خبرنامه دانشجویان ایران: 13 رجب، سالروز ولادت امیرالمومنین علی بن ابی طالب، بهانهای است تا شیعیان در سراسر جهان، این روز بزرگ را محترم شمرده و جشن میگیرند و از آن به عنوان عید تعبیر میکنند.
به گزارش خبرنگار«خبرنامه دانشجویان ایران»؛ فاطمه بنت اسد(مادر حضرت علی(ع)) به واسطه شکافته شدن دیواره کعبه وارد آن شد و پس از سه روز علی(ع) در حضور ملائک الهی متولد گردید و از این رو همه ساله شیعیان، از این روز به عنوان روز پدر یاد میکنند.

بر همین اساس اشعاری از شاعران اهل بیت عصمت و طهارت را در ادامه متن میخوانید:
ساقی رسید پس در میخانه پر شود
باده بریز باده که پیمانه پر شود
جامی بده حیات دوباره مرا ببخش
جامی که جان ز حضرت جانانه پر شود
آری علی علی همه را مست می کند
در بین شهر نعره ی مستانه پر شود
سنگم بزن به حب علی که ملال نیست
لیلای شهر آمد و دیوانه پر شود
اصلاً تمام بال و پرم پیشکش به او
اطراف شمع از پر پروانه پر شود
بالم شده است صید نگاه تو یا علی
مثل ریاح عبد سیاه تو یا علی
باید به پای دار تو ما سر بیاوریم
شاید ز کار زلف تو سر در بیاوریم
باید که خاک کوی تو را در سبو کنیم
سوغاتی از دیار تو، ساغر بیاوریم
وقتی که صحبت از نجف و آن مناره هاست
کم مانده ما ز شوق تو پر در بیاوریم
ما را در آسمان نجف تا که پَر دهی
سجده به خاک مقدم قنبر بیاوریم
شأن غلامی تو همان شأن انبیاست
روشن شود چو رو سوی محشر بیاوریم
انگشتری بده، که سلیمان بنا کنی
یا نسخه ای بده که مسیحا دوا کنی
هر ذره پایبوس تو شد درّ ناب شد
زر نه، ابوذری شده و آفتاب شد
این غوره های ما که به ساغر نمی رسید
در دست تو فشرده شد آنگه شراب شد
بالای تاج و تخت سلیمان نوشته اند
هرکس که شد غلام تو عالیجناب شد
ادعیه ی قنوت نبی با تلاوت
یاعالیُ به حق علی مستجاب شد
وقتش شده است، فدیه بگیری به ذوالفقار
قربانی ات که بیش ز حدّ نصاب شد
سر گر نشد فدای تو سربار می شود
میثم تبار عاقبتش دار می شود
از بس که هست در دل من اشتیاق تو
دیگر نمانده طاقت صبر از فراق تو
درد مرا نگاه مسیحا دوا نکرد
آن مرهمی که کرده به زخمم افاقه، تو
از گوشه ی نگاه تو سلمان درست شد
این شیوه ی تو بوده و سبک و سیاق تو
باید که استحاله شوم، خاک پا شوم
دفنم کنند در نجف تو، عراق تو
باید که حرف از تو و زهرا وسط کشید
تا خوش بیاید این سخنم در مذاق تو
ساقی باده های طهورا نظر نما
ای ایلیای حضرت زهرا نظر نما
******
توحید نهد در دل کعبه قدم امشب
بت ها همه گشتند به تعظیم، خم امشب
ارکان حرم دور حرم ذکر گرفتند
در کعبه فتاده است به سجده صنم امشب
بر گوش رسد زمزمه چشمه ی زمزم
تا صبح زند از اسدالله دم امشب
تبریک بگویید به کعبه که دوباره
گردیده به میلاد علی محترم امشب
تا فاطمه ی بنت اسد در حرم آید
ای اهل حرم دور شوید از حرم امشب
پیدایش سیمای خداوند مبارک
بر کعبه تماشای خداوند، مبارک
امشب حرم از عرش سرافراز تر آمد
در بیت خدا روی خدا جلوه گر آمد
شمشیر خدا شیر خدا حیدر کرار
یا حامی جان بر کف پیغامبر آمد
یا آمنه ی بنت وهب زاده محمد
یا فاطمه ی بنت اسد را پسر آمد
یا فاتح بدر احد و خیبر و احزاب
یا شیر حق از بیشه ی فتح و ظفر آمد
ای بیت خدا روی خداوند مبارک
ای ختم رسل جان عزیزت به بر آمد
در کعبه ندا می رسد از خالق سر مد
میلاد علی باد مبارک به محمد
بت های حرم سوره ی توحید بخوانید
در مقدم مولا دُر تهلیل فشانید
میلاد علی را همه تبریک بگویید
از بنت اسد عیدی خود را بستانید
با دست علی تا به روی خاک بیفتید
در کعبه بمانید بمانید بمانید
امشب همه دور اسد الله بگیرید
از جانب ما نیز سلامش برسانید
با حمد حق از حلقه ی تهمت به در آیید
با مدح علی آتش دل را بنشانید
با دیدن آن قامت و آن طلعت نیکو
فریاد برآرید هوالحق و هو الهو
کعبه همه سر تا قدم آغوش گشوده
یا اینکه خدای حرم آغوش گشوده
الله که با دیدن توحید مجسم
