به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ بیش از یک سال دانشگاه بزرگ جنوب غرب کشور با سرپرست اداره می شود؛ یکی از دانشجویان این دانشگاه با ارسال یادداشتی حال و روز این روزهای دانشگاه را به تصویر کشیده است.
متن این یادداشت را در ذیل می خوانید:
به روزهای پایانی سال نزدیک می شویم و هر چه می گذرد و به نوروز نزدیک تر می شویم ولی حال و روز دانشجویان اهوازی مانند هوای اهواز نگران کننده می باشد، دانشگاه هم دیگر بوی نشاط علمی نمی دهد و کلاس هایمان در سکوت سرد مسئولین دانشگاه و اساتیدش در حالی که ده روز به عید داریم بوی تعطیلی می دهد و به جز انگشت شماری از کلاس ها بقیه خاک می خورند.
در دانشگاه ما چهل چراغ شعور سیاسی مسئولین دانشگاه سو سو می زند و شور سیاسی دانشجویان را نشانه رفته اند و هر برنامه ای که به کام شان ننشیند را لغو می کنند، چه مجوز داشته باشد و چه نداشته باشد، دیری نیست که مهمانان تهرانی و معلوم الحال معاون فرهنگی دانشگاه در مهمانسرای دانشگاه جولان می دادند و می گفتند آنچه را نباید می گفتند، و می گفتند آنچه را فراری های لندن نشین در شبکه های غربی فریاد می زنند و مسئولین فعلی دانشگاه هم با ایشان عکس یهویی و سلفی و دسته جمعی می گرفتند انگار نه انگار که این دانشگاه برای ما میراث شهید چمران است.
در دانشگاه ما دانشجویان با چشمی نگران عملکرد مسئولین دانشگاه را رصد می کنند و تودیع و معارفه هایی را به نظاره نشسته اند که بوی سیاسی کاری از آن بر می آید و نقل مباحث دانشجویان هم تاسیس و ابداع پست های جدید است در دانشگاه که در عمل هیچ کار مثبتی صورت نگرفته است ولی به نظر می رسد هر چه تعدد مسئولین در دانشگاه بیشتر و بیشتر باشد آن وقت قدرت بیشتری برای توجیه بی نظمی ها و ناهماهنگی ها و کمبودها بدست می آورند.
دانشجویان چمرانی همه در شوک جشنواره فیلم های علمی معاون فرهنگی هستند که چندین میلیارد تومان هزینه به بار آورد و نتیجه آن سالن هایی بود با تماشاگرانی کمتر از انگاشتان دو دست. چشمان دانشجویان چمرانی هر روز زیر هجوم صدها تراکت های رنگی و بنرهای چندین متری که تبلیغات فیلم های مورد دار و تایید نشده و البته هدف دار مسیر های دانشگاه را می پیمایند و هر روز در بنرها و تراکت های می نگرند که معاونت فرهنگی برگزار می کند ولی فیلم هایشان نه تنها بوی فرهنگ اسلامی نمی دهد بلکه ...
دانشگاه ما اساتید وابسته به برخی گروهک ها، و برخی از اساتیدی که در سابقه چند ده ساله شان در دانشگاه یک بار پا در نمازخانه دانشکده نگذاشته اند و در نمازهای جماعت شرکت نکرده اند، می شوند مدیر گروه و رئیس دانشکده ومعاون دانشکده و اساتیدی هم که امین دانشجویان و پیشنماز آنان هستند برچسب بی سوادی و چوب حزب اللهی بودنشان را می خورند.
دانشگاه ما انجمن های علمی دانشجویی موجود با کمترین هزینه ها و در بسیاری از موارد از جیب خودشان برنامه برگزاری می کنند ولی چون همسو با جریان مسئولین نیستند و نقش پیاده نظام را نمی توانند برای پیش برد اهداف حزبی شان پیاده کنند به انزوا کشیده می شوند و با لغو برنامه هاشان مواجه می شوند ولی دانشجویانی که به صراحت اعلام می کنند که آمده اند کار حزبی بکنند و وابسته به جریان اصلاح طلب هستند یا برخی شان با افتخار پایبندی خود را به افکار مارکس اعلام می کنند مجوز تشکل می گیرند...
دانشگاه ما به یک دانشجوی ترم 23 که هتاکی به پیامبر اعظم را در کارنامه سیاه خود دارد، یک اتاق پنج نفره در بهترین خوابگاه دانشجوئی می دهد و کمی آن سو تر بسیارند دانشجویانی مقطع کارشناسی ارشد که به خاطر پنج ترمی شدن حتی با دلایل معقول و منطقی از محیط خوابگاه رانده می شوند و به جرات می توان گفت در فلاکت کار پژوهشی خود را انجام می دهند!
وظیفه دانشگاه ما حراست است از ارزش ها و دستاوردهای انقلاب اسلامی که با خون دل ها خوردن به دست ما رسیده اند و باید دانشگاه ما و دانشگاهیان ما برای ناهنجاری های فرهنگی موجود در اهواز برنامه ها داشته باشد ولی هر روز شاهد ورود برخی دانشجویان زیر نظر حراست دانشگاه هستیم که لباس شان نا مناسب و دور از شان است و انگار نه انگار، نه معاونت فرهنگی دغدغه دارد و نه حراست و نه...
اینجا فقط دانشجویان نگران نیستند، بغض عجیب و غم فراوانی اطراف شهدای گمنام دانشگاه مان را گرفته است وقتی به زیارت شان می روم شدیدا دلم می گیرد، دستی نمی گذارد بازگردم، انگار می خواهند درد دل کنند یا شاید هم گلایه، نمی دانم شاید صدای رقص مختلط دختر و پسر در جشن های فارغ التحصیلی که به نسبت بدتر از کنسرت های رقاصان و خوانندگان آن ور آبی می باشد، به گوش شان رسیده است، شاید پخش ترانه و موسیقی های بسیار تند و مستهجن آزرده خاطرشان کرده و شاید هم ورود دانشجویان با کروات، شاید هم دود سیگار و شاید هم زمزمه نفوذ برخی افکار ... در بین دانشجویان و شاید هم سکوت مسئولین در برابر این همه...



