
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ از آنجایی به نظر می رسد دکتر دانش نیز نتواند رای اعتماد ملت را کسب کند اما بیان چند نکته قابل توجه است.
*چرا دانش؟
کمی کنکاش در سوابق احمدی دانش مشخص می سازد که وی نیز خارج از حلقه ظریفیان، توفیقی، خانیکی یعنی همراهان مصطفی معین خارج نیست چه اینکه گفته می شود احمدی دانش ارتباط نزدیک تری با این حلقه دارد به طوریکه اکنون، جلسات مهم حلقه یاد شده بدون حضور وی برگزار نمی شود تا جائیکه وی که تا چند وقت پیش در آمریکا حضور داشت، یاران مصطفی معین صبر کردند تا وی به ایران بازگردد و ادامه برنامه ریزی های خود را با حضور وی در جلسات محفلی ادامه دهند.
بلافاصله پس از معرفی دانش صفحه ویکی پدیای منتسب به وی بروز شد و با حذف قسمت قابل تاملی از سوابق دانش، بر روی حضور چند ساله وی در سپاه پاسداران تاکید شد اما این جمله وی در کتاب تاریخ شفاهی آموزش عالی ایران(خاطرات مصطفی معین) که زیر نظر هادی خانیکی، احمد داوری، فریدون رحیم زاده و پدرام الوندی چاپ شده است، اشاره ای نشد.
دانش معتقد است: «بسیج باید از محیط آموزش عالی بیرون رود».
این اعتقاد دانش وقتی با سوابق وی در فتنه 88 گره می خورد این گمانه را تقویت می سازد که وی نیز در ادامه سیاست سهمیه بندی شده وزارت خانه های دولت یازدهم است وزارتی که حالا مشخصا سهمیه افراطیون گردیده است.
نقش فعال دانش در فتنه 88 تا جائی بود که وزارت اطلاعات وی را به جهت اقداماتش احضار کرد.
دولت اما تا آنجایی وزارت خانه علوم را سهم افراطیون می داند که حاضر است دانش که مرتبه استادیاری را دارد نیز به عنوان وزیر علوم معرفی کند. مراجعه به صفحه شخصی وی در دانشگاه صنعتی خواجه نصیر گواه این مطلب است.


اما چرا دولت حاضر است تا این حد به پای افراطیون بایستد.
معرفی دانش حاوی چند پیام است:
یک پیام برای افراطیون از سوی دولت به این معنا که دولتی ها به افراطیون این پیام را انتقال می دهند که تا چه حد به پیمان های خود وفادارند اما از آنجایی که به قولی دولت می خواهد ژست اصلاح طلبانه بگیرد اما هزینه های آن را ندهد، از این جهت عدم رای آوری حلقه یاد شده نیز بازی برد دولت به حساب می آید.
پیام دیگر آن است که به نظر می رسد دولت می خواهد پیام «نمی گذارند کار کنیم» را به بدنه اجتماعی برساند تا در پس این سیاست کاستی های خود را سرپوش گذارد.
از سوی دیگر و مهمتر از همه نیز افکار عمومی به مسئله ای پوچ و حاشیه ای سرگرم خواهد شد تا از کنار آن دولت به اهداف اساسی خود یعنی رسیدن به توافق های مهم بهره برداری کند سیاستی که به نظر می رسد اولین آن نباشد.
در طول مدت مذاکرات تیم هسته ای برای توافق نهایی، تلاش های بسیاری انجام شد تا افکار عمومی از این مسئله منحرف شود کافی است کمی به مسائل ساخته پاخته شده رسانه های دولتی در روزهای گذشته نگاهی بیاندازیم... بزرگنمایی اسیدپاشی و ارتباط دادن آن به جریان مذهبی، مسئله عدم پخش مسابقات فوتبال، معرفی گزینه های از پیش رد شده برای وزارت علوم را شاید بتوان در همین راستا تحلیل کرد.



