به گزارش موج، وزرای روحانی نیز به ترتیب به مردم وعدههایی دادند، علی ربیعی یکی از این وزرا بود که در جریان گرفتن رأی اعتماد از مجلس گفت: تقویت تشکلهای کارگری و کارفرمایی، صیانت نیروی کار، گسترش چتر حمایتهای اجتماعی در جامعه، کار و تولید بخشی از برنامه ارائه شده من در حوزه روابط کار و اشتغال خواهد بود.
گرچه در ابعاد کشوری وزیر کار عملکرد خوبی تاکنون داشته که میتوان به موضوع بیمه های سلامت، همراهی و بازدید از کارگاهها و اماکن حمایتی، بحث تأمین اجتماعی و... اشاره کرد، اما؛ بررسی عملکرد دولت در حوزه های استانی علاوه بر اینکه چراغ راهی برای سیاستگذاری بهتر مسوولان عالی رتبه دولتی است، نقطه ضعفها را برای بهبود نمایان میکند.
در این نوشتار قصد واکاوی عملکرد زیر مجموعه های وزارت کار در حوزه استان خوزستان را داریم. دلیل انتخاب استان خوزستان نیز این است که این استان با داشتن 730 هزار کارگر بعد از استان تهران، دومین استان کارگری کشور است.
یک: طبق آمارهای وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی خوزستان بالاترین تلفات و مرگ و میر ناشی از حوادث کار را در کشور دارد. خوزستان در آمار از کار افتادگی در حوادث رتبه دوم و در آمار از کارافتادگی کلی رتبه سوم کشور را به خود اختصاص داده است.
دو: وضعیت بسیار بد کارگران پتروشیمی در یک سال گذشته بدتر شده است. رئیس اتحادیه کارگران قراردادی و پیمانی پتروشیمی بندر امام مشکلات کارگران مناطق آزاد را ناشی از قانون کار متفاوت این مناطق میداند و میگوید: بعد از تغییر قانون کار مناطق اقتصادی آزاد در سال ۸۵، کارگران بدون پشتوانه حقوقی و تنها متکی به عواید اقتصادی پیمانکاران مشغول به کار هستند.
وضعیت کارگران خوزستانی به قدری بد و اسفبار هست که حدود هزار نفر از کارگران پیمانی پتروشیمی رازی چند ماه گذشته، همزمان با سفر رئیس جمهور به خوزستان، برای چهارمین بار طی دو هفته اخیر در مقابل دفتر مرکزی تجمع کرده بودند.
سه: وضعیت کارآفرینان استان خوزستان نیز خوب نیست، سیاستگذاریها در استان خوزستان کاملاً علیه تولید است. موانع بیشماری در این استان به وجود آمده که کاملاً برخلاف حرکت وزارت کار و مجموعه دولت است.
با این وضعیت و با توجه به مشکلات عدیده در این استان بررسی عملکرد اداره کل تعاون، کار و امور اجتماعی استان در این مدت جالب توجه است. نکته اول و مهم درباره این اداره کل، اشتباه فاحش وزیر کار است که مدیری را در این اداره به کار گمارده که علاقه ای به هدایت و سکان داری این اداره ندارد. آقای وزیر را به جریان گزینش مدیر کل اداره کار خوزستان ارجاع میدهیم آنجا که این مدیر، در مراحل گزینش گفته است: من را باید به عنوان مدیر کل اداره کار استان تهران منتصب کنید و استان خوزستان برای من کم است و در حد من نیست.
قطعاً و مطمئناً اگر آقای ربیعی فرایند گزینش آقای مدیر را بررسی کند و این موضوع را نمایان میشود. آقای هوشمند صفایی در جلسات متعدد نیز با منت این موضوع را ذکر میکند که استان خوزستان برای من کم است، قطعاً شخصی که با این پیش زمینه وارد خوزستان میشود هیچ کمکی در راستای اعتلای این استان نمیکند.
این عدم علاقه آقای مدیر به اشتغال در خوزستان از منظر دیگری نیز مشهود است. مدیر کل اداره تعاون، کار و امور اجتماعی خوزستان بعد از یک سال از تصدی این پست تاکنون خانوادهاش را به استان خوزستان منتقل نکرده و هر هفته از روز چهارشنبه تا جمعه را در تهران سپری میکند. از هزینه این رفت و آمدها اگر بگذریم که از بیتالمال خرج میشود، آیا با توجه به وضعیت بسیار بد خوزستان از لحاظ اشتغال و وضعیت کارگران و... گماشتن یک مدیر پروازی برای این استان میتواند حلال مشکلات باشد. (مستندات این رفت و برگشت ها در طول یک سال گذشته را میتوان از فرودگاه اهواز گرفت).
نکته سوم، گرچه انتصاب مدیران و مشاوران غیر بومی غیر قانونی نیست، اما؛ با توجه به این که استان خوزستان دارای ظرفیتهای بسیاری از لحاظ مدیریتی است، انتصاب مشاوران و مدیران غیربومی و البته پروازی در این اداره کل چه دردی را دوا میکند؟ چه تضمینی وجود دارد افرادی که هیچ تعهدی به استان و هم استانیهای خود ندارند باعث حل مشکلات گردند؟
و اما نکته آخر، یک دهم از مشکلات خوزستانیها که مرتبط با این اداره کل است در سه بند برشمرده شد، با جستجویی ساده در سایت اداره کل تعاون و کار استان خوزستان، رسانهها، سؤال از نماینده های مجلس و بررسی عملکرد این اداره مشخص میشود که مسوولین این اداره به غیر از دادن آمار و ارقام از اقدامات دولت گذشته تاکنون هیچ اقدامی صورت ندادهاند.
شرکت در این جلسه و آن جلسه، آن هم بدون خروجی مفید و حل مشکلات چه فایده ای دارد. با توجه به اینکه شخص رئیس جمهور و وزیر محترم بارها و بارها در نقاط محروم حضور یافتهاند، آیا با توجه به مشکلات فراوان کارگران خوزستانی، آقای صفایی به جزء اقامت چند روزه در اهواز، به سایر شهرهای خوزستان سری زدهاند؟ در آخر توصیه ای به مدیران این اداره میشود که به میان کارگران شرکتهای نفتی و پتروشیمیها بزنند، به چشم دردها را میبینند.



