خبرنامه دانشجویان ایران: شفاف نوشت: پرده نشین بی شک یکی از جذاب ترین سریال های پخش شده از تلوزیون در سال های اخیر است که جذابیت خود را بدون استفاده از هیجانات کاذب بدست آورده است.
پرده ی اول؛ بازیگران خوب ، نقش هایی متفاوت
آن چیز که بیش از همه در ابتدای پخش سریال جلب توجه می نمود، بازیگران طنزی بود که اینبار در قالب یک سریال ملودرام ایفای نقش می نمودند. بازیگرانی که تردید ابتدایی در به وجود آمدن هجو و یا ضربه خوردن فیلم از نوع بازی آنها در ذهن نقش می بست.

اما پس از مدتی از پخش سریال ، همین بازیگران به نقاط قوت سریال تبدیل شدند. بازی های روان ، قابل باور و به دور از غلو و هرگونه ظاهر سازی موجب می شد مخاطب بتواند ارتباط مناسبی را با این بازیگران برقرار نماید.
پرده ی دوم ؛ روحانیت قابل باور و ملموس
شعیبی سعی فراوانی کرده که تصویری دقیق، واقعگرایانه و البته تر و تازه از مختصات حوزه های علمیه و مراوداتی که در این حوزه ها میان اساتید و طلبگان وجود دارد را به مخاطب ارائه کند. او برخلاف بسیاری از همتایان خود نه سعی دارد که با اغراقهای بیهوده تصویری دگرگون شده از روحانیون ارائه کند و نه سعی دارد از این بگوید که انسانهایی که وارد مدرسه طلبگی می شوند انسانهایی متمایز از اجتماعند. اتفاقا شعیبی میکوشد بگوید حتی در میان طلاب نیز به مانند تمامی آدمهای عادی تردیدهای فراوانی پیرامون درستی مسیری که پای بدان نهاده اند وجود دارد.
اینکه یک طلبه نیز به مانند انسانهای عادی در دوراهی وصال به محبوب زمینی یا آسمانی قرار می گیرد مساله ای است که پیشتر چنان که باید در رسانه ملی پرداخت نشده بود.
درام "پرده نشین" این شانس را هم به مخاطب می دهد که با سبک زندگی بی غل و غش استاد یک مدرسه علمیه هم بی کم و کاست آشنا شود. استادی که آن قدر متواضع و بابصیرت است که حتی برای پسرش هم تعیین تکلیف نمی کند و وقتی می بیند پسر جوانش علاقه ای به ادامه تحصیل در مدرسه طلبگی ندارد او را به مسیری فرامیخواند که بدان علاقه دارد.

پرده ی سوم ؛ محتوایی زیبا و پیامی صحیح برای مخاطب
محور درام در سریال «پردهنشین»، شخصیتپردازی قوی «حاجآقا شهیدی» است. او مردی بزرگ و نیکرفتار است که منشی نزدیک به انسان کامل دارد؛ اما سهلانگاری وی در حفاظت از زندگی فرزندش، وی را درگیر یک بحران میکند. نقطه عطف محتوایی سریال، آنجایی است که شهیدی، فرزند متهم خود را تشویق میکند خود را به قانون تسلیم کند. او حاضر نمیشود «حقالناس» را به بهانه حمایت از فرزندان و خویشاوندان خود زیر پا بگذارد.
نمایش این رفتار، مهمتر از بازنمایی اتهامات اقتصادی است. در واقع، این سریال قصد اعلان این مفهوم را دارد که نزد روحانیت مسلمان شیعه، حق و عدالت از هر چیزی برتر است، حتی از فرزندان. بحرانی که طی داستان برای حاجآقا شهیدی پیش میآید، روایتی از یک نوع سلوک عرفانی است. حقیقت نزد عارف، نه در بستر راحتی و آسایش که در کشاکش بلا و سختی تجلی پیدا میکند. روایت این سریال، حکایتی است درباره سفر از سیاهی به سپیدی و مبارزه برای عبور از تاریکی به روشنایی.

پرده ی چهارم ؛ فراز و فرود ها
بی شک پرده نشین با همه ی حسن های حساسیت هایی را نیز ایجاد کرد. از شبهه ی تطهیر آقازادگی تا شباهت های شخصیت اصلی داستان با بزرگان سیاسی کشور و ... که قصه ی فیلم همه این گمانه ها را تا حد زیادی از بین برد.
فرود دیگر داستان بازی نچندان جذاب و یا غیرقابل ارتباط هدی ( ویشکا آسایش ) در مقابل بازیگران نا آشنای فیلم بود. بازی نچندان خوبی که در مقابل سایر بازیگران که نقش خود را به بهترین نحو اجرا می کردند به چشم می آمد. و یا حتی تدوین نا مناسب که نشان از شتابزدگی در ساخت و پرداخت سریال داشت.
با این وجود فرازهای سریال آن قدر زیاد بود که هرگز در ذهن مخاطب این ایرادات جزئی به چشم نمی آمد.

پرده پنجم ؛ پرده نشین ، معیاری برای آینده سریال اجتماعی
باید گفت که سریال «پردهنشین» تجربهای در ایجاد جذابیت بومی است.
گریز از خنثی بودن، کلیشهشکنی، پرهیز از هنجارشکنی، خودداری از نفی ارزشهای فرهنگی و اخلاقی، عبور از کلیشههای رایج و از همه مهمتر، در هم آمیختن اعتلای هنری و تکنیکی با ارزشهای ملی، آیینی و دینی، موجب پدیدار شدن جذابیت استاندارد و مطابق با فرهنگ بومی کشور ما شده است؛ سریال «پردهنشین» هم در ساختار و هم در محتوا، به الگوی «سریال کلاسیک ایرانی» نزدیک شده است. یعنی آدمها، فضاها، موقعیتها، روابط انسانی و حتی بیاخلاقیها و تباهیهای نقشبسته در این سریال، ملهم از آرمانها، واقعیتها و نیازهای امروز جامعه ایران است.