خبرنامه دانشجویان ایران: متن زیر پژوهشی در مورد شناخت کابالا و سابقه تاریخی آن است و توسط وبلاگ "ضد کابالا " به آدرس www.antifbi.samenblog.com که با هدف رصد اعمال فراماسون ها، بیلدربرگ و ایلومیناتی و ریشه آنها یعنی "کابالا" شروع به کار کرده، جمع آوری شده است.
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، در میان آثار کهن رمزگرایی یهودیت باید برای سِفر یصیرا (کتاب آفرینش) که به فرضیه پیدایش جهان وجهان شناسی (خاستگاه و نظام عالم) می پردازد، جایگاه ویژه ای قائل شد. این کتاب که آشکارا ضد گنوسی است، تصریح می کند که آفرینش، کار خدای اسرائیل است و در دو سطح مختلف بوجود آمده است: سطح ذهنی یا غیرمادی و سطح عینی.
این امر مطابق روند پیچیده ای که ده عدد (سفیرا)، از نمادهای دستگاه ده دهی، حرف الفبای عبری را در کار آورده، انجام شده است. ده شماره یاد شده صرفا چون نمادهای ریاضی فرض نمی شوند؛ آنها عواملی جهان شناختی اند که اولین آنها روح خداست (البته باهمه ابهاماتی که واژه «روئح» در زبان عبری دارد) درحالی که نُه تای دیگر ظاهر مثالی سه عنصر (هوا، آب، آتش) و ابعاد فضایی (بالا، پایین، و چهار جهت اصلی) هستند.
حروف الفبا که آوا نوشته های مناسب صداهای زبان محسوب می شوند، اگر با مهارت خاصی به شکل ترسیمی و یا ترکیبی خود نوشته شوند، نیز ابزار خلقت اند. اندیشه بنیادین تمام این تأملات این است که سخن (یعنی زبان که مرکب ازکلماتی است که از حروف/ صداها شکل می گیرند) صرفا ابزاری ارتباطی نیست، بلکه همچنین کارایی ای است که برای ایجاد کردن موجودات درنظر گرفته شده است؛ سخن ارزش وجود شناختی دارد. عالمی که بوسیله سِفیراها وحروف بوجود می آید، براساس قانون تناظر میان جهان ستارگان، فصولی که دوره های زمانی را مشخص می کنند، وساختار روان تنی آدمی شکل می گیرد.

ادبیات عرفانی دین یهود
الف - ادبیات عرفان مَرکبه
کهن ترین شکل شناخته شده ادبیات قباله ای را درسنت عرفای مرکبه می توان یافت. این عرفا دل مشغول "مرکبه" یا "تخت ارابه خدا" هستند و معتقدند که می توانند با صعود، یا دربعضی از موارد نزول، از طریق راهروهای آسمانی بدان برسند.
در دوره معبد دوم(538 ق.م - 70م) آموزه ای باطنی مربوط به باب اول سِفر تکوین و باب اول کتاب حزقیال نبی این چنین بود. بیانات عقیدتی این مکتب به زودی بصورت پراکنده منتشرگشت. برخی از آنها بصورت رساله های موجزی بودند که پیکره کامل آنها نشان می داد که فقط بخشی از یک محصول حجیم اند. آنچه بدست ما رسیده است، محصول کارمؤلفانی است که در زمانی بین قرون پنجم و ششم میلادی زندگی می کردند. بزرگترین بخش این رساله ها، کتابهای هخالوت(و دربرخی دیگراز ترجمه ها «هیچالوت») نامیده می شوند؛ وشامل توصیفاتی ازقصرها و راهرو (هخال/هیچال) های آسمانی اند، که عقیده براینست که عارف درراه خود بسوی مرکبه، ازآنها میگذرد.

مهمترین این کتابها هخالوت بزرگتر و هخالوت کوچکتر است. سخنگوی اصلی در رساله هایی که تحت مقوله عام هخالوت کوچکتر قرار می گیرند، "خاخام آکیبا" است و به نظر می آید که این بخش از هخالوت کوچکتر، کهن تر باشد...
تأکید اصلی در این رساله ها برصعود عارف در سلوکش به سوی راهروهای آسمانی است. آنها تحت مقوله عام هخالوت بزرگتر قرار می گیرند، سفر عارف را از طریق هفت قصری که در زیر هفت آسمان است توصیف می کنند؛ هفت آسمانی که او باید در سیرش به سوی مرکبه از آنها عبور کند. این آثار نیز شامل توصیفات مفصل از اسامی رمزی و مهرهایی است که سالک باید با خود یا درذهن خود داشته باشد. اینها ضمانت کننده انتقال مطمئن به سلامت او ازطریق راهروهای آسمانی است.