در دامن کعبه صنم آغوش گشوده
میلاد علی آمده و عید کرامت
بر شیعه ی مولا ، کرم آغوش گشوده
دیگر نهراسد کسی از آتش دوزخ
زیرا که ریاض ارم آغوش گشوده
تا بنت اسد با اسدش از حرم آید
پیغمبر اکرم زهم آغوش گشوده
با جام ولایت شده سرمست محمد
دل داده به شوق علی از دست محمد
سر تا به قدم گشته نبی چشم که باید
از کعبه برون بنت اسد با اسد آید
تکبیر بگویید که آن چشم خداوند
چشمی به گل روی محمد بگشاید
تکبیر بگویید که با خواندن قرآن
هم جان نبی بخشد و هم دل برباید
تکبیر بگویید که مولا علی آمد
تا زنگ غم از قلب محمد زداید
تکبیر بگویید که با حسن خدایی
امروز خدا را به محمد بنماید
احمد به بغل آنچه که بایست گرفته
یا جان خودش را به سر دست گرفته
از خالق دادار بپرسید علی کیست
از احمد مختار بپرسید علی کیست
جز شخص علی شخص علی را نشناسد
از حیدر کرار بپرسید علی کیست
در غزوه ی بدر و احد و خیبر و احزاب
از تیغ شرر بار بپرسید علی کیست
از چاه و شب و نخله ی خرما و بیابان
از شمع شب تار بپرسید علی کیست
شمیر به دشمن دهد و شیر به قاتل
از قاتل خونخوار بپرسید علی کیست
آیینه ی ذات ازلی را چه بخوانند
خلقت همه مانند علی را چه بخوانند
آیینه معبود علی بود علی بود
سر منشاء هر جود علی بود علی بود
رکن و حرم و حجر و صفا مروه و مسعا
سجده علی و ساجد و مسجود علی بود
هم اول و هم آخر و هم ظاهر و باطن
هم شاهد و مشهود علی بود علی بود
بعد از همه ایجاد علی هست علی هست
پیش از همه موجود علی بود علی بود
روزی که نه روز و نه شبی بود به عالم
والله علی بود علی بود علی بود
با این همه عبد است خدا نیست خدا نیست
عبدی که زمعبود جدا نیست جدا نیست
او کیست زکات است و صلات است و صیام است
تکبیر و رکوع است و سجود است و قیام است
سوگند به قرآن که علی بعد محمد
بر خلق امام است امام است امام است
دوزخ به محب وی و جنت به عدویش
والله حرام است حرام است حرام است
سنی اگر انصاف دهد لحمک لحمی
در بحث تمام است تمام است تمام است
من حیدریم حیدری ، اینم به همه عمر
پیوسته مرام است مرام است مرام است
روزی که در ایجاد نه آب و نه گلم بود
او از کرم خویش خریدار دلم بود
در بیشه سبز نبوی شیر علی بود
بر فرق ستمکاران شمشیر علی بود
تا سینه بیداد گران را بشکافد
در ترکش تقدیر خدا تیر علی بود
قرآن کریمی که به دوران نبوت
با نطق محمد شده تفسیر علی بود
نفس است که بندد همه را در غل و زنجیر
مردی که وراست به زنجیر علی بود
تهلیل برآید که تهلیل جز او نیست
تکبیر بگویید که تکبیر علی بود
واللهِ همین است همین است همین است
تا دین خدا هست علی رهبر دین است
ای پیش قدت کعبه برافراشته قامت
ای یافته زینت به وجود تو امامت
در سایه توحید تو توحید سرافراز
از بازو و شمشیر تو دین یافت سلامت
تو با حق و حق دور تو گردیده هماره
امروز نه ، فردا نه ،که تا صبح قیامت
از ما همه در محضر تو عجز و توسل
از تو همه درباره ی ما لطف و کرامت
این کل بهشت است که در حشر گذارند
پیشانی ما را به ولای تو علامت
مرغ دل ما ساکن بام حرم تو است
آیین علی دوستی ما کرم تو است
من کیستم ؟ عالم به تولای تو نازد
حور و ملک ،آدم به تولای تو نازد
هم موسی عمران به ولای تو کند فخر
هم عیسی مریم به تولای تو نازد
زهرا به فدای تو کند جان گرامی
پیغمبر اکرم به تولای تو نازد
قرآن شده در مدح و ثنای تو مزین
زیرا که خدا هم به تولای تو نازد
با الله قسم لطف و عطایت نشود کم
بگذار که میثم به تولای تو نازد
بگذار که تا هست به لب نطق و بیانم
پیوسته شود مدح تو جاری به زبانم
****
ره مکّه پویم به ملک بگویم،
که به کعبه آهنگ طرب نوازد،
به زمین جبین را به ادب بساید،
به حرم دل و جان ز شعف ببازد،
به ملک همانند ستاره رخشد
به سیاهی شب چو قمر ببازد،
به همه بگوید که خدا هم امشب
زعلی ببالد به علی بنازد،
علی آنکه مهرش دل و جان فروزد،
علی آنکه قهرش سر و تن گدازد.
