موج دوم اسلام هراسی را می توان در فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در 1991 و افول کمونیسم جستجو کرد در این دوره غرب اسلام را قدرتمندترین مکتب و مرام در مقابل خود می پندارد که روز به روز با پویایی روز افزون قدرتمند تر می شود در نتیجه تلاش می کند با ایراد تهمت ها و تبلیغات کذب این دین زنده و پرانرژی را از صحنه خارج کند.
خبرنامه دانشجویان ایران: محسن جمالزاده// امروز یکی از کارهای اساسی و مهمی که در شرکت های هنری معروف دنیا مورد استفاده قرار میگیرد عبارت است از ترساندن مردم از اسلام. چرا؟ اگر اسلام منافع جهانخواران را تهدید نکرده بود، در مقابل آن، این واکنشها نشان داده نمی شد. اینکه میبینید گروههایی را به نام اسلام و به نام حکومت اسلامی میسازند، میتراشند، مسلّح میکنند، پشتیبانی میکنند، به جان انسانها میاندازند و کشورها را بهوسیلهی آنها ناامن میکنند، این نشاندهندهی نفوذ پیام اسلام است. از اسلام حقیقی میترسند26/8
در حالی که اسلام همیشه مسیحیت را به عنوان یک دین الهی و حضرت مسیح را به عنوان یک پیامبر عظیم الهی معرفی میکند و همواره مسلمانان را از هرگونه تعرض و توهین نسبت به این دین و همه ادیان الهی منع می کند و تاریخ هم خالی از هرگونه هتک حرمت ادیان الهی توسط مسلمانان است اما در نقطه مقابل مطالعه کوتاه در تاریخ غرب نشان می دهد که اسلام هراسی و تهاجم نسبت به ارزش ها و فرهنگ اسلامی تبدیل به یک سیاست راهبردی برای دولت های غربی شده است.

اسلام هراسی امروز به دلیل تحولات نوینی که در عرصه های سیاسی فرهنگی و اجتماعی بوجود آمده ابعاد مختلفی پیدا کرده است خصوصا اینکه دولت های اروپایی در تغییر هندسه قدرت جهانی به شدت حاکمیت و منافع خود را در خطر می بینند در این مقال ابتدا به شکل های مختلف اسلام هراسی در غرب وعلت شدت این سیاست در این برهه پرداخته وسپس انگیزه این اسلام هراسی گسترده علیه اسلام را بیان خواهیم کرد.
دولت های غربی از ابزارها و شیوه های مختلفی برای پیشبرد سیاست اسلام هراسی استفاده می کنند: اینکه به شهروندان اروپایی چنین القا میکنند که مسلمانان افرادی منزوی، جداییطلب و گوشه گیرند. آنها مایل به حل شدن در جامعه نیستند و از معاشرت و تبادل فرهنگی و معیشتی با غیرمسلمانان دوری میکنند؛ شهروندان اروپایی و غربی فکر میکنند که دین اسلام یک دین تکصدایی، راکد و بیاعتنا به تغییر و تحول است و از آن رو جایی در جامعهی مدرن ندارد؛ تلاش طولانی اروپا و غرب برای تحقیر مسلمانان و معرفی اسلام به عنوان دینی غیرمنطقی و بدوی به دنیای غرب به ویژه نسلهای جدید؛ گسترش تحجر و خشونت به نام اسلام؛ تصور غرب مبنی بر این که اسلام در پی حکومت کردن بر آنان است؛ معرفی کردن اسلام به عنوان دینی ضد زن و غیرمسلمانان؛از جمله این اقدامات است که البته این راهکارهای غرب متاسفانه از طرف برخی از مسلمانان یا بهتر بگوییم مسلمان نماها هم دامن زده شده و بارها از طرف دلسوزان خصوصا رهبر انقلاب مورد تذکر واقع شده است.

عوامل مختلفی در تشدید اسلام هراسی در این دوره موثر هستند عامل اول آنرا می توان نفس انقلاب اسلامی دانست؛ تا قبل از انقلاب "اسلام هراسی" در سطح بسیار محدود و با هدف سست کردن افکار عمومی مسلمانان بود انقلاب اسلامی باعث تغییر بنیادین بسیاری از معادلات سیاسی امنیتی جهان شد در واقع انقلاب اسلامی این معادلات را به نفع جهان اسلام تغییر داد و موج بیداری اسلامی و احیای هویت اسلامی را به سرعت گسترش داد همین مسئله کافی بود تا غرب تمام دستگاه های تبلیغاتی خود را برای "اسلام هراسی" و "ایران ستیزی " به کار بیاندازد آنها تمام تلاش خود را برای نشان دادن تصویر هولناک از چهره اسلام و ایران به عنوان کانون بیداری اسلامی به راه انداختند
موج دوم اسلام هراسی را می توان در فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در 1991 و افول کمونیسم جستجو کرد در این دوره غرب اسلام را قدرتمندترین مکتب و مرام در مقابل خود می پندارد که روز به روز با پویایی روز افزون قدرتمند تر می شود در نتیجه تلاش می کند با ایراد تهمت ها و تبلیغات کذب این دین زنده و پرانرژی را از صحنه خارج کند.
موج سوم این پروژه به حادثه یازده سپتامبر بر میگردد در واقع انتساب این واقعه به مسلمانان این آزادی عمل را به دولت های غربی داد تا با آزادی عمل بیشتری حملات تبلیغاتی و نظامی را بر علیه مسلمانان تدارک ببینند؛ یکی از غربیها در آن زمان کتابی نوشت و در آن کتاب آوردکه خداوند به امریکا ماموریت داده است تا اسلام را شکست دهد.

موج چهارم این پروژه با شکست غرب در طرح خاورمیانه جدید به وقوع پیوست در واقع بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی غرب در صدد ایجاد نظم جدید جهانی برآمد که کانون این نظم جدید در خاورمیانه بود اما انقلاب اسلامی به عنوان مزاحم واقعی و سد راه مقدمات شکست آنان را در عراق افغانستان و جنگ 33 روزه لبنان فراهم آورد.
البته می توان در کنار موارد اصلی فوق ریز موج هایی را هم نام برد که باعث اتخاذ سیاست اسلام هراسی شده است از جمله گسترش جمعیت مسلمانان از یک سو و رویکرد مردم غرب به اسلام، منفی شدن رشد جمعیت در کشورهای اروپایی به گونهای که با انتشار برخی آمارها پیش بینی میشود که تا چند دهه آینده اروپا قاره مسلمانان خواهد شد .
اکنون در نگاه غرب ایران به عنوان خواستگاه تشیع و بیداری اسلامی در کانون پروژه اسلام هراسی قراردارد درنتیجه پروژه ایران و اسلام هراسی به مهمترین راهبرد صهیونیسم بین الملل تبدیل گردیده است اما در نقطه مقابل این اقدامات مطالعات نشان میدهد که اقدامات امریکا پس از یازده سپتامبر به اقبال مردم غرب نسبت به قرآن منتهی گردید آنچنانکه دشمنی آنان با ایران به عزتمندی وتوانمندی کشورمان ختم شده است.
مطلب مرتبط::
تاملی در نامه رهبری به جوانان غربی/ 3
تاملی در نامه رهبری به جوانان غربی/ 2
تاملی در نامه رهبری به جوانان غربی/1