و شاید پردازش نشده اند و ما به نوعی شتابزدگی را در پردازش شخصیت ها می توانیم ببنیم.

از جمله شخصیت های این سریال مردی به نام تراب است که بدجنس و منفی است و در اواسط سریال کشته می شود اما می شد که روی این شخصیت مانور بیشتری داد و ابعاد گسترده تری که شاید در لایه های پنهان این شخصیت وجود داشت، آشکار کرد. به هر شکل، ما پرداخت قوی و مستحکمی از شخصیت ها شاهد نیستیم. این عجله و شتابزدگی مشکل بزرگی است که سریال گرفتار آن شده است.

مسئله دیگر که بد نیست به آن اشاره کنیم این است که حوادث و اتفاقاتی که در این سریال می افتد، سطحی و سریع است. بدون این که پیش زمینه های آن اتفاق، ریشه های قوی و محکمی داشته باشد. به عنوان مثال رویدادهای مربوط به کشته شدن یارمحمد یا کشته شدن تراب می توانست خیلی دقیق تر و با پرداخت بیشتری باشد اما خیلی سرسری اتفاق می افتد.

موضوع دیگر بازیگران این مجموعه است. هرچند بازیگرانی مثل بهنام تشکر یا برزو ارجمند به خوبی از عهده نقش های خود برآمده اند ولی بازیگر نقش اول سریال یعنی وارش به خصوص در دوران جوانی، نقش خود را طوری بازی کرده است که مخاطب را چندان جذب نمی کند. بی گمان انتخاب بازیگر در این زمینه دخیل بوده است؛ اما علی رغم همه این کاستی ها باید اذعان کرد که در مجموع وارش سریالی است با نقاط قوت فراوان که  مخاطب را با خود همراه می کند.

تجمل­گرایی آری یا خیر؟
در این فرصت کوتاه نمی­خواهیم درباره قناعت و ساده­زیستی و دوری از تجمل و اسراف که البته امر مطلوب و پسندیده­ای است بحث کنیم و شایسته است سخن گفتن درباره ارزش­های والای انسانی- اسلامی که بدون شک یکی از مهم­ترین و اصولی­ترین آن­ها همان قناعت­پیشگی و ساده­زیستی است را به فرصتی دیگر واگذار کنیم و ناگفته نماند فرهنگ غنی ایرانی- اسلامی ما هیچ­گاه طرفدار اشرافی­گری و ثروت­اندوزی نبوده و نیست.

اما از مقدمه که بگذریم، اصل مطلب آن است که چندی است در سریال­هایی که ساخته شده­اند و ما شاهد پخش آن­ها نیز هستیم نوعی زندگی لوکس و لاکچری به نمایش گذاشته می­شود و کاملا مشخص است که پخش این­گونه سریال­ها باعث رواج فرهنگ مصرف­گرایی و تجمل­پرستی در بین اقشار مختلف مردم می­شود. اما سوال این است که پخش سریال­های لاکچری چه کمکی به مردم و فرهنگ این سرزمین کرده و می­کند؟

بدون شک همه مردم دوست دارند زندگی خوب و مرفه داشته باشند و اساسا این مسئله، در ذات خود مسئله بدی نیست، اما مشکل از جایی شروع می­شود که با دیدن سریال­های لوکس و لاکچری افراد در توهمات و آرزوهای دست­نیافتنی فرو بروند و با مقایسه کردن سطح زندگی خود و زندگی نمایش داده شده در سریال به­نوعی دچار ناامیدی و یاس شده و یکسره در غفلت و حسرت فرو بروند؟ آیا دیدن سریال­هایی از این دست رواج اوهام و خیالات طول و دراز است یا انگیزه برای کار و تلاش بیشتر؟ اساسا دیدن این­گونه از رویاها و خیالات طول و دراز توسط قشر جوان و نوجوان که در جامعه کنونی ما بیش از هر چیز به امید و تشویق برای تلاش بیشتر نیاز دارند جز سرخوردگی و ناامیدی و فرو رفتن در خیالات و بلندپروازی­های دست نیافتنی چه ثمره دیگری می­تواند داشته باشد؟

بدون شک با کار و تلاش می­توان و توکل به خداوند و استعانت از او می­توان به خواسته خود که همان زندگی بهتر است رسید نه با فرو رفتن در خیالات واهی و مقایسه کردن زندگی خود با یک تصویر غیرواقعی و پرتکلف. آنچه که فرد انگیزه می­دهد و تلاش و امید به موفقیت است و کلید موفقیت گام به گام جلو رفتن است و گاهی حتی شکست خوردن و عقب نشستن. اما این دست از سریال­ها تلاشی را نشان نمی­دهد، حرکت گام به گامی را نشان نمی­دهد و تنها چیزی که به تصویر می­کشد پسر جوانی است که روی ثروت کلان پدر چنبره زده و در تدارک عروسی پر از تکلف و به اصطلاح لاکچری خود با دختر مورد علاقه­اش است. نمایش چنین چیزی کدام انگیزه را در فرد برای تلاش بیشتر و ساختن زندگی بهتر ایجاد می­کند؟