در هرمرحله ای از این صعود، دروازه ای است که عبور ازآنها اقتضای مهری متفاوت و نامی مقدس را دارد. در این مجموعه ادبی است که آخرین مراحل پروازعارف به سوی بالا شرح داده شده است. آنجا توصیفاتی می یابیم از آنچه عارف باید انتظار مواجهه با آن را طی عبور از دروازه های ششم وهفتم این راهروها داشته باشد. اکثراین توصیفات بصورت مباحثاتی است که معتقدند بین دروازه بان این راهرو و سالک صورت گرفته است. سخنگوی اصلی در رساله های هیچالوت های بزرگتر، "خاخام اسماعیل" است.
یکی از معروفترین و آشناترین کتاب های هخالوت، کتاب یا رساله ی اخنوخ است. این کتاب شامل داستان هایی درباره اخنوخ (ادریس) است، که بنا به نقل، پینه دوز بود و به خاطر وقف زندگی اش به عبادت خدا او را به آسمان ها برد؛ همان جا که به اولین صف فرشتگان عروج کرد و خودش به صورت فرشته ای به نام شاهزاده دنیا درآمد؛ فرشته ای با گونه هایی از آتش، مژگانی ازنور و چشمانی از مشعل های برافروخته. (درجلد چهاردهم ترجمه ی تفسیر المیزان که توسط عالم بزرگ و جلیل القدرعلامه طبابایی (رحمه الله تعالی علیه) به رشته تحریر درآمده در ذیل آیه 56 و57 از سوره مبارکه مریم(علیها السلام) ضمن نقل داستان حضرت ادریس(علیه السلام) بیان می دارد که «نام ادریس به زبان یونانی طرمیس و به زبان عبری خنوخ بود که معرّب آن اخنوخ شده، و خدای عزوجل او را در کتاب عربی مبینش ادریس نامیده.». اما ما متوجه نشدیم که آیا ادریس فوق الذکر در کتاب هخالوت همان ادریس پیغمبر است یا خیر!!)
کتاب دیگری که درسنت عرفان مرکبه جای می گیرد، «مکاشفات ابراهیم» است. این اثر گزارشی است از اینکه چگونه ابراهیم به خود مرکبه صعود کرد و صدای خدا را شنید که به او دستور می دهد که بیشتر صعود کند.
ادبیات عرفای مرکبه وسیع است، اما تنها بخشی اندک از آن ترجمه شده است. اگر کار طبع ونشر این ادبیات به پایان رسد دانش ما از عرفان یهود وسعت خواهد یافت.

ب - ادبیات قباله
1 - کتاب آفرینش (سِفر یصیرا)
بسیاری از پیروان قباله این کتاب را سنگ بنای مکتب خود تلقی می کنند، که بدون آن نمی توان به رازهای مکتب قباله پی برد. کتاب آفرینش یکی از کتاب هایی است که از روش باطنی ای که به نظریه های مربوط به پیدایش جهان و جهان شناسی میپردازد، سر زد. سنت کهن خاخامی می دانست که چنین اطلاعاتی برای عوام نیست و کمال مطلوب آن است که این اطلاعات از استاد به شاگرد، بصورت شفاهی، منتقل شود. این ممنوعیت درباره کتاب آفرینش اعمال شده بود، زیرا مطالب گنوسی ای که درآن بود، در صورت تحریف، بدعت آمیز می نمود.
زمان نوشته شدن مکتوباتی را که شامل سِفریصیرا(کتاب آفرینش) هستند، بین قرن سوم وششم میلادی دانسته اند. کتاب آفرینش فقط شش فصل دارد؛ و حتی درکامل ترین چاپ ها هم بیش از 1600 کلمه نیست. آموزه ای که در آن شرح داده می شود بر ابراهیم ظاهر شد. سنت خاخامی می گوید ابراهیم، وحی وانکشاف الهی راننوشت، بلکه به صورت شفاهی آن را به پسرانش منتقل کرد.

فصل آخرکتاب آفرینش صریحا نشان می دهد که به وجودآمدن این کتاب درنتیجه تجربه ای کشف وشهودی بوده است. قسمت اول این کشف وشهود دوبخشی مربوط به ده سِفیرا یا ده شماره است؛ حال آنکه قسمت دوم مربوط به ایجاد الفبای عبری بعنوان وسیله ای الهی برای آفرینش معرفی میگردد، که اساس همه چیزاست.
باید دانست که کتاب آفرینش به هیچ وجه معرف همه آموزه های قباله نیست. درآن هیچ اشاره ای به اصول عمده دیگر مکتب قباله و حتی شخینا نشده است. دقیق تر بگوییم: حتی شامل اشاره به سفیراها، بمعنای کامل آن نیز نیست. آنچه درفصل اول آن آمده، بحثی است درباره به کاربردن اعداد، یا آنچه به کاربردن عدد سفیراها شناخته شده است. هیچ اشاره ای به نظام وسیع معانی عرفانی ای که دربسط کامل آموزه سفیروث ظهور کرد، نیست.
پژوهشی درباره شناخت عرفان های کاذب غرب
قسمت های گذشته
قسمت اول/ "کابالا" از کجا پدید آمد؟
قسمت دوم/ از جادوگران مصر باستان تا کاهنان قبالا
قسمت سوم/ اصول الحادی که به تورات افزوده شده است
قسمت چهارم/ تعالیم مخالف اصول آفرینش
قسمت پنجم/ از شوالیههای مصر تا ماسونها



