تاریخ انتشار: جمعه 1393/09/14 - 16:51
کد خبر: 149708

لینک:«من زنده ام» را از اینجا بخرید

خبرنامه دانشجویان ایران: این کتاب در حوزه اسارت و بخشی از خاطرات نانوشته 4 بانوی اسیر ایرانی به نگارش در آمده تا پاسخگویی بسیاری از سوالات بدون پاسخ در حوزه اسارت بانوان ایرانی در زندان های رژیم بعثی در دوران هشت سال دفاع مقدس باشد.
سی و چند روز بیشتر از حمله ی رژیم بعث به ایران نگذشته بود که چهار نفر از دختران امام خمینی دست نامحرمان اسیر شدند! «بنات الخمینی» عنوانی بود که سربازان صدام به چهار بانوی امدادگر ایرانی داده بودند. بعثی ها اول که ماشین شان را محاصره می کنند، از خوشحالی پایکوبی می کنند و پشت بی سیم به فرماندهان شان اعلام می کنند که دختران خمینی را گرفتیم! بعدتر برخی دیگر از افسران بازجو به این بانوان غیرنظامی می گویند از نظر ما شما ژنرال های ایرانی هستید!
خانم آباد در کتابش نوشته است: «نمی خواستم جلوی دشمن ضعف نشان دهم. عنوان «بنت الخمینی» و «ژنرال» به من جسارت و جرأت بیشتری می داد. اما از سرنوشت مبهمی که پیش رویم بود می ترسیدم. نمی توانستم فکر کنم چه اتفاقی ممکن است بیفتد. دلم روضه ی امام حسین می خواست. دوست داشتم یکی بنشیند و برایم روضه ی عصر عاشورا بخواند. خودم را سپردم به حضرت زینب... ب.
وقتی ما را داخل گودال انداختند، برادرها جا باز کردند. روی دست و پای همدیگر نشستند تا ما دو تا راحت بنشینیم و معذب نباشیم. سربازهای عراقی که این صحنه را دیدند، به آن ها تشر زدند که چرا جا باز می کنید و روی دست و پای هم نشسته اید؟ و با اسلحه هایشان برادرها را از هم دور می کردند. نگاه های چندش آور و کش دارشان از روی ما برداشته نمی شد. یکباره یکی از برادرها که لباس شخصی و هیکل بلند و درشتی داشت با سر تراشیده و سبیل های پرپشت و با لهجه ی غلیظ آبادانی، جواد [مترجم ایرانی عراقی ها] را صدا کرد و گفت: هرچی گفتم راست و حسینی براشون ترجمه کن تا شیرفهم بشن!
رو به سربازهای بعثی کرد و گفت: به من می گن اسمال یخی، بچه ی آخر خطم، نگاه به سرم کن ببین چقدر خط خطیه، هرخطش برای دفاع از ناموسمونه. ما به سر ناموسمون قسم می خوریم، فهمیدی؟ جوانمرد مردن و با غیرت و شرف مردن برای ما افتخاره. دست به سبیلش برد و یک نخ از آن را کند و گفت ما به سبیلمون قسم می خوریم. چشمی که ندونه به مردم چطور نگاه کنه مستحق کور شدنه. وقتی شما زن ها رو به اسارت می گیرید یعنی از غیرت و شرف و مردانگی شما چیزی باقی نمونده... ه.»

