سینمای کمدی در میان دیگر ژانرهای سینما ژانری محبوب و مخاطب پسند است و در تمام گونه های سینمایی مانند سینمای هالیوود این محبوبیت به شکل چشمگیری دیده می شود و مفهومی واقعی از سینمایِ سرگرمی را به نمایش می گذارد. در ایران نیز سینمای کمدی محبوب تر از سایر ژانرهای پرده نقره ای است.
خبرنامه دانشجویان ایران: علی همت زاده*// سینمای کمدی در میان دیگر ژانرهای سینما ژانری محبوب و مخاطب پسند است و در تمام گونه های سینمایی مانند سینمای هالیوود این محبوبیت به شکل چشمگیری دیده می شود و مفهومی واقعی از سینمایِ سرگرمی را به نمایش می گذارد. در ایران نیز سینمای کمدی محبوب تر از سایر ژانرهای پرده نقره ای است و نمود این محبوبیت را می توان با رصد جدول فروش فیلم های روی پرده چند ساله سینما به خوبی مشاهده کرد. آنچه در جدول فروش مشاهده می شود، فروش حدوداً 5 برابری سینمای کمدی است.
در اکران های اخیر سینما نیز فیلم هایی همچون «من سالوادور نیستم» و «50 کیلو آلبالو» و قبل تر در اکران فیلم های اخراجی و رسوایی این واقعیت که سینما یک سرگرمی برای مخاطب است، را به وضوح نشان داد یا لااقل ثابت کرد که اکثریت مخاطب سینما این چنین به آن نگاه می کنند.
رضا عطاران بازیگر و فیلمسازی که محبوبیت اجراهای او از دید مخاطب تیزبین سینما دور نمانده و همواره او نیز سعی کرده تا با ورود خلاقیت به کمدیش لبخند را بر لب مخاطبان سینما بنشاند. این بار با فیلمی متفاوت تر از گذشته سعی بر انجام این کار دارد و همین او را برای مخاطب قابل احترام می کند.

دراکولا، اثری است که با نقد شبکه های اجتماعی و جوزدگی ناشی از آنارشیسم آن آغاز می شود و سپس با ورود به دنیای اعتیاد و ولنگاری در تلفیق شبکه های اجتماعی و اعتیاد اثری کمیک بوجود می آورد که مخاطب تا انتهای فیلم از تنوع در طنزپردازی آن دلزده نمی شود، ویژگی جالب توجه در این فیلم اشاره ای است که به مصرف شیشه می شود و اینکه یکبار پس از مصرف آن بتمن در توهمات عطاران او را تعقیب کرده این نکته ذهن را به سمت سوق می دهد که آیا دراکولای عطاران توهم است؟ با این حال در ادامه اشاره ای به این نکته نمی شود و این مطلب تا پایان به حال خود رها می شود. با همه اینها پایان بندی خوب فیلم و بهانه برای پایان دادن به آن، از پس قصه گو بودن فیلم برآمده و قابل اغماض نیست.
آنچه دراکولا را قابل تامل می کند طنز مبتذل آن است،عطاران با شوخی های جنسی به فیلم شوک می دهد و حتی چند دقیقه از فیلم ذهن مخاطب را درگیر هم جنس بازی می کند. در یکی از کمدی ترین سکانس های فیلم عطاران بحث درآوردن شلوارش را مطرح می کند که برای اهالی سینما این عمل یادآور صحبت های جندسال پیش اوست که گفته بود برای خنداندن مخاطب اگر لازم باشد حتی شلوارش را هم پایین می کشد. این موضوع در دراکولا عملی می شود؛ اما با تمام این اوصاف و با در نظر گرفتن احترام عطاران به مخاطبان سینما، این سوال مطرح می شود که این آیا مخاطب زدگی باعث این هجم از شوخی های جنسی شده است؟ آیا نمی توان بدون ابتذال مخاطب را خنداند و اصولاً آیا هر آنچه مخاطب را می خنداند کمدی است؟ تمامی این سوالات و خیلی سوالات دیگر که قابل طرح و بحث هستند این نکته را یادآور می شود که کمدی های امثال دراکولا اگر در ادامه کار قبح شکنی اجتماعی همراه نداشته باشند موفق نمی شوند و این به وضوح فریاد می زند که کمدی و ژانر آن با آنچه در دراکولا مطرح می شود فرسنگ ها فاصله دارد.
* منتقد و کارگردان