تاریخ انتشار: سه شنبه 1395/05/19 - 17:51
کد خبر: 206817

سیدمهدی حاجی‌آبادی

«پوپولیست‌»های معرفت‌شناس!

«پوپولیست‌»های معرفت‌شناس!

امروز به دلیل آنکه نظریات سریع القلم بعنوان چراغ راه دولت یازدهم در دستور کار قرار گرفته و وی تئوریسین دولت شده است، دیدگاه ها و نظریاتش زمینه پیاده سازی در میدان عمل نیز پیدا کرده است، و چون عملیاتی شدن این نظریات اثری به غایت مهم بر آینده و سرنوشت کشور دارد، بررسی آن ها اهمیتی دوچندان یافته است.

خبرنامه دانشجویان ایران: سیدمهدی حاجی آبادی// امروز به دلیل آنکه نظریات سریع القلم بعنوان چراغ راه دولت یازدهم در دستور کار قرار گرفته و وی تئوریسین دولت شده است، دیدگاه ها و نظریاتش زمینه پیاده سازی در میدان عمل نیز پیدا کرده است، و چون عملیاتی شدن این نظریات اثری به غایت مهم بر آینده و سرنوشت کشور دارد، بررسی آن ها اهمیتی دوچندان یافته است.

هرچند شاید ناچار باشیم از برخی مصاحبه ها یا نوشته های دیگر سریع القلم نیز به عنوان نمونه هایی برای بررسی همه جانبه نگاه وی به مقوله توسعه و جایگاه آن در ایران اشاره کنیم.

محمود سریع القلم با وجود همه تناقض ها و نوسانات مختلف در نظریات و دیدگاه‌هایش در یک موضوع همواره ثابت قدم مانده و آن اینکه اصول توسعه، ثابت و جهان شمول اند.

مدعی هستیم که ستون فقرات این مبانی نظری، پوزیتیویسم است. در دوره هایی از دوران جدید غرب به خصوص از اواسط قرن نوزدهم تا اواسط قرن بیستم، انگاره های پوزیتیویسم، شاخص «علمی» و «غیر علمی» بودن دانش محسوب می شود اما در چارچوب آنچه که «کوهن» در کتاب «ساختارهای انقلاب های علمی» می گوید دچار «بحران» شد و نتوانست در برابر مسایل طرح شده پاسخگو باشد و شیفت پارادایمی از پوزیتیویسم به پارادایم های «فراپوزیتیویستی» (ابطال پذیری و تجربه گرایی منفی پوپر)، «تفسیری و تفهمی»، «انتقادی»، «پست مدرن» و «هنجاری ها و نو هنجاری ها» شکل گرفت و معادله در علوم انسانی برای علمی بودن و غیر علمی بودن برعکس شد و نزدیکی به چارچوب های پوزیتیویستی به مصداق غیر علمی شدن مبدل شد.

پوزیتیویسم که مبنای هستی شناسانه خود را تنها به آنچه تجربه کردنی است گذاشته و به لحاظ معرفت شناسانه نیز مشاهده و چیزهایی مانند آن را طریق کسب معرفت درست می داند، با یک چالش اساسی روبرو شد و آن این بود که برای توجیه این تلقی هستی شناسانه و معرفت شناسانه خود نمی توانست استدلال تجربی کند و باید استدلالی «غیر تجربی» می کرد.

یعنی مبنای اصالت دادن به تجربه، خود غیر تجربی است. تاکید بر روش های استقرایی این پارادایم را چنان آسیب پذیر کرد که پوپر با طرح مسئله تجربه گرایی منفی به کمک آنها آمد تا به جای «اثبات پذیری»، از «ابطال پذیری» به عنوان شاخص علمی بودن گزاره ها سخن گفته شود برای اینکه بتواند نگاه تجربه گرا را قابل دفاع تر کند. اما با نگاه به آثار مکتوب و بیان شفاهی دکتر سریع القلم به عنوان چهره تئوریک مبانی نظری دولت یازدهم، می بینیم که یک پوزیتیویسم تند و خام بر آنها حاکم است.