لینک خرید کتاب


عنوان کتاب که بر روی جلد چاپ شده، دستخط معصومه آباد است. آن روز که برای فرار از بی خبری مفقودالاثری برای خانواده اش یا هر کسی که می توانست فارسی بخواند نوشته بود: «من زنده ام. معصومه آباد.»
کتاب از هشت فصل تشکیل شده است:
* کودکی
* نوجوانی
* انقلاب
* جنگ و اسارت
* زندان الرشید بغداد
* انتظار
* اردوگاه موصل و عنبر
* عکس و اسناد
معصومه آباد می گوید: «با خودم عهد بستم که حقیقت را هم چنان که دیده و شنیدم بدون اغراق بگویم. مبالغه آفت حقیقت است. آن جایی که گریه کردم، می گویم گریه کردم و آن جا که ترسیدم، می گویم ترسیدم!» لحن اثر پا به پای احوال نویسنده و عرصه های مختلفی که تجربه می کند پیش می رود. گاهی که راوی و نویسنده ی اثر عصبانی یا رنجور است، کلمات و توصیف ها از همین جنس اند.
شاید از همین رو کتاب پر از رخداد و جزئیات است و این سؤال را به ذهن می آورد که چطور این حجم از توصیف و تصویر به یاد نویسنده مانده است؟ خانم معصومه آباد خود می گوید در طول ۱۹ سال بعد از آزادی تا سال ۱۳۹۲ از خاطراتش فرار نکرده و جا به جا و در مراسم های مختلف به دعوت جوان ها، دانشجویان و هر جمعی که دنبال شنیدن رخدادهای مستند آن روزهای سخت بودند، به سخنرانی و بیان خاطراتش پرداخته است.
نویسنده از کودکی خود و دوره ای شروع به نوشتن می کند که اولین تصاویر و خاطرات را در ذهن دارد. دو فصل ابتدایی کودکی و نوجوانی شاید حجم کتاب را افزوده باشد، اما این قدر هست که مخاطب با شخصیت نویسنده خوب آشنا می شود. هرچه باشد او یک نیروی مردمی داوطلب بوده است و برای او خانه و کودکی اش اهمیت مضاعفی دارد.
خانم آباد در ابتدای کتاب نوشته است: «سال ها بود سنگینی کلمات را بر شانه می کشیدم و هر روز خسته تر و خمیده تر می شدم. یک روز که قدم زنان با این کوله بار سنگین از پیاده رو خیابان وصال می گذشتم، به آقای مرتضی سرهنگی – گنجینه ی معرفتی شهدا، جانبازان و آزادگان - برخوردم. از حال من پرسید. گفتم هرچه می روم و هرچه می گذرد این بار سبک نمی شود. گفت باری که روی شانه های توست فقط از آن تو نیست. باید آن را آهسته و آرام زمین بگذاری و سنگینی آن را با دیگران تقسیم کنی. آن وقت این خاطرات مانند مدال افتخاری در گردن همه ی زنان کشورمان خواهد درخشید.»
شاید نویسنده ی این کتاب یک نویسنده ی حرفه ای نباشد؛ شاید نقدهایی به ادبیات و سبک بیان خاطراتش بتوان مطرح کرد؛ ولی هرچه هست خواننده در متن مهلت فکر کردن به اتفاقات و تحلیل ها را پیدا می کند. خواننده در طول کتاب احساس می کند با یک زندگی نامه ی خودنوشت صادق طرف است. واقعیت این است که هر کسی موقع ورق زدن کتاب و لا به لای خطوط آن دو احساس «اندوه و غم» و «عزت و افتخار» را توأمان تجربه می کند و جاهایی از کتاب را از پشت پرده ی اشک خواهد خواند.
من زنده ام کتابی زیبا و خواندنی است. معصومه آباد به همراه شمسی بهرامی، فاطمه ناهیدی و حلیمه آزموده در یک قفس زندانی بودند. چهار نفر با تفکرات و سلایق مختلف که همراهی چهارساله، آنان را در مقابل همه چیز همدل و همزبان کرد. حتی اتهامشان نیز شبیه هم بود: عشق به امام و انقلاب و جمهوری اسلامی.
حجت الاسلام سید محمدعلی شهیدی محلاتی رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران در اولین جشنواره اسوه های صبر و مقاومت اظهار داشت: یکی از برنامه های رهبر معظم انقلاب این است که ضمن دعوت از چند تن از خانواده های شهدا پای صحبت ها و روایت های آنها می نشینند؛ در یکی از دیدارها که خانم معصومه آباد به همراه مادرشان حضور داشتند، بنده هم در این جمع بودم.
وی ادامه داد: در این دیدار مادر خانم آباد معامله خود با خداوند در جوار حرم حضرت معصومه (س) و آزادی خانم آباد از اسارت عراقی ها را روایت کرد و رهبر معظم انقلاب نیز به کتاب «من زنده هستم» خاطرات خانم آباد اشاره کردند و فرمودند: «بنده این کتاب را در 2 روز خوانده ام»
به هر حال «من زنده ام» حتما یکی از کتاب ها مهم تاریخ دفاع مقدس ماست چراکه بخشی را روایت می کند که شاید حتی تصورش هم ممکن نباشد، چه رسد به تحمل چهار ساله اش.
رهبر معظم انقلاب بر این کتاب تقریظی نگاشته اند.