همه خلق خندان همه جاست خرّم
*** که علی اعلا زده پا به عالم
شه آفرینش علی آنکه روشن
شده چشم بینش به مه جمالش،
که به غیر داور که بجز پیمبر
به جهان توان دم زند از جلالش
دل و جان امیرش دو جهان حقیرش
نه کسی نظیرش نه کی مثالش،
صلوات منّان، صلوات احمـــــد،
صلوات امّت به علی و آلش
که وجود هستی بود از وجودش
که کمال کعبه بود از کمالش.
به خدای کعبه به تمام قرآن***
به صفا و مروه به مقام و زمزم
همه مست فیضش، همه عبد کویش،
همه مات حسن و همه محو جاهش،
همگان گدایش، همگان فدایش،
همگان رعیّت، همگان سپاهش،
همه دوستدارش، همه بی قرارش،
همه جان نثارش، همه خاک راهش،
به خدا ثنایش به نبی دعایش
به حرم طلوعش به جهان نگاهش
همه گرد راهش همه خاک پایش
همه سر نهاده به تراب راهش.
سخنش ز قرآن نگهش به احمد***
نظرش به آدم کرمش به عالم
چه علی که عالم شده مست فیضش،
چه علی که احمد شده محو رویش،
چه علی که غلمان شده گرد راهش،
چه علی که حورا شده خاک کویش،
شب مکه روشن ز چراغ حسنش،
دل کعبه گلشن ز شکنج مویش،
به کف خلایق گهر ولایش
به لب محمّــــد دُرّ گفتگویش،
تو و لطف عامش، من و فیض جامش،
من و خاک کویش، تو و آب جویش.
من و نطق گویا تو وعرض حاجت***
تو بجو توسل من از او زنم دم
بخدای منّان به تمام قرآن،
به جلال احمد به مقام حیدر
به مقام زهرا به وقار زینب
به شبیر و شبّر به بهشت و کوثر
به قتال حمزه به نبرد مالک
به صفای سلمان به خلوص بوذر
که علیست مولا که علیست هادی
که علیست سرور که علیست رهبر
که علیست اعلا که علیست والا
که علیست محور که علیست مصدر
که علیست ظاهر که علیست باطن
که علیست آدم که علیست خاتم.
به علی ببالم به علی بنازم
ز علی بخواهم زعلی ستانم
که علیست عشقم که علیست قلبم
که علیست روحم که علیست جانم
گر از او نگویم گر از او نخوانم
به چه کار آید دهن و زبانم
به فدای حیــــــدر من و دودمانم،
من و خاندانم، من و دوستانم.
که بود جز او رو به خدای کعبه***
که بود جز او جان به رسول اکرم
چه شوند خصمم، چه شوند یارم،
چه برند هستم، چه دهند کامم،
به علی مریدم به علی مطیعم
به علی حبیبم به علی غلامم،
بود او حیاتم، بود او مماتم ،
بود او امیــــــرم ، بود او امامم ،
بود او رکوعم، بود او سجودم،
بود او قعودم، بود او قیامم
به جلال داور که ز خاک حیــــــدر***
به دیار دیگر نــــروم مســلّم
علی ای صلاتم، علی ای رکوعم،علی ای صیامم
به رخت بخندم ، ببرت بگیرم به رهت بمیرم
به غمت بنازم به تو افتخارم به تو اعتبارم
ز تو سربلندم ز تو سرافرازم
که تویی دعایم که تویی ثنایم
که تویی امیدم که تویی نیازم،
اگرم نخواهی اگرم نخواهی
اگرم برانی تو بگو چه سازم
به ولایت تو به محبّت تو***
ز شرار دوزخ نبود مرا غم
تو طبیب فردی ، تو دوای دردی،
تو یگانه مردی، تو گره گشایی،
تو خداخصالی، تو خدا جلالی،
تو خدا جمالی، تو ولیّ داور،
تو وصیّ احمد تو ابوالائمه
تو امام مایی، ز ملک نکوتر،
ز بشر فراتر به فدات گردم
تو مگر خدایی به لباس انسان
به جلال منّان نه از این برونی نه از آن جدایی.