روشن است که ساخت سریال خوب به عوامل متعددی نیاز دارد و همه ما می­دانیم که قصه خوب تا چه حد می­تواند در جلب­نظر مخاطب موثر باشد. اما گویا تولیدکنندگان و دست­اندرکاران امر عوامل موثر دیگر را رها کرده و با به نمایش درآوردن تجملات خواهان جلب مخاطب برای آثار خود هستند. اگر سریالی از نظر کارگردانی یا قصه یا بازی بازیگران و دیگر عوامل فنی ضعیف باشد و چنگی به دل نزند بدون شک با نمایش تجمل و ریخت­ و پاش راه به جایی نخواهد برد. پس می­توان با داشتن یک قصه قوی و درست مخاطب را جذب کرد و دیگر دست به دامان عوامل مخرب فرهنگی نشد.

از سوی دیگر باید گفت نشان دادن این همه تفاخر و تجمل در یک سریال ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد و به جای جلب نظر مخاطب باعث دلزدگی او بشود و او دیگر بیننده سریال یا بهتر است بگوییم این همه تجمل و اسراف نباشد. از سوی دیگر نمایش بیش از حد فقر و فلاکت و نداری در سریال­ها و فیلم­ها هم می­تواند به همان اندازه نادرست و اشتباه باشد.  مخلص کلام این­که ارائه یک تصویر واقعی و درست از زندگی اکثریت مردم باعث همذات پنداری آن­ها با نقش­ها در سریال شده و امکان بیشتری را فراهم می­­­­­کند تا مخاطب سریال را تماشا و تا پایان همراهی کند.

نکته دیگر این­که با دیدن این همه تجمل و تفاخر ممکن است شکرگذاری و رضایت از زندگی و آن­چه که خداوند روزی بندگان خود کرده است به دست فراموشی سپرده شود و قشر متوسط جامعه از موقعیت و جایگاه اقتصادی خود ناراضی و گله­مند باشند. این میزان از نارضایتی نیز در نهایت قطعا موجی از ناامیدی و عدم آرامش فکری و روحی را در افکار و اذهان مردم به دنبال خواهد داشت.

و در نهایت این­که این کلام گوهربار مولا علی علیه السلام را نباید هرگز از یاد ببریم که فرمود: بزرگ­ترین بی­نیازی ترک آرزوهای(طول و دراز) است.

*گزارش از مریم عرفانی فر

مرتبط ها
نظرات
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
معرفی کسب و کارها
تعرض به زیرساخت‌های ما بنای هژمونی شما را نابود می‌کند
ایران برای پاسخ قاطع به هرگونه تعرض آمریکا آماده است
پاسخ ایران محدود به منطقه نخواهد بود
از همه ابزار خود برای اعمال حق ذاتی دفاع مشروع استفاده می‌کنیم
تجربه آبان ۹۸ و مرداد ۴۰۴ نشان داد گران‌سازی بنزین تأثیر مثبت ندارد
معرفی بهترین صرافی ها بدون محدودیت سنی
استقلال با دیوار پنج‌نفره به استقبال لیگ برتر می‌رود
تهدید خطرناک ایران علیه نظامیان آمریکایی به روایت وال استریت
از توقیف دارایی‌ها تا بازگرداندن منابع به بیت‌المال
شرط ایران قوی، وحدت حول محور ولایت است
مهم‌ترین تاسیسات انرژی جهان در تیررس موشک‌های ایرانی
پیشنهاد ساخت شهرهای حکمرانی در سطح کشور / اهدای ۲۰۰ متر زمین می‌تواند مشکلات اقتصادی مردم را برطرف کند
دستور آماده‌باش کامل در تمام پادگان‌ها و مقرهای حشد شعبی
«هنر خوب باختن» را بیاموز / بحران موشکی و فاجعه اقتصادی، واشنگتن را به عقب‌نشینی از جنگ با ایران وادار کرده است
امنیت زائران اربعین و انتقام خون رهبر شهید معامله‌پذیر نیست
لحظه اعلام شهادت قهرمان سوخو ۲۴ ارتش به خانواده او
حالا تابوت هم جزئی از تجهیزات سربازان آمریکایی است
فیلم| روایت حمله به خوابگاه دانشجویی اهواز از زبان یکی از دانشجویان
فیلم | حملۀ دشمن آمریکایی به دانشگاه اهواز از زبان شاهدان عینی
حملات نیابتی از کویت به جنوب ایران، پیمان‌شکنی تازه آمریکا بود
حملات نیابتی از کویت به جنوب ایران، پیمان‌شکنی تازه آمریکا بود
نظرسنجی
به نظر شما توافق با آمریکا به پایان مخاصمات می‌انجامد یا دوباره شاهد یک درگیری تمام عیار خواهیم بود؟


مشاهده نتایج
go to top