نظرات
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
معرفی کسب و کارها
تعطیلی چهارماهه صحن علنی مجلس، خلأ نظارتی در تفاهمهای بین‌المللی ایجاد کرده است
برنامه امتحانات نهایی بدون هیچ‌گونه تغییر برگزار می‌شود
۲۰۰۰ موکب در مراسم وداع و تشییع رهبر شهید خدمت‌رسانی می‌کنند
قیمت‌های اعلامی خودروسازان غیرقابل قبول است
باید خود را از وابستگی آمریکا رها کنیم
نه دیداری با گروسی داشتیم نه توافقی برای بازدید آژانس از تاسیسات اتمی
تداوم نقض آتش‌بس در لبنان
تشییع امام شهدا در ایام عزای سیدالشهدا (ع) / ۱۴ تیر ماه نماز بر پیکر رهبر شهید انقلاب اقامه خواهد شد
کلاس‌های جبرانی یک‌ماهه برای رفع عقب‌ماندگی‌های آموزشی دانش‌آموزان
غریب آبادی از توافق درخصوص ترتیبات مذاکرات آتی خبر داد
تنگه هرمز توسط ایران اداره خواهد شد
توافق ایران وآمریکا شاید به بازداشت نتانیاهو بیانجامد
سازوکار قانونی شهریه مدارس غیردولتی
رایزنی قالیباف و عراقچی با سلطان عمان
دیدار جمعی از جهادگران جهاددانشگاهی گیلان با خانواده شهید «محمدرضا حسین‌پور فرحبخش»
اتفاقات ویژه در اردوی تیم ملی فوتبال ایران
تونل نجات زیر پایتخت!
اگر دولت عامل تورم است، پس برنامه دولت برای مهار تورم کجاست؟
۹ پیامد بارورسازی ابرها؛ شایعه ابر دزدی فاقد مبنای علمی است
نمی‌بینم آمریکا کجای توافق رو نقض کرده؟!
فرمایش رهبر انقلاب درباره مذاکرات عقلانی‌ترین موضع است
تعریف ۲۰۰۰ پایان‌نامه با مشارکت پژوهشگران ایرانی و استادان خارجی
۵ راهکار برای نجات آموزش عالی؛ از اصلاح ذی‌نفع هراسی تا راه‌اندازی اتاق فکر مسائل بنیادین
مهلت پنج‌روزه برای رفع نقص مدارک فلوشیپ ۱۴۰۵
مدارک مورد پذیرش دکتری تخصصی پزشکی اعلام شد
تفاهم‌نامه ایرانداک و سازمان بازرسی برای ارتقای سلامت علمی کشور
دفترچه انتخاب رشته آزمون کاردانی به کارشناسی اصلاح شد
امتحانات حضوری ارشد و دکتری دانشگاه آزاد استان تهران به تعویق افتاد
زمان برگزاری برخی امتحانات دانشگاه علم و صنعت تغییر کرد
امکان برگزاری امتحانات در شهر محل سکونت دانشجویان فراهم شد
مهلت ثبت‌نام ترم تابستانی دانشجویان علوم پزشکی تمدید شد
اعزام ۷۱ پژوهشگر ایرانی به مراکز علمی برتر چین
امتحانات پایان‌ترم تحصیلات تکمیلی دانشگاه آزاد حضوری شد
زمان مصاحبه‌های آزمون دکتری سال ۱۴۰۵ تغییر کرد
مهلت ثبت‌نام پذیرش کاردانی به کارشناسی‌ سال ۱۴۰۵ تمدید شد
تغییر زمان برگزاری امتحانات پایان نیمسال دوم دانشگاه خواجه نصیر
ابلاغ مصوبات جدید فرصت‌های تحقیقاتی خارج از کشور دانشجویان دکتری
نظرسنجی
به نظر شما توافق با آمریکا به پایان مخاصمات می‌انجامد یا دوباره شاهد یک درگیری تمام عیار خواهیم بود؟


مشاهده نتایج
go to top