سریع القلم در کتاب «عقلانیت و توسعه یافتگی» دو فرضیه را راهنمای همه مباحث خود می داند که بنیادین بودن این گزاره ها را در این مبانی نظری نشان می دهد که در اولین آنها معتقد است: «توسعه یافتگی همانند طبیعت، بر قواعد و قوانینی استوار است» (ص15 پیشگفتار). این گزاره، یک گزاره کاملا پوزیتیوستی است.

در پوزیتیویسم، علوم انسانی و علوم طبیعی همانند انگاشته می شود و تلاش می شود برای آن مانند علوم طبیعی «قانون» به دست آورد.

وی در همین کتاب «ویژگی های ذهن یا ذهنیت در علوم انسانی را در اصولی خلاصه می کند که اصل «مشاهده»، اولین آنهاست. در توضیح این اصل می گوید که عمده علوم انسانی به طور مستقیم یا غیر مستقیم با عینیات سروکار دارد و فردی در علوم انسانی موفق تر است که مشاهده گر باشد (ص 18 همان کتاب).

او برای پیش بردن دیدگاههای خود، بیش از هر چیز به مصداق های خارجی و استقرا اصول توسعه از آنها اشاره می کند. در همین بحث توسعه یافتگی دائما از ترکیه و مالزی و چین و... برای صحت مدعاهای خود استدلال می کند.

به بیان ساده تر، پوزیتیویسم با تاکیدی که بر امور تجربه شدنی و محسوس و قابل مشاهده می کند، یک نوع معرفت شناسی «پوپولیستی» (عامه پسند) است که در نگاه اولیه برای مخاطب عامی و نامتخصص حالت اقناعی نیز دارد اما با مطالعه عمیق تر و جدی تر دیده می شود که واقعیت با آنچه ظاهرا فهمیده شده است، متفاوت است.

معتقد است امر توسعه دارای ویژگیهای ثابتی ‌بوده و لاجرم برای ‌همه یکسان است و این ایراد بزرگی است که نویسنده برای رفتارهای اجتماعی و انسانی با محوریت توسعه ‌اصول ثابت را فرض می کند. در حالیکه مفهوم توسعه مناسب با ساختار سیاسی، فرهنگی، اقتصادی ‌از یک کشور به کشور دیگر کاملا فرق می کند.

به نوعی فقر توسعه در ایران را ناشی از عدم مدیریت متخصص‌ترین، بهترین و باسوادترین افراد می داند اما ‌گویا نویسنده توجه نکرده است که اغلب مدیران درسطوح مختلف، تحصیل کردگان عالی، و عموما فارغ التحصیل دانشگاه های غربی هستند.

بنابرین نکته ای که نویسنده محترم از آن غفلت کرده است این می¬باشد که عموما محور توسعه اقتصادی، حتی در موارد سیاسی ‌هم در ایران بر اساس اندیشه تحصیل کردگان کشورهای غربی صورت گرفته است و اینکه نتیجه ملموس نداشته است، نشان دهنده آن است ‌که توسعه اقتصادی یا سیاسی بر محور غرب در داخل کشور مشکل گشا نبوده است.

به طور خیلی روشن چناچه با قبول پارادایم پوزیتیویستی وارد سال های قبل از انقلاب اسلامی بشویم و از شکل گیری پدیده انقلاب اسلامی سئوال کنیم به طور طبیعی پاسخ پوزیتیویست گراها، منفی است و آن را نشدنی می دانند چرا که هیچ تجربه ی مشابهی از نظر شرایط و ویژگی های موثر بر پدیده انقلاب اسلامی در دنیا  تا آن زمان تجربه نشده است.

«برینگتون مور» در کتاب معروف خود «ریشه های اجتماعی دیکتاتوری و دموکراسی» متکی به تجربه های صورت گرفته از سه نوع انقلاب «بورژوازی»، «فاشیستی» و «دهقانی» صحبت می کند.

