گفته میشود آیتالله هاشمی رفسنجانی، بیت امام(ره) از جمله حجتالاسلام سیدحسن خمینی را به بازی گرفته است تا در پازلی که وی علیه نظام طراحی کرده نقشآفرینی کند. به نظر نگارنده، این در بهترین حالت میتواند فقط یک بخش از ماجرا باشد. در اینکه آقای هاشمی دوست دارد سیدحسن خمینی را هم دربازی خود شریک کند، لزوماً شکی نیست؛ اما مسئله اصلی آن است که آیا اصل بازی، طراحی آیتالله هاشمی است و وی راسأ در حال "اداره" همه چیز و همهکس در بازی مذکور است؟
خبرنامه دانشجویان ایران: رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام روز گذشته در مراسم گرامیداشت سالروز ورود امام خمینی(ره) به کشور که در فرودگاه مهرآباد برگزار شد، در سخنان ساختارشکنانه و هتاکانه همراه بود با حمله به شورای نگهبان به اظهار نظر درباره افراد عدم احراز صلاحیت شده و خصوصاً پیرامون سیدحسن خمینی پرداخت. (اظهارات کامل هاشمی رفسنجانی از ایـنـجـــا)
عبدالله عبداللهی در یادداشتی که در اختیار «خبرنامه دانشجویان ایران» قرار داده به تحلیل سخنان هاشمی رفسنجانی پرداخته است که در ادامه می خوانید: آقای هاشمی رفسنجانی در سخنان روز گذشته خود به فقهای شورای نگهبان تاخته است که چرا صلاحیت حجتالاسلام حسن خمینی را تایید نکردهاند. هاشمی در این سخنان خود به سیاق چند ماه اخیر سعی کرده میزانی از رادیکالیسم را در موضع خود به کار ببندد که مطمئن شود اظهاراتش با واکنشهای گسترده روبرو میشود.

هدف آقای هاشمی از رادیکال کردن فضا روشن است. وی حامی اصلی دولت یازدهم محسوب میشود و ناکارآمدی دولت روحانی در عمل به وعدههای خود و حاکم بودن فضای "رکود" بر اقتصاد کشور از یک سو، ماجراهای فساد مهدی هاشمی و محکومیت قطعی وی در دستگاه قضا و... سرمایه اجتماعی دولت و حامیانش از جمله آقای هاشمی را در بدترین شرایط طی تقریباً 2 سال اخیر قرار داده است. هاشمی بدون شک یکی از اصلیترین عاملان وضعیت نامطلوب فعلی است، ولی قصد دارد با کشاندن دعوا به حوزههایی غیر از اقتصاد و معیشت، خود را از "عامل وضع موجود" به جایگاه "منتقد وضع موجود" بکشاند تا بتواند مانع فعال شدن ظرفیت منفیاش در انتخابات اسفند شود.
گفته میشود آیتالله هاشمی رفسنجانی، بیت امام(ره) از جمله حجتالاسلام سیدحسن خمینی را به بازی گرفته است تا در پازلی که وی علیه نظام طراحی کرده نقشآفرینی کند. به نظر نگارنده، این در بهترین حالت میتواند فقط یک بخش از ماجرا باشد. در اینکه آقای هاشمی دوست دارد سیدحسن خمینی را هم دربازی خود شریک کند، لزوماً شکی نیست؛ اما مسئله اصلی آن است که آیا اصل بازی، طراحی آیتالله هاشمی است و وی راسأ در حال "اداره" همه چیز و همهکس در بازی مذکور است؟
نگارنده معتقد است آیتالله هاشمی را نه تنها نمیتوان اداره کننده اصلی بازی فوق تصور کرد، بلکه وی در این بازی شأنی جز ادارهشوندگی ندارد. ایشان در این بازی از قضا در چند سطح در حال اداره شدن است.
آیتالله هاشمی آنگونه که چندی پیش نیز یکی از کارشناسان در گفتوگویی تشریح کرده بود، به دلیل شخصیت «خودمرکزگرا» و در پی شکستهای چند باره خود، به فردی مستعد اداره شدن توسط برخی گروهها از جمله اپوزیسیون تبدیل شده است.
طراحی اخیر که آیتالله هاشمی با سابقه برجسته در انقلاب اسلامی را دقیقاً در مقابل تمامیت نظام و نهادهای کلیدی جمهوری اسلامی قرار میدهد و از وی مواضعی حتی رادیکالتر از غربیها علیه نظام اسلامی منتشر میسازد، بلاشک ساخته و پرداخته شخص ایشان نمیتواند باشد. هاشمی اساساً اگر خردورزانه سیاست پیشه کند و حتی اگر دنیوی بیندیشد نیازی به مشارکت در این پروژه ندارد، اما شخصیت اداره شونده، حضور وی در این مسیر را تسهیل کرده است.
به اعتقاد نگارنده، هاشمی حتی در اداره حجتالاسلام سیدحسن خمینی هم نمیتواند جاده یکطرفه بسازد. درست است که میتوان فرض کرد آقای هاشمی برای ارتقای سرمایه اجتماعی و اثبات مدعاهایش بخواهد از اعتبار نسبی نوه امام(ره) استفاده کند، اما حالت مقابل این فرض را هم نمیتوان دست کم به همین اندازه مهم فرق نکرد. حالت مقابل آن است که حجتالاسلام خمینی، طلبه جوان فاضل که سوابق علمی و فقهی وی برای احراز صلاحیت در انتخابات خبرگان به اندازه نیست، بخواهد از موقعیت آیتالله هاشمی در حوزههای علمیه و قدرت رایزنی وی (سوء)استفاده کند.
لذا هرچند میتوان فرض کرد آیتالله هاشمی ذیل طرح استراتژیکی که برایش طراحی کردهاند، به صورت تاکتیکی بنا دارد از حجتالاسلام حسن خمینی استفاده ابزاری کند، اما این گزینه را هم نمیتوان از نظر دور داشت که آقای سیدحسن خمینی نیز به همان میزان بنا دارد از آیتالله استفاده کند!