«زمان برای شخصیتهای فیلم قصهها سخت میگذرد. کار کم است. نرخها بالا است. اعتیاد به مواد مخدر بسیاری از جوانان را در برگرفته است. قصهها که یکی از بیست فیلم بخش مسابقه است مجموعهای از چند داستان از تلاش شهروندان تهرانی. راننده تاکسی زیربار قرض، مستمری بگیران فقیر و کارگران کارخانهٔ بیکار.»
خبرنامه دانشجویان ایران: سینما اصلا سیاسی نیست هنر اصلا با سیاست دخلی ندارد و با حکومت ها ربطی ندارد این حرف ها را جریانی از سینما می زند که برای دور کردن آثار سیاسی اشان از برداشت های سیاسی و توجیه جوایزشان از جشنواره های سیاسی می زنند. جشنواره فیلم ونیز ایتالیا و چند پارامتر ساده رد ادعای همین طیف هنر برای هنر است.
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ قصد این را نداریم که بگوییم سینما سیاسی است اما اتفاق هایی که می افتد نشان می دهد دوز و محتوای سیاسی در سینما آنقدر بالاست که نیاز به اثبات ندارد.

برای نمونه اهدای جوایز هفتاد و یکمین جشنواره فیلم ونیز؛ این جشنواره در «سالا گرانده» برگزار شد وهیأت داوران این جشنواره فیلم به ریاست الکساندر دسپلات جایزه بهترین فیلم نامه را به فیلم «قصهها» ساخته رخشان بنیاعتماد دادند.
اصلا هم برداشت شخصی خود را از قصه ها نمی نویسیم تا متهم نشویم که نسبت به جایزه خانم بنی اعتماد حسود هستیم. آسوشیتدپرس در باره این فیلم می نویسد:« «زمان برای شخصیتهای فیلم قصهها سخت میگذرد. کار کم است. نرخها بالا است. اعتیاد به مواد مخدر بسیاری از جوانان را در برگرفته است. قصهها که یکی از بیست فیلم بخش مسابقه است مجموعهای از چند داستان از تلاش شهروندان تهرانی. راننده تاکسی زیربار قرض، مستمری بگیران فقیر و کارگران کارخانهٔ بیکار.»
البته خانم بنی اعتماد جایزه دیگری هم گرفت که شاید آن هم هنری است. آلن ایر سخنگوی فارسی زبان وزارت خارجه آمریکا به رخشان بنی اعتماد بابت موفقیتش در ونیز به او تبریک گفت.
خب حالا جایزه گرفتن رخشان بنی اعتماد که برای اکران فیلمش هل من مبارز طلبیده بود و گفته است فیلمش بدون مجوز در ایران ساخته است انتهای ونیز بدانیم ابتدای جنجالی این ماجرا هم شنیدنی است جایی که از محسن مخلمباف در ونیز تقدیر و تشکر می شود. و افتتاح این جشنواره با فیلم پرزیدنت محسن مخملبافی است که سال 88 هر چه در توان داشت به کار بست تا جمهوری اسلامی را در دنیا ضد مردمی و غیر انسانی و دیکتاتور مآب و لازم السقوط نشان دهد.
حالا این جایزه های ونیز را یک گوشه جورچین یا همان پازل بگذارید قسمت بعدی فیلم های ایرانی در حال اکران در دنیا است. فیلم رز سرخ با بازی مینا خسروانی بازیگر فیلم آقایوسف در حال اکران عمومی در همه جای دنیاست. رز سرخ داستان خود را همزمان با اتفاقات بعد از انتخابات سال 88 روایت میکند. تصاویر فیلم هم دو بخش است؛ بخشی از آن مربوط میشود به نماهای اتفاقات خیابانی بعد از انتخابات که برآمده از یک سری تصاویر موبایلی است و بخشی از آن که در دل یک آپارتمان رخ میدهد شرح ماجرایی عاطفی است که میان یک دختر جوان و مردی میانسال روی میدهد.
فیلم دیگری که در حال پخش است فیلم گلاب است به کارگردانی جان استوارت و بازیگری آغداشلو و گلشیفته فراهانی. فیلم بر اساس خاطرات مازیار بهاری از انتخابات 88 است. حالا مخاطب هم نخواهد خود سینماگران فیلم نامه هایشان دارد داد می زند که ما سیاسی هستیم و می خواهیم فیلمی بسازیم که بازیگران زنش یا لیست کارهای ضد ایرانی شان طویل و دراز است یا از سر لجاجت با نظام ایران حاضر هستند برهنه شوند و حتی فیلم اروتیک بازی کنند! مگر می شود گفت بهاری چهره ای کاملا ادبی است و فراموش کرد همین آقا خودش چقدر اعتراف های سیاسی در سال 88 دارد و البته به طرفه العینی زیر میز اعترافاتش زد و فیلم اعترافات اجباری را ساخت!
این دو قسمت پازل را کنار هم بگذارید تا قطعه مهم و اساسی و داخلی را به آن اضافه کنیم. بعد از آن که جدایی نادر از سیمین به لطف 2 قطبی سازی بعد از انتخابات و حرف های سیاه علیه ایران اسکار گرفت و خوب فروخت این طیف فیلم ها با این که نفروش هم هستند حداقل به عشق جوایز خارجی ادامه دارند. آخرین نسخه اش عصبانی نیستم بود که آنقدر فضای فیلم تلخ و ضد ایران بود که مسئولان بی خیال جایزه دادن به آن شدند.
حالا به حرف و گذاره اول بر میگردیم اینکه ما هیچ علاقه ای نداریم که سینما سیاسی باشد اتفاقا اگر هنر برای هنر باشد مشخص می شود چه کسی چقدر در چنته و آستین هنری خود دارد. اما گردانندگان این جشنواره ها می خواهند داد بزنند که ما سیاسی هستیم. وقتی به فیلم ضعیف و سراسر تحریف و پر از گاف آرگو آن همه جایزه ردیف کردند آنهایی که سیاسی هم نبودند اعتراف کردن اینجا هالییود نیست بلکه پالیوود است یعنی پالوتیک وود!!
در آخر کاش همین طیف شبه روشنفکر و مدعی سینمای غیر سیاسی آنقدر که برای عکس شریعتی سر و دست می شکند این حرف شریعتی از مجموعه چه باید کرد وی را بخوانند و عمل کنند:« اسلام، درست به همان اندازه که از هنر و ادب پوچ و انحرافی یا «هنر برای هنر»،و «هنر آزاد»-یعنی هنر لاابالی- نفرت دارد و آن را بیرحمانه میکوبد و مجال تنفس به آن نمیدهد. حامی و ستایشگر جدی و قوی «هنر مسؤول» یا به تعبیر امروز، «هنر متعهد» است.»