در واقع به لحاظ روش شناختی نگاه دکتر سریع القلم به توسعه چیزی شبیه دیدگاه مور درباره انقلاب هاست با این تفاوت که مور از سه نوع انقلاب صحبت می کند اما دیدگاههای دکتر سریع القلم ما را به یک نوع توسعه یعنی غربی می رساند.

اما نظر متفکرانی چون فوکو یا تدا اسکاچپول نشان میدهد که نگاه پوزیتیویستی در مسئله انقلاب اسلامی اشتباه است. فوکو با مرور علل و عوامل تجربه شده در انقلاب ها و فقدان آن در انقلاب اسلامی ایران،  «منحصر به فرد بودن» را از ویژگی های انقلاب اسلامی ایران می داند:

«‎ما در صورتی یک انقلاب را به رسمیت می شناسیم که دو دینامیسم را در آن مشاهده کنیم: یکی دینامیسم تضادهای درون این جامعه یعنی دینامیسم مبارزه طبقاتی یا دینامیسم رویارویی های بزرگ اجتماعی، و دیگری دینامیسم سیاسی یعنی حضور یک پیشگام یعنی یک طبقه حزب یا ایدئولوژی سیاسی و خلاصه نیروی پیشتازی که همه ملت را به دنبال خود می کشد.

اما به نظرم می رسد که در آنچه در ایران روی می دهد نمی توان هیچ یک از این دو دینامیسم را که برای ما نشانه های بارز و علامتهای روشن پدیده ای انقلابیند، تشخیص داد. جنبشی انقلابی که نتوان جایگاه مبارزه طبقاتی و تضادهای درونی جامعه و یک پیشگام را در آن مشخص کرد از نظر ما چه می تواند باشد؟‎»

همه این دیدگاهها نشان میدهد که نگاه پوزیتیویستی در مسئله انقلاب اسلامی دچار بحران است که نقطه سرآغاز شرایط جدید در ایران و دولت یازدهم یکی از دولت های شکل گرفته در آن است.

این رویکرد در حوادثی مثل جنگ 33 روزه اسراییل با حزب الله نیز ناتوان است. چون در چهار جنگ تجربه شده اعراب با اسراییل در دوره هایی که اعراب چندین کشور و نسبت به الان قوی تر بوده اند و اسراییل از سال 85 شمسی ضعیف تر، طرف مقابل اسراییل، شکست خورده است.

حالا چطور ممکن است یک گروه کوچک مثل حزب الله بتواند اسرائیل امروز مجهز نظامی را شکست بدهد؟

بنابراین متناسب با «منحصر به فرد بودن» انقلاب اسلامی که در دیدگاه جمع بزرگی از متفکران و تئوریسین دنیا آمده است که در این جا به برخی از آنها اشاره شد، نوع توسعه ای که جمهوری اسلامی به دنبال بدست آوردن آن است نیز متفاوت خواهد بود و تقلید توسعه گرایی در تعریف غربی و به شیوه مالزی و ترکیه و کره جنوبی و... نوعی نقض غرض انقلاب اسلامی است.

بر همین اساس در مبانی انقلاب اسلامی که در قانون اساسی جمهوری اسلامی و دیدگاههای امام و رهبر انقلاب اسلامی و سایر متفکران آن  متجلی است، صراحتا با تعریف از توسعه به شکل غربی مخالفت شده است و مسیر دستیابی به جای برونزایی،  درون زا در نظر گرفته شده است.

طرح «الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت» از سوی عالی ترین مقام رسمی کشور در چند سال گذشته و فراخوان همه نخبگان و صاحب نظران برای تدوین چنین الگویی نیز از همین منطق پیروی می کند و نشان می دهد که جمهوری اسلامی هم در تلقی از توسعه و هم در راه رسیدن به آن به دنبال تکرار مدل های غربی نیست:

«وقتى می‌گوئیم پیشرفت، نباید توسعه‌ى به مفهوم رائج غربى تداعى بشود. امروز توسعه، در اصطلاحات سیاسى و جهانى و بین المللى حرف رائجى است. ممکن است پیشرفتى که ما می‌گوئیم، با آن چه که امروز از مفهوم توسعه در دنیا فهمیده می شود، وجوه مشترکى داشته باشد - که حتماً دارد - اما در نظام واژگانى ما، کلمه‌ى پیشرفت معناى خاص خودش را داشته باشد که با توسعه در نظام واژگانى امروز غرب، نبایستى اشتباه بشود» (رهبر انقلاب، در جمع دانشجویان و اساتید کردستان، اردیبهشت 88).