همه عمر (میثم) ز تو می زند دم***
چو بلال و قنبر چو رشید و میثم
*******
از قــــــدرت لایـــزالـــــی یــــــزدانــــــی
گـردیــده قــلــوب شـیــعــیـان نورانی
از فــاطــمــه بـنــت اســـد شـــد ظــاهــر
در کـعــبــه وجـــود عـــلـی عـمرانی
کــرده ســـت عــلــی بـبـزم جـانـان ماوا
یــزدان کــنــد از ولی خود مـهـمانی
بـنـهـاده خــدا تــــاج ولایــــش بــر ســر
یعـنـی کــه بــه بـنــدگان ما سلطانی
هـر کـس کـه ز فـرمـان عـلی سرپیچید
گــردد بـه جـهــیــم تـا ابــد زنـدانــی
بــا مـهــر عـلـی خـانــه دل کـــن آبــــاد
خـود را بــرهـان ز وحـشت ویرانی
ای شــیـعـه ز جـان تـابع فرمانش باش
گر جنت و فردوس برین خواهـانـی
در روز جـــزا بــیـــم بـــــدل راه مـــــده
گـر رهـبـر خویش مرتضی مـیـدانی
در مدح علی «حیاتی» از صدق بکوش
گـر عـاشـق و شیدای شه مـردانـی
******
مست تـولای تـو ام یـا علی (ع)
عاشق و شیدای تو ام یا علی (ع)
دیـده ی تو انس ندارد به خـواب
یک سحر ای ماه کرامت بتـاب
وسوســه ام می کند آهنگ تو
سـاز دل انگیــز شبـاهنـگ تو
شهر فرو رفتــه به غفلت همـه
سلسله پیچیــده به ظلمت همه
بانـــوی مهتاب کشـــد انتظـار
تا کـه بتابی تـو در ایـن شام تـار
سـایه بـه سـایه پی تــو می دوم
اسم تو را بر لب خـود می بـرم
نام تـو درمــان همــه درد مـن
زمزمـه ی گـرم شب سـرد مـن
*********
یا علـــی ُیا علــی ُیـا علــی
می گذری از همـه دنیا علــی
می گذری در دل شب ها علی
می شکفی بر همه لب ها علی
چشم یتیمـی پُـر الماس شــد
سینه ی تو باغ گل یاس شــد
مست دو چشـم تـو دل آسمان
مات نگـاه تـو همـه کهکشـان
پلک بزن تا که بجوشــد بهـار
باز پـُر از گل شـود این رهگذار
عطر تو از صورت گل می چکد
دم به دم از عشق تو دم می زند
قبله ی شمس و قمری یا علـی
جلوه ی صبح و سحری یا علـی
کلبـه ی تاریک مــرا در بـــزن
گـاه بـه تنهایـی من سـر بــزن
ای همه خورشیـــد پناهم بده
در بگشا بـر من و راهـم بــده
دست مـن و دامـن مولا علی
عشق تو با دل چه کند یا علی
می گذری از همه دنیــا علی
یا علـــی ُیا علــی ُیا علــی
********
بـاغ کرامت، نفس دست تــو
جان به لب آمده سرمست تـو
ای همـه ذرات، تو را مشتـری
گم شده را ره به کجا می بری
گم شـده انسان به غبـار زمان
کـرده فراموش تو را بی گمان
بی تو همه روز جهان ظلمت ست
سهـم همـه آینـه ها حیرت ست
نبض جهان با نفست می زنــد
تـار بـه تـار نگهت مــی تنــد
مهر تو در جان همــه عالم ست
پیش تو دریا همه یک شبنم ست
کاش به شکرانه ی عشق شما
پرتـویی از نــور بتابــد بـه ما
اصل حقیقت تـو و باقی همـه
آینــه گـردان تـو و فـاطمـه
کـاش برویــد بـه دلم آفتـاب
روی تو بینم چو برآیم ز خواب
کولــی آواره ی دل یـا امیــر
کاش به زندان تو باشـد اسیـر
نــور نماز تو کجـا ، دل کجـا ؟
سوز و گداز تـو کجا، دل کجا ؟
کاش که تندر زده بود و تگرگ
کاش رها می شدم از خواب مرگ
کاش عدالتکده جان می گرفت
کوچه ز دستان تو نان می گرفت
کاش که این قوم خدا داشتند
در شب افسانه تو را داشتنــد
ســوره ی زلزال نـدارد اثـــر
قوم چه دارد ز قیامت خبـر ؟
روح حقیقت یله زیــر غبـــار
تیـغ دو دم را بتکان ذوالفقـار