اما سریع القلم منطقه تلاقی غرب و ایران را مسائل فنی و اقتصادی می داند، در حالی که عامل اصلی ‌در اثر گذاری به جوامع مسائل فرهنگی است هر چند که با نام ‌عناصر اقتصادی و فنی صورت‌گیرد.

لذا ایشان مدعی است که سیاست های غرب‌ستیزی ما ناشی از شناخت سیاسی‌ما از غرب و ‌غفلت از ماهیت و شناخت فلسفی ‌است .‌در پاسخ باید گفت ‌مگر غرب با رویکرد ‌و اندیشه فلسفی با ایران مواجهه‌ ‌نموده است؟!

اتفاقا ‌غرب نسبت ‌به ایران ‌بیشترین مواضع تند و خصمانه سیاسی را ‌از حیث شناختی و فلسفی دارد و هدف عمده غرب تسلط و استعمار ایران بوده است، و تاریخ و رقم زدن دومرتبه کودتا در کشور ‌شاهد این مدعا است.

در ادامه به بررسی دسته بندی کشورها براساس سطح توسعه یافتگی از نظر سریع القلم در کتاب مزبور و ادامه ی نقد مباحث آن خواهیم پرداخت.

مرتبط ها
نظرات
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
معرفی کسب و کارها
ادعای ترامپ درباره توافق احتمالی با ایران
انهدام یک پهپاد MQ۱ با آتش پدافند سپاه
صادرات نفت از تنگه هرمز شاید هرگز به سطح پیش از جنگ بازنگردد
گروه A جام جهانی ۲۰۲۶، گروهی یکدست با حضور میزبان
«حنظله» مرکز هولوکاست را هک کرد
خسروپناه: شهید رییسی در حکمرانی اجتماعی مرد میدان بود
پزشکیان: حل مشکلات کشور از حاشیه و با نظاره‌کردن امکان‌پذیر نیست
راهپیمایی ۱۰ کیلومتری از میدان امام حسین(ع) تا میدان آزادی در تهران
نوسازی تجهیزات به جای شوک قیمتی
زلفی‌گل: شهید رئیسی منافع ملی را بر همه ملاحظات ترجیح می‌داد
به ابهامات خبری و چندصدایی در جامعه پایان دهید / افکار عمومی نباید از رسانه‌های دشمن اخبار مذاکرات را بشنود
دانشگاهیان آزاده جهان مقابل این جنایت‌ها سکوت نخواهند کرد
میدان و دیپلماسی دوشادوش هم آماده برای هر وضعیتی
اطلاعیه فدراسیون فوتبال در مورد لیست ۲۶ نفره تیم ملی برای جام جهانی
نبرد سنگین میان نیروهای مقاومت لبنان و نظامیان صهیونیست
ایران در شاخص مقالات پراستناد جهان به رتبه ۶ رسید
بلوف‌های هالیوودی آمریکا و صهیونیست‌ها در برابر ملت ایران شکست خورد/ در هر توافقی باید تمام خطوط قرمز تعیین شده رعایت شود
کسب موفقیت تازه دانشگاه علوم پزشکی شیراز در نظام رتبه‌بندی جهانی QS در سال ۲۰۲۶
پرسپولیس رسما از آسیا جا ماند
گروسی: با ایران گفت‌وگوی حداقلی داریم/ ان‌پی‌تی در خطر است
مدیریت تنگه هرمز توسط نیروهای مسلح ایران با اقتدار کامل اعمال می‌شود
نظرسنجی
بنظر شما باتوجه به حوادث اخیر و شکست سنگین از ایران، چقدر احتمال فروپاشی رژیم صهیونیستی وجود دارد؟





مشاهده نتایج
